دلواپسی باند رجوی از گشایش سفارت انگلستان؟!
خبر و یا شایعه ای در مورد فشارهای دولت انگلستان برکنگره ی آمریکا که زیاد تند نرود وبگذارد توافق هسته ای پیش آمده با ایران، مسیر درست خود را بپیماید، احتمالا به گوش و چشم فرقه ی رجوی هم رسیده است ویکی ازعلل مهم این دلواپسی فرقه ی رجوی – که راه خطرناک نئوکان ها وصهیونیست ها در مورد توافقات هسته ای معلوم را برگزیده است – ممکن است یکی ازدلایل عمده ی این ابراز دلواپسی وانتشار این خبر باشد!
مخالفت محمدعلی توحیدی با تغییر رژیم ایران!
تغییر ممکن است ازراه های قانونی ومخصوصا مسالمت آمیز ومدنی صورت گیرد که شماها بعنوان اهل خشونت و ترور وکشتار، طرفدار آن نیستید و سرنگونی را طالبید که باتوجه به وضع موجود- طوری که خودتان هم تلویحا اعتراف کرده اید- این سرنگونی رژیم درایران جز با خشونت ممکن نیست!! شما بخصوص با محاسبه ی قدرت وپایگاه مردمی خود، ازصندوق رای وحشت دارید وهیچ تغییری را بنفع خودتان نمیدانید!
مرور یک اشتباه در سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین
وقتی که سازمان مجاهدین از عملیات فروغ جاویدان بر می گردد. دیگر سازمان مجاهدین قبلی نیست. رجوی رهبر معنوی این فرقه همه را برای کشتن به عملیات برده بود و اگر این طور نبود در عرض یک هفته چنین تصمیم مهمی را نمیگرفت تا به تبع آن بگوید که من در عراق استقلال کامل دارم و در زمان آتش بس هم از طریق مرز به ایران حمله کردم!! به قول یکی از نفرات، یک زمان وارد شدن به سازمان یک کار دشوار و سختی بود اما خارج شدن مثل آب خوردن بود واین کار بعد از فروغ جاویدان برعکس شده است.
توقع مهمانسرا داشتن ازجبهه ی جنگ!
البته این ادعا که درطی یکسال اولیه با آنها کاری نداشته ومثلا کلاس های ایدئولوژیک وشستشوی مغزی دربین نبوده وتهدید وتطمیع هایی هم انجام نمیگرفته، کاملا دروغ است و اطلاعات موثق وحضور عینی خود ودوستان ما نشان میدهد که این حرف چقدر وقیحانه ودروغ است و همگی ازپنهانکاری های رجوی برای بی اطلاعی صلیب سرخ و…ازاین مسائل بوده است!
تاسیس سازمان مجاهدین درسال ۴۴ تا تبدیل به فرقه گری وامروز آن
بعداز آن مرحله مریم با کمک مسعود راه دیگری در پیش گرفتند وآن، بحث طلاق را با نام آزادی زن مجاهد خلق مطرح کرد واین کار مریم، درنوع خود بی نظیر بود چون که تمام نفرات (سران) فرقه نزد مریم یک آتو داشتند واز طرف دیگر مریم رجوی با گذاشتن نشست های مخصوص با همسران آنها وگزارش نویسی های همسران سران فرقه به مریم، دیگر منجی نفرات شده بود واین کار باعث شد جلوی دو چیز را در تشکیلات گرفتند: یکی انشعاب بود و دیگری اعتراض، چون اعتراض نفر کمیته مرکزی را باید جواب می داد و با منحل کردن کمیته مرکزی فرقه گری به اوج خود رسید طوری که انسانها را مال خود ودر مالکیت خود دانستند و هر گاه که خواستند قربانی کردند و قدرت تصمیم گیری را ازآنها با مغز شویی سلب کردند و فقط دونفر بودند که قدرت تصمیم گیری داشتن مسعود ومریم. بقیه باید اطاعت می کردند ومی کردیم.
درد جهان واقعی، مسئله ی اتمی ایران نیست!
پرواضح است وقتی طرز نگرش اینگونه بر گروهی مسلط است که اکثریت جهانیان را برسمیت نمی شناسد، با این گروه چگونه میتوان به بحث و بررسی نشست وبه تفاهماتی؟! دست یافت و شیر فهم شان کرد که این اشتباه – وبیشتر عمدی- راه بجایی نمیبرد؟! درهرصورت، برای تنویر افکار عمومی هم که شده مجبوریم که با نقل قسمت هایی ازنوشته ی آقای جعفر زاده، نگاه کوتاهی به ماهیت این نوشته داشته باشیم.
پس شما میخواستید معلمان را سرکوب کنند؟!
این باند منحرف فرق بین تعامل سازنده با یکی ازشریف ترین اقشار مردم ایران را عقب نشینی میداند که ابدا درست نیست واعدام قاچاقچیان و… ابدا کمکی به رژیم نمیکند، و اگر آلترناتیوی برایش پیدا میشد وما همواره چنین آرزویی را داریم، این اعدام ها هم که برچیده میشود! ما برخلاف باند رجوی، بهبود وضعیت رژیم ومردم را درشرایط کنونی پسا توافق وپس رفتن ابرهای تار وشوم ازفضای کشور، وحدت نظر وعمل درراستای سازندگی کشور- در درجه ی نخست، کمک به ارتقای تولید تا سطحی که به انقلاب صنعتی منجر گردد و… – ازشرایط لازم وبعضا کافی دانسته وفکر میکنیم که حکومت برای تمشیت امور بیشتر از سرکوب و… به این همدلی نیاز دارد ومردم نیازمند تر ازآن!
بازی هایی برای فریفتن اسرای لیبرتی!
یعنی اینکه باید تحلیل های عالمان وشخصیت های نامداری مانند نوام چامسکی ودیگران را پذیرفت که نمایندگان آمریکا خود را ازوجیه الملگی به وکیل الدولگی وبدتر از آن به وکیل کسانی از یک درصدی های حاکم برآمریکا تبدیل کرده اند که هزینه ی بسیار سنگین انتخاباتی آنها را مهیا میکنند تا به چیزی جز بیان منافع آنها لب نگشایند.
اگر این مشکل وجود دارد، ازخانواده های حاضر کمک بگیرید!
اگر دولت عراق به رعایت استانداردهای حقوق بشری متعهد شده، آیا قصوری درانجام وظایف خود ازجمله عدم اجرای قوانین دراین کمپ انجام نداده وبه اقلیتی از پادوان رجوی اجازه نداده که اکثریت این اسرا را درکلاس های شستشوی مغزی جمع کرده و اوقات خواب وبیداری و… آنها را خودسرانه تعیین کرده وحقوق فردی واجتماعی آنها را نقض کند؟!
۵۰ سال موجودیت پر تضاد و متناقض!
اینکه کسانی ازباند رجوی پیدا میشوند که این 15 سال موجودیت سازمان حنیف نژادها و… را با 35 سال عمر جریانی که ذاتا به باند وفرقه ای مخرب تبدیل شده، بهم ربط صد درصدی داده وبین این دومرحله” اینهمانی” قایل شوند، ضمن اینکه مبارزات پر نشیب وفراز ومملو ازافت وخیز 15 ساله ی سازمان مجاهدین خلق را بدنام میکنند، برای فرقه ی رجوی حی وحاضر هم کمکی نمیکنند وچرا؟
نگاهی به حضور خانم امینه قرائی در برنامه همیاری
با برداشتن روسری، نمایش دادن موی سر” دم اسبی شده” و… درجلوی دوربین یک تلویزیون، حرف زدن تودماغی وشبه انگلیسی به تقلید از مهمانداران…، شرط لازم وکافی” سکولار” بودن نیست! سکولار بودن آلات وادوات دیگری ازجمله اعتقاد به حق انتخاب کردن وشدن درتشکیلات بارای آزادانه دارد که این مهم در تشکیلات رجوی که خانم نامبرده هم خود را جزئی ازآن میداند، محلی ازاعراب ندارد! مسئله ی حاشیه ای دیگر اعلام مبالغ درشت – از 3میلیون بگیر تابیست میلیون تومان- کمک های مالی بود که درمقایسه با سایر تلویزیون ها، خیلی بیشتر بود که این مسئله بیشتر جهت پنهان کردن منابع اصلی مالی باند رجوی را که منشآ خارجی دارد، بکار گرفته میشد!
شکست در جلوگیری ازتوافق اتمی، ناپهلوان فیلابی را هم وارد معرکه کرد!
برنامه ی پرگار هفته های گذشته ی بی بی سی که باحضور یک پادوی پرویز ثابتی (مقام امنیتی مخوف ومعروف دهه ی 60 وازگروه خشن تعلیم یافتگان دراسرائیل)، اجرا شد که دیگران با ارائه ی فاکت های مسلم، این عنصر ساواکی (فراستی) را درتنگنا قراردادند او بارد ناخن کشیدن و کاربرد آپولو، بر اعمال شکنجه توسط شلاق کابلی و محدودیت های سلول انفرادی صحه گذاشت واگر آقای فیلابی ناپهلوان این شکنجه های مورد تایید فراستی را تجربه کرده بود، میدانست که ضربات سیم کابل چه سوزناک است واز عمده آلات شکنجه های مدرن شناخته میشود و قبول میکرد که تحمل سلول انفرادی بلند مدت هم شکنجه ای درحد انواع دیگر آن است!