هم مبارزه با تروریزم، هم وفا به عهد، هم عشق زینب!
سازمان پزشکان سوئدی- که مسلما مزدور ایران، سوریه ویا روسیه نمیتوانند باشد- طی تحقیقات مفصلی متوجه شده اند که این کلاه سفیدها، باتزریق آمپول مواد مخدر بادوز بالا، تعدادی ازکودکان را به حالت غیر عادی ومتشنج درآورده ووانمود میکنند که این قربانیان درمعرض سلاح شیمیایی بوده اند تا با پخش تصاویرازقبل کارگردانی شده
تقدیم به پدرم نورمراد کله جویی
پدرجان از آن آخرین جمعه شهریور سال 59 که رفتی جبهه مهران گمان نمی کردیم بازگشت تو تا به ابدیت دهها سال تاریخ به درازا بکشد،،،، نامه هایت از طریق صلیب سرخ جهانی برای ما میرسید، هشت سال در اسارت صدام بودی در اردوگاههای وحشتناک،،،، وما فرزندانت در زیر بمباران و موشک صدام زجر می کشیدیم
انتخابات در فرقه رجوی
اساسا داستان انتخابات در سازمان از یکسو خیلی جالب و از سویی خیلی بامزه خنده دار برگزار میشد!البته ریاست جمهوری خواهر مریم که مانند ریاست جمهوری صدام و قذافی و… مادام العمر است و هرگز نه رقیبی دارد و نه اساسا کسی جرات میکرد که در خصوص چگونگی رییس جمهور شدن ایشان و اینکه چطور وبا کدام رای٬ ایشان یک شبه باین مقام رسیدند صحبت کند!!
از نامه ی این اسیر جدا شده استقبال میکنیم!
ما باین جدا شده ی گرامی قول میدهیم که به توصیه های او توجه لازم رانموده وبه دوستان وهمکاران هنوز اسیر او کمک کنیم تا وضعیت بهتری پیداکرده و قدم های موثری درکسب امتیازات مرتبط باحقوق انسانی وشهروندی خود بردارند!
نامه یکی از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی به بنیاد خانواده سحر
خود من که در تشکیلات بودم دیدم که تمامی نشستهای مستمر بخاطر این است و آنجا بود که همه از جمله من فهمیدیم که سازمانی که اینقدر ادعا میکرد چگونه وارفت و زنجیرهایی که طی سالیان در دستان ما بود چگونه دارد باز میشود
چرا مریم قجر در مورد حمله شیمیایی حلبچه و سردشت سکوت کرده بود؟
حال این زن دوره گرد و فاسد می خواهد با وارونه جلوه دادن واقعیت نزد دوستان غربی و عربی خود دمی تکان داده و خودی نشان دهد. بهتر است این زن داعشی دلش برای مردم شهر ادلب و… در سوریه نسوزد
دیدار صمیمی با خانواده های جعفری و نجفی در دفتر انجمن نجات کرمانشاه
خانواده های اسیران در چنگ رجوی در لحظات اندوه و ناراحتی از دوری عزیزانشان تنها نقطه امید و تخلیه استرس و ناراحتی های خود را دفتر انجمن نجات می دانند
چشمهائی که خشک شده اند
این چهره خسته و منتظر تبعات کارهای رجوی خائن است. پدری که سالها بخاطر چشم انتظاری و ندیدن پسرش اشک می ریخت و ایشان گفت همسرم هم از این درد و دوری از این دنیا رفت و فوت نمود
مسئله درسطح مغز گنجشکی رجوی ها نیست!
زمانی که دولت اوباما درصدد انجام این جنایت بود، دوراندیشی بعضی ازمقامات پنتاگون – که اوباما بعدا آنها رااخراج کرد- واین تظاهرات میلیونی جلوی جنایات اورا گرفت. برخلاف خوش خیالی های شیطانی باند رجوی، نباید نقش مردمی که انتظار میرود به صحنه آیند دست کم گرفت!
مریم رجوی قدرت نمایی یا اوج وحشت از فروپاشی
اراجیف مریم رجوی آنقدر مضحک بود که براستی شایسته پاسخ گویی و نقد و بررسی نمی باشد ولی برای مرور ماهیت پلید و فریبکارانه وی بناچار به مواردی از آن اشاره میکنم.
دلنوشته کوتاه به محمود دهقان عضو اسیر رجوی در آلبانی
اطمینان دارم تودراسارت ودرکنترل رجویها با مغزشویی که میکنند قادربه دیدن واقعیت نیستی ودرصورت خروج ازتشکیلات سیاه رجویها وبازگشت به جامعه مثل سایرجداشده ها درخواهی یافت که عمروجوانی ات به تباهی و به بطالت رفته است.
نامه ای به برادرم حمید رضا نوری در آلبانی
چند وقت پیش پدرم برای شما نامه ای نوشت که شاید بعد از چندین سال جوابی به این پیرمرد بدهی و آن را از نگرانی در بیاوری ولی متاسفانه هیچ جوابی به آن ندادی من برادرت مصطفی هستم طاقت نیاوردم و تصمیم گرفتم چند خط نامه برای شما بنویسم و ارسال کنم. چندین سال است که از شما خبری نداریم پدر و مادرمان پیر شده اند و آرزوی دیدن شما را دارند

