رجوی جنایت کار در اوهام بسر می برد
بعد از کشته شدن تعدادی دیگر از اعضای فرقه باز هم مسعود رجوی شیاد در یک پیام به نام لشکرهای فدایی البته”به خوانید لشکرهای زوار در رفته و بی خاصیت” باز هم خواست از جنایتی که انجام داده خود را مبرا کند او که در هپروت بسر می برد و از بس در تاریک خانه های خود بسر برده در یک پیام سراسر مسخره ادعا می کند که به اصطلاح ارتش بی یال و دمش هنوز هوای سرنگونی دارد!.
رجوی مسئول کشتن اعضای فرقه در لیبرتی می باشد
اگر قدری به عمق این مسئله نگاه کنیم در خواهیم یافت که اصرار رجوی ها مبنی بر باقی ماندن در عراق و کارشکنی در کار انتقال آنها به کشور آلبانی و برای اینکه مهر سکوتی بر شکست های استراتژیک خود بزند این افراد را با بهانه های مختلفی در عراق نگهداشته و اکنون شاهد هستیم که تعداد دیگری از افراد در راه باطلی که رجوی جنایت کار آنرا ترسیم نموده کشته شدند.
رجوی ها با کارشکنی در انتقال اعضا به کشور ثالث عامل اصلی کشته شدن آنها هستند
هدف رجوی ها از نگه داشتن اعضا در عراق و به کشتن دادن تدریجی آنها این است که اولا تضمینی برای سلامت و امنیت خود پیدا کنند. ثانیا رجوی ها می دانند اگر بین اعضا و دنیای بیرون و منجمله خانواده های شان ارتباط برقرار شود، مغزشویی ها بی اثر شده و سپس آنها دست به افشاگری خواهند زد. بنابراین با به کشتن دادن آنها، راه افشاگری را می خواهند ببندند. ثالثا با این روش پلید و غیر انسانی برای دستگاه تبلیغاتی خود خوراک تهیه می کنند.
کافر همه را به کیش خویش پندارد
اخیرا مسعود رجوی هرزه و همسر هرزه تر از خودش , این دو سر مزدور کثیف ولیعهد وهابی عربستان سعودی ,مطالبی را در مورد دوست عزیزمان آقای هادی شبانی بلغور کرده اند که لازم است جواب داده شود. بعد از فوت شادروان صمد نظری , آقای شبانی جای خالی این دوست شفیق را بعنوان مسئول انجمن نجات مازندران پر نمودند و الحق که با پشتکار و زحمات بی شائبه ی خود و با اخلاق نیکو و فروتنی و مردم دوستی که دارند , توانستند خیلی خوب از پس این مسئولیت وجدانی بر آیند.
مریم قجر و افاضات او در مورد روز نفی اعدام
مریم قجر در یک نمایش مسخره دیگر سعی نمود باز هم خودی نشان دهد و به اصطلاح روز نفی اعدام را گرامی بدارد در حالی که او یکی از حامیان اصلی اعدام در جهان می باشد که نمونه های زیادی در درون فرقه وجود دارد که می تواند نافی حرفهای او باشد این زن داعشی در جایی از حرف های بی مصرف خود می گوید آیا حقوق بشر فقط در کاغذ قطعنامهها و میثاقهای بینالمللی باید مورد احترام باشد؟
لق لق زبان رجوی ها در مورد آمار کشته های فرقه
رجوی ها تا کی می توانند با این فریب و دروغ گفتن به دیگران زندگی کنند؟ تا کی می خواهید از افرادی که مسئول قتل شان خود رجوی است برای حیات ننگین خود استفاده کنند؟ اگر چه برای من و دوستان امثال من کاملا روشن است که نگاه و هدف رجوی ها فقط در کشتار و خون ریزی است که می تواند به حیات ننگین خود ادامه دهد و این جمله برای ما کاملا روشن می کند که وقتی نیروهای عراقی برای ایجاد پست بازرسی در داخل قرارگاه با نفرات فرقه درگیر می شوند رجوی جنایتکار پیام می دهد که باید بیشتر از اینها کشته می دادید و شما در این کار بهای لازم را نپرداختید. رجوی ها اصلا ارزشی برای جان افراد قائل نیست و همیشه به دنبال ریختن خون می باشد.
استفاده ابزاری مریم قجر از فرزاد و پریا در شوی مسخره فرانسه
سرکرده فرقه در یک اقدام مسخره به نام گردهمایی به مناسبت روی نفی اعدام سعی نمود تا باز هم ماهیت زشت و پلید خود را مخفی نگهدارد.و در این برنامه از دو نفر که مطرح شد به تازه گی از ایران خارج شدند استفاده نماید تا بیشتر این مراسم را تحت تاثیر قرار دهند. یکی از نفراتی که فریب تبلیغات فرقه را خورد زندانی به نام فرزاد مدد زاده که وی در این مراسم به اصطلاح از وضعیت زندانهای ایران اشاره نمود که البته باید گفت وی کاملا در زمینه توجیه شده تا بتواند چگونه از احساسات نفرات شرکت کننده استفاده نماید.
وقتی ملکه ترور، نقاب ضد اعدام به چهره می زند
رجوی ها هنگامی که صدام دیکتاتور بعنوان اربابشان در قدرت بود، در تشکیلات خود در اشرف (که نمونه ای حکومتی بود که آنها مدعی آن هستند) که هیچگاه هم مجموع نفرات آن از چند هزار نفر بیشتر نشد، بارها و بارها در نشستهای مختلف به اعضا گفته بودند «کسانی که می خواهند از فرقه جدا شوند، حکم شان اعدام است». رجوی می گفت «ما از سال 60 در حال جنگ هستیم و بنابراین هر کس از فرقه جدا شود یعنی میدان جنگ را رها کرده و حکمش اعدام است»
پاسخ به یاوه گویی ها و اراجیف فرقه رجوی ها علیه جدا شده ها
حال چرا فرقه دراین شرایط وآنهم بیشتر روی سه الی چهار نفر کوک کرده خود جای سوال باقی است، البته برای ما ها پرواضح است که فرقه هرموقع دچار بن بست استراتژیک می گردد سریع می رود روی مسائل ومشکلات اعضای درون وبیرون وبا بامبول قرار دادن مسائل آنان سعی می کند خود را ازمخمصه برهاند، نمونه این جریانات می شود از شروع فازنظامی(جنگ مسلحانه) وآمدن به عراق ویا شکست در عملیات مرصاد ونهایتاًهم سرنگونی صدام که پایانی بر پایان خط وخطوط فرقه رجوی بوده است.
دروغ های بی پایان فرقه رجوی
رجوی ها از یک سو مدعی هستند زندان های ایران قرون وسطایی است و زندانیان تحت شدید ترین فشار ها قرار داشته و از امکانات اولیه زندگی هم محروم هستند ولی اعلام نمی کنند که چطور زندانیان در این زندان ها به آخرین تجهیزات ارتباطی دسترسی دارند که به وسیله آنها می توانند بلافاصله مطالب شان را به دنیای خارج از زندان آن هم بدست فرقه رجوی برسانند؟!
بازخوانی ارتش اسارت بخش فرقه رجوی به مناسبت هفته دفاع مقدس – قسمت سوم
از زمستان 1378 تا زمستان 1380 سازمان نزدیک به ده فقره عملیات خمپاره زنی در تهران انجام داد. از آن جا که خمپاره، سلاح دقیقی نیست و اساساً این سلاح نیمه سنگین ویژه فضای باز و بر علیه سنگر ساخته شده است، استفاده از آن در محیط شلوغ شهری، نشان دهنده یک عمل کور تروریستی بر علیه شهروندان بیگناه است. نتیجه هم نشان داد که قربانیان و شهدای این ترورها و خمپاره اندازیهای بی هدف، شهروندان بیگناه و افراد غیرنظامی بودند.
بازخوانی ارتش اسارت بخش فرقه رجوی به مناسبت هفته دفاع مقدس – قسمت دوم
سومین کتاب را فرد دیگری به نام فریدون گیلانی یکی از اعضای جدا شده شورای باصطلاح ملی مقاومت فرقه نوشت. این کتاب که عنوان «تیشهها و ریشهها» را داشت، وارد بحث تئوریک چرایی و چگونگی جدا شدن نیروهای معترض از فرقه رجوی شد و معترضین را به خیانت، همراهی و همدستی با وزارت اطلاعات متهم کرد. جالب این که در این سه کتاب و کتابها و نوشتههای بعدی فرقه در این رابطه، تمام شخصیتهای سیاسی اپوزیسیون که به شیوه کار مسعود رجوی در زندانی کردن و تحت فشار قرار دادن اعضای فرقه معترض و انتقاد داشتند، همزمان به مزدوری برای ایران متهم شدند.