هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت سیزدهم
در قسمت دوازدهم نوشتم که در تیف با پسرعموی خانمم در یک چادر اسکان داده شدیم، فضای جدید تیف با سازمان خیلی متفاوت بود. و اما بعد: بعدها در سازمان فهمیدم اصل اساسی تناقضات و بحث روی میز، خانه و خانواده است، رهبری سازمان نیز این امر را بخوبی می دانست و اعضای اسیر در […]
ستارخان کجا و رجوی نوکر صفت کجا؟
هفتم تیرماه سالروز قیام مردم تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان علیه استبداد محمدعلی شاه قاجار در سال 1287 شمسی است. این قیام و مقاومت افتخار آفرین در زمانی اتفاق افتاد که محمد علی شاه مستبد با به توپ بستن مجلس و دستگیری و کشتار آزادیخواهان بساط مشروطیت را در تهران و دیگر شهرهای بزرگ […]
هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت دوازدهم
در قسمت یازدهم توضیح دادم که چگونه ماهیت وابسته سازمان به آمریکایی ها و بیگانه ها، بیشتر روشن شد و از نزدیک دیدم که تمامی ژست های قبلی سازمان، به پشیزی نمی ارزد. و ادامه : هیجانات اولیه در زمینه برخورد، نوع نگرش آمریکاییها به ما، اینکه بچه هایی که قبلا آنجا بودند چه موضعی […]
خودسوزی های خودجوش یا تشکیلاتی؟!
ماه ژوئن یادآور حوادث هولناک خودسوزی اعضای فرقه مجاهدین خلق است. خودسوزی های تشکیلاتی که تعدادی از اعضا را به کشتن داد و باعث نقص عضو تعدادی دیگر شد. این خودسوزی های دستوری به دنبال دستگیری مریم رجوی و تعدادی دیگر از سران سازمان مجاهدین خلق توسط پلیس فرانسه به جرم پولشویی انجام شدند. به […]
مجاهدین خلق؛ پیشرو یا مرتجع
سازمان استحاله یافته مجاهدین خلق که به درستی به باند یا فرقه رجوی اشتهار یافته ، جریانی است که اولا درمناسبات داخلی اش سیستم برده داری تمام و کمال برقرار است. تمام و کمال ازاین جهت که اعضایش هیچگونه حق مالکیتی برهیچ چیزی که درحیطه ی زندگی انسانها ولو با شدت وضعف مختلف ومتفاوت وجود […]
هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت یازدهم
در قسمت دهم نوشتم که احمد حنیف نژاد که برخلاف منش و مردانگی برادر خود محمد که بنیانگذار سازمان مجاهدین اولیه بود، اکنون به شکنجه گر و بازجو و قاضی القضات دادگاههای مسعود رجوی مبدل شده بود و نقش اصلی در سرکوب اعضای نگون بخت فرقه ی رجوی را داشت، او مرا به خروجی ارتش […]
تظاهرات مسالمت آمیز مجاهدین خلق با تیغ و انواع سلاح سرد
بگذار دهان گردانندگان و قلم بدستان باند رجوی با گفتن اینکه خیانت 30 خرداد 1360 نه خیانت ناشی از نبود دموکراسی سازمانی و نتیجتا مطلق العنان شدن مسعود رجوی خودشیفته و بشدت متوهم، بلکه یک حماسه ی ملی؟! است، کف کند. کف کردن این دهان ها چیزی را تغییر نمیدهد و تنها نشان میدهد که […]
یک نفر و یک نمایشگاه، یک فرقه را از زیر تا بم به لرزه در آورده است
سازمان های فرقه ای و دیکتاتوری بطور عام و فرقه رجوی بطورخاص، با استخدام مزدوران و شرکتهای مختلف، میلیونها دلار خرج ساختن تصویر مثبت از خود میکنند و سعی می کنند با چهرههای تاثیرگذار در دنیای سیاست، دانشگاه و رسانه، رابطه دوستانه برقرار کنند تا تصویر بهتری از خود نشان بدهند. این تکنیک های ضدانسانی […]
هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت دهم
در قسمت نهم نوشتم که برای مصاحبه پیش آمریکایی ها برده شدم و در آنجا اعلام کردم که قصد من جدایی از سازمان به هر قیمت است، اما کار ناتمامی دارم و دو تن از وابستگانم در سازمان هستند و من خبری از آنها ندارم… و اما ادامه ماجرا: از آمریکایی ها پرسیدم آیا آن […]
نشست طعمه – قسمت دوم و پایانی
در قسمت اول راههایی که در صورت مخالفت با سازمان پیش رو بود را توضیح دادم. همچنین داستان زندان ابوغریب هم برای هر کس روشن بود و شخص ناچار بود به خواسته های آنها تن بدهد و با این شیوه توانست تشکیلات را از یک نقطه تضعیف به یک نقطه ثبات بیاورد و بعد از […]
نشست طعمه – قسمت اول
همه در حالت پاسیو در قرارگاه باقرزاده بسر می بردیم، فشارها بیش از حد بود، خودکشی ها شروع شده بود و در عملیات های سحر و عملیات های مرزی با شکست کامل روبرو شده بودیم. همچنین مریم رجوی هم در خارجه شکست خورده بود که در فرانسه (اور) نشست های دیگ شروع شد تا نفرات […]
هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت نهم
در قسمت هشتم نوشتم که وضعیت داخلی سازمان در پی خلع سلاح و اسارت جدید و به وقوع پیوستن مراتب جدید نوکری برای آمریکا، بشدت رو به وخامت گذاشته بود و هر لحظه همه منتظر خبر آزادی خودمان و یا اعزام به کشورهای اروپایی بودیم، که به یک باره خبر مهمی شنیدیم. و اما ادامه […]