مریم رجوی

مریم رجوی قدرت نمایی یا اوج وحشت از فروپاشی

مریم رجوی که طی ماههای گذشته بشکل سراسیمه و برای جلوگیری از پروسه مساله داری و روند روبه افزایش جدایی نیروها به آلبانی آمده وطی این مدت بزعم خود تلاش نموده با نشست های مشابه طعمه ودیگ مانع از فروپاشی تشکیلات جهنمی اش گردد. در گردهمایی مراسم سال تحویل نوروز که با شرکت اجباری اعضای دربند و برخی میهمانان آمریکایی و انگلیسی بازهم در اوج دجالیت و در یک فرار به جلو ابلهانه تلاش نمود که با پز قدرت نمایی و طرح شعارهای مسخره و هزاران بار تکراری مقاومت قهرمانانه سرنگونی، آزادی،اذهان عمومی و نیروها را از صورت مساله اصلی که همان بحران مساله داری نیروها درآلبانی وچشم انداز فروپاشی است پاک نماید. اراجیف مریم رجوی آنقدر مضحک بود که براستی شایسته پاسخ گویی و نقد و بررسی نمی باشد ولی برای مرور ماهیت پلید و فریبکارانه وی بناچار به مواردی از آن اشاره میکنم.
مریم رجوی ادعا کرد که در نوروز آزادی هرکس آزاد است که فکر وعقیده خود را بیان کند وهرکس آزاد است که راه و رسم سیاسی خود را انتخاب کند.
سوال اینجاست که آیا درپادگان اشرف که همان مدینه فاضله والگوی مریم برای ایران فرداست اعضا می توانستند فکر وعقیده خود را درمناسبات بیان وتبلیغ نمایند؟
آیا درنوروز آزادی اشرف هر یک از اعضا راه و "رسم سیاسی" خود را انتخاب میکردند؟
آیا فراموش کردید سیاست مشت های آهنین مسعود را؟
آیا فراموش کردید درنوروز اشرف تو ومسعود سرمست ودلخوش از حمایت های صدام درنشست های طعمه نعره می کشیدید که هرکس می خواهد از سازمان جدا شود بجرم خیانت اعدام است؟
آیا فراموش کردید حکم دادید با چند درجه تخفیف درنهایت ۵ سال حبس دراشرف وبعد هم زندان ابوغریب؟
آیا فراموش کردید سرنوشت سیاه تعداد بیشماری از اعضا را که میخواستند راه و "رسم سیاسی" خود را انتخاب کنند ولی بعد از ماهها شکنجه درزندانهای نیروهای امنیتی صدام (استخبارات) سرانجام با بدنهای مجروح به شکنجه گران بیرحم زندان ابوغریب تحویل داده شدند؟
آیا فراموش کردید هرکس خواست آزادانه برای آینده خود تصمیم بگیرد به محض بیان نظر وعقیده خود متهم به نفوذی سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات میگردید وحق نفس کشیدن را از او سلب میکردید؟
آیا فراموش کردید آنجاییکه مسعود میگفت درخارجه رفتن را گل گرفتیم و آنهایی که می خواهند "رسم سیاسی" را انتخاب کنند ناگزیر باید به ایران برگردند؟
ایرانی که بقول خودتان رژیمی برآن حاکم بود که جز با زبان شکنجه با مخالفان سخن نمیگفت، آیا درجهنم رجوی ساخته شما دونفربا یکدیگرمی توانستند فکروعقیده خود را بیان کنند ویا به جرم محفل وباز کردن شعبه وزارت اطلاعات ساعت ها درمحکمه های قرون وسطایی وتفتیش عقاید شما باید تحت شدیدترین شکنجه های روحی و روانی قرارمی گرفتند؟
اما دربخشی دیگری از سخنان مریم رجوی آمده است…… هرکس مجاز است خودش نوع پوشش خود را انتخاب نماید وهیچ اجباری نیست.
آیا دراشرف زنان چنین حقی داشتند که لباس های فرم تحمیلی را کنارگذاشته ولباس مورد دلخواه خود را بپوشند؟
آیا اصولا زنان حق داشتند ازابتدایی ترین حق خود که همان استفاده از وسایل آرایشی وخود آرایی استفاده نمایند؟
آیا به آنها حق انتخاب همسر و ازدواج ویا طلاق داده میشد؟
حق انتخاب پوشش به کنار، زنان تحت ستم تو در ادامه مسیر اسارتباری که تو و مسعود برایشان رقم زده بودید حتی سالن های غذا خوری، جایگاههای بنزین، کتابخانه ومحل های کارشان هم از مردان جدا بود.آنها حتی از دیدار با فرزندانشان وایثارعشق ومحبت به آنها محروم بودند.
آیا فراموش کردید چطور با بکارگیری کلمات مستهجن رجوی ساخته عفریته، ماد وحشی، استفراغ خشک شده چگونه به شعور آنها توهین میکردید؟
براستی که مریم رجوی تمامی مرزهای دجال گری را درهم نوردیده ولی او یک چیز را گویی فراموش کرده که دیگر دوران فریبکاری گذشته است و ادعای سخیف وسراپا متضاد اوهیچ کس را نمی فریبد. ولی او درجریان این سخنرانی یک حرف درست وحسابی هم زده آنجاییکه که می گوید قفل ها شکسته میشود و دیوارها فرو می ریزد… آری قفل طلسم فریب ونیرنگ رجوی خواهد شکست و دیواراسارت اعضای دربند اسارت آنها فرو خواهد ریخت.
علی اکرامی
 

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا