چالشی بزرگ در مقر مریم قجر بعد از مرگ جابرزاده
متعاقب مرگ جابرزاده مصیبتی بزرگ وجانکاه مریم قجررا دربرگرفت وزودی عناصر بی هویت جیره ومواجب بگیرخود در شورای دست سازملی مقاومت را گردهم آورد تا راه و چاره ای بیندیشند!
نامه پدری منتظر و رنجور به خانم عاصمه جهانگیر
چرا باید پدر و مادری از فرزندش به مدت 30سال فقط وف قط جرمش دفاع از کشوروشرکت درجنگ بوده از دیدار فرزندش محروم باشد؟
جشن ملی ایرانیان و دروغهای فرقه رجوی
رجویها این دشمن دون وابله غافل ازاینکه نه تنها آرایشگران بل سایرصنوف ازهمنوعان عزیز وخون گرم میهن عزیزمان ایران با تمام امکانات داوطلبانه به راهپیمایان سرویس دهی میکردند وازاین امرانسانی وانقلابی لذت میبردند.
تبریک به آقای منصور شعبانی عضو جداشده از تشکیلات سیاه رجوی
به شکرانه خداوند منان بسیار شادمان و مفتخرم از جانب خود و به نمایندگی از خانواده های چشم انتظار گیلان ؛ ازدواج فرخنده و مبارک را به ایشان و همسر گل شان تبریک و تهنیت بگویم
۱۹ بهمن ۱۳۶۰ فدای بی کران یا که خیانت جاودان رجوی!
بیشک حادثه تلخ 19 بهمن 1360 وبه قربانگاه فرستادن شماری ازاغفال شدگان ازجمله موسی خیابانی واشرف ربیعی وتنی چند از فرشتگان کودک بیگناه همچون مصطفی رجوی درشمارخیانت جاودان رجوی درکارنامه سیاه تروریستی اش برجسته وقابل بخشش نیست
مادران ؛ منتظران بدرود یافته – قسمت هجدهم
خانم بازرگانی بی آنکه لحظه ای درنگ داشته باشد جواب داد که حاضرهستم هرروز وهرساعت به دفتر انجمن بیایم ودرعوض بتوانم دقایقی دخترم را درآغوش خود بفشارم
متاثر از در گذشت مادر فریدون پرورش عضو اسیر رجوی درآلبانی
تنها جمله آذری مادر با چشمان گریان این بود” منهم ازخدا چیزی نمیخواهم الا جگرگوشه ام” و بعد سربه زیر با گوشه چادرشان اشکهایش را پاک کرد.
نامه به وزیر خارجه فرانسه
به تاکید ازشما درخواست داریم که با خروج مریم قجرازکشورتان برنگرانیهای ملت ایران خاصه خانواده های چشم انتظارکه درمعرض خشونت وتروریسم رجوی هستند؛ مهرپایان بزنید.
کودکان آوارشده دیروز مجاهدین ؛ عوامل امروز رهایی نگون بختهای اسیر آلبانی
خوشحال شدم چونکه بعد 22 سال درآغوش مهربانانه شون قرارگرفتم. ناراحت شدم چونکه رجوی آشغال دوتا بیمار رو دستم گذاشت عموجون. خیلی نحیف و لاغربودن ومهمترازهمه هنوزهم میترسیدن که با من دیدارمیکردن.
حادثه دردناک پلاسکو؛ رسواگر چهره کریه و ضدانسانی رجویها و سایر همپالگیهایش
فرقه تروریستی رجوی به محوریت مریم قجربجای همدردی که اساسا لایقش نیست تا اندرباب مصیبتهای مردم ایران ابرازنظر بکند؛ برخاسته ازهویت ذاتی وماهوی وطن فروشانه خود همصدا با امریکا وصهیونیسم درپی بهره وری سیاسی و به عبارتی دقیقتر بدنبال مطامع جاه طلبانه و قدرت پرستانه حقیرخود ؛ به اصطلاح فراخون داده
مادران ؛ منتظران بدرود یافته – قسمت هفدهم
مدتی دراثرقطع ارتباط نگرانی عمیقی کل اعضای خانواده خاصه مادرجون را دربرگرفت وسراسیمه جویای کسب خبراز صحت و سلامتی عزیزشان برآمدند تا اینکه در روند تحقیقات و جستجوهایشان دریافتند که فرامرز دربهار1369 سرازکمپ کار اجباری رجویها درآورده است.
فقط به عشق دیدار فرزندم زنده ام
عزیزم. قربونت برم. آی پسرم بگذاردقایقی درآغوشت باشم تا حس قشنگ درآغوش گرفتن جگرگوشه ودلبندم محمد جواد را درخودم تقویت کنم ولذت ببرم.