ماجرای هنگ حنیف چه بود؟
یک روز در پادگان اشرف در مقری که مستقر بودیم از طریق بلندگو اعلام کردند به سالن مراجعه کنید پیام است. ما هم طبق معمول آماده شدیم و رفتیم سالن غذا خوری. چند دقیقه ای در سالن نشسته بودیم مسئول مقر زنی بنام فرزانه میدان شاهی وارد سالن شد و گفت برادر پیام داده آنهم […]
مریم رجوی ما مزدوریم یا شما!
زمانی که در عراق مستقر بودید ما مادران با مشکلات جسمی و روحی به عراق سفر می کردیم و در کنار پادگان اشرف چند روزی مستقر می شدیم. فقط به این امید که بعد از چندین سال بتوانیم فرزندانمان را در آغوش بگیریم. بجای اینکه با فرزندانمان دیداری داشته باشیم بد و بیراه نصیب ما […]
این سفر اولم نبود…
خاطره گویی آقای مجتبی نوری در کنار پادگان اشرف سلام! من مجتبی نوری هستم برادر حمید رضا نوری اسیر در فرقه رجوی. من برای نجات برادرم از فرقه رجوی چندین بار به عراق سفر کردم سال 1382 بعد از سرنگونی صدام به من ابلاغ کردند که می توانی به عراق سفر کنی و برادرت حمید […]
خاطره گویی آقای علی قدس از کنار پادگان اشرف
سلام بنام خدا من علی قدس هستم برادرم محمد رضا قدس که چندین سال است در فرقه رجوی اسیر است. من برای اولین بار بود عازم عراق شدم و خیلی خوشحال بودم و در پوست خودم نمی گنجیدم چون بعد از چندین سال دوری از برادرم لحظه دیدار با برادرم نزدیک تر می شد. با […]
خاطرات آقای حسن زنگنه درکنار پادگان اشرف
سلام! سلامی گرم خدمت خانواده های درد و رنج کشیده توسط فرقه رجوی من حسن زنگنه هستم برادر رضا زنگنه. برادرم مثل فرزندان شما چندین سال است که در فرقه رجوی اسیر است پس من و شما خانواده ها دردمان یکی است. من زیاد اهل حرف زدن نیستم. چندین بار برای دیدن برادرم به عراق […]
این همه دشمنی با مردم ایران!
سایت های فرقه را که مرور می کنم. اکثر مقاله ها و یا مطالب سایت فقط به مردم ایران می زند. مریم رجوی شرم کن چرا اینقدر با مردم ایران دشمنی داری؟! وقتی نامی از تحریمها بر علیه مردم ایران برده می شود جشن می گیرید این چه کینه شتریست که نسبت به مردم ایران […]
روزشماری می کنم تا با من تماس بگیری
نامه آقای حسین مملوکی به برادرش جعفر مملوکی اسیر در فرقه رجوی جعفر جان سلام! خیلی وقت است خبری از شما ندارم با خودم روز شماری می کنم که شاید تماسی با من بگیری و از احوالت با خبر شوم. گاه گاهی من برای شما نامه ارسال می کنم که شاید جواب مرا بدهی و […]