جمعه, ۱۰ بهمن , ۱۴۰۴
نشست طعمه – قسمت دوم و پایانی 30 خرداد 1401

نشست طعمه – قسمت دوم و پایانی

در قسمت اول راههایی که در صورت مخالفت با سازمان پیش رو بود را توضیح دادم. همچنین داستان زندان ابوغریب هم برای هر کس روشن بود و شخص ناچار بود به خواسته های آنها تن بدهد و با این شیوه توانست تشکیلات را از یک نقطه تضعیف به یک نقطه ثبات بیاورد و بعد از […]

نشست طعمه – قسمت اول 26 خرداد 1401

نشست طعمه – قسمت اول

همه در حالت پاسیو در قرارگاه باقرزاده بسر می بردیم، فشارها بیش از حد بود، خودکشی ها شروع شده بود و در عملیات های سحر و عملیات های مرزی با شکست کامل روبرو شده بودیم. همچنین مریم رجوی هم در خارجه شکست خورده بود که در فرانسه (اور) نشست های دیگ شروع شد تا نفرات […]

هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت نهم 25 خرداد 1401

هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت نهم

در قسمت هشتم نوشتم که وضعیت داخلی سازمان در پی خلع سلاح و اسارت جدید و به وقوع پیوستن مراتب جدید نوکری برای آمریکا، بشدت رو به وخامت گذاشته بود و هر لحظه همه منتظر خبر آزادی خودمان و یا اعزام به کشورهای اروپایی بودیم، که به یک باره خبر مهمی شنیدیم. و اما ادامه […]

نمایشگاهی که فرقه رجوی را وحشت زده کرد 25 خرداد 1401

نمایشگاهی که فرقه رجوی را وحشت زده کرد

مضمون این نمایشگاه کوچک که چند روز پیش در سوئد و توسط ایرانیانی که حقی از آنها توسط مجاهدین خلق ضایع شده و یا میهن دوستانی که افشای جنایات این گروه را یک وظیفه ملی- میهنی میدانند، تشکیل شده بود، موجب وحشت این فرقه تبهکار جاسوس پرور شده است. چنان وحشتی که نه تنها به […]

هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت هشتم 24 خرداد 1401

هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت هشتم

در قسمت هفتم نوشتم که پیامچه ای منسوب به رهبر فراری ما، قرائت شد که به ما تکلیف کرد که حرکت سازمان در شرایط جدید موازی کاری با آمریکا خواهد بود و اگر لازم باشد در ملاقات با آنها دامن هم بپوشید! و اما ادامه ماجرا: تمامی سلاح ها و مهمات و زرهی ها تحویل […]

هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت هفتم 23 خرداد 1401

هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت هفتم

در قسمت ششم نوشتم که حمله نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا به عراق آغاز شد و ما در کوههای جلولا در استتار بودیم تا ببینیم دست تقدیر و سرنوشت که با این حمله، به عراق رسیده بود ما را به کجا خواهد برد؟ و اما ادامه : من به یگان بهزاد شهریاری که سه تانک […]

ضرورت اخراج ناقضین قانون از خاک اروپا 23 خرداد 1401

ضرورت اخراج ناقضین قانون از خاک اروپا

قوانین عادلانه و صحیح در هر کشوری، حافظ امنیت، جان، مال و ناموس هر شهروندی است. هیچ عاقلی نمی تواند بپذیرد که جامعه انسانی، بدون نظم و قانون باشد. وجود قانون، ضرورت دارد؛ اگر چه سبب محدود گشتن انسان و کم شدن آزادی او گردد. حفظ حقوق افراد، برقراری نظم و امنیت، رشد اخلاقی انسان […]

هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت ششم 21 خرداد 1401

هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت ششم

در قسمت پنجم نوشتم که برای ادای سوگند و تعهد به نشست مسعود برده شدیم و در ادامه نیز روند آدم ربایی فرقه از دو تن از وابستگانم را نوشتم و اما ادامه ماجرا: من را در بهمن ماه 1381 با 15 نفر دیگر که اکثرا بچه های ترک زبان بودیم، به قرارگاه 15 به […]

هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت پنجم 19 خرداد 1401

هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت پنجم

در قسمت چهارم توضیح دادم که بصورت مرتب و البته با شیوه های غیرانسانی در پذیرش زیر ضرب بودم و بد رفتاری های وحشیانه کما فی السابق با من ادامه داشت و در یک کلام حرف این بود که ربات وار و چشم وگوش بسته فرامین را اجرا کرده و حرف نزنم، اما ادامه : […]

سالگرد ۱۷ ژوئن ضربه به دژ شیطان، مبارک – قسمت سوم و پایانی 18 خرداد 1401

سالگرد ۱۷ ژوئن ضربه به دژ شیطان، مبارک – قسمت سوم و پایانی

در قسمت دوم گفتیم که سازمان مجاهدین خلق با انواع ترفندهای رذیلانه فرامین خودسوزی صادر می کرد و اعضاء و هواداران را برای اعمال فشار و شانتاژ به سمت خودسوزی در خیابانها سوق می داد و اما ادامه : سازمان ضدجاسوسی فرانسه D.S.T این پرونده را که بالغ بر هزاران صفحه می شد با جدیت […]

آلنا دوهان اسرار هویدا کرده و رجوی ها اگر دست شان برسد او را میکشند 18 خرداد 1401

آلنا دوهان اسرار هویدا کرده و رجوی ها اگر دست شان برسد او را میکشند

سازمان دیدبان حقوق بشر که یک تشکیلات آمریکایی بوده و همواره سعی وافر دارد که گزارش های خود را بنفع این سلطه گر اصلی تهیه و ارائه نماید، خانم آلنا دوهان پروفسور رشته حقوق بین‌الملل در دانشگاه دولتی بلاروس و گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور تحریم‌های یکجانبه را متهم ساخته که در حین انجام […]

هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت چهارم 17 خرداد 1401

هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت چهارم

در قسمت سوم تا آنجا گفتم که من را از محل ورودی به پذیرش نفرستادند، به این بهانه که تو مورد امنیتی داری و باید به قسمت اطلاعات ارتش بروی تا برخی ابهامات روشن شود! و اما ادامه داستان تلخ زندگی من . . . این همه پلیس بازی ها، گویا برای این بود که […]

blank
blank
blank