چرا این آزادی و دموکراسی را برای اعضای خود نمیخواهید؟
باند رجوی برای سفر دو تن از کارگزاران آمریکای سلطه گر (مایک پنس و پمپئو) به قلعه مانز که اسارتگاه آخر اعضای سازمان استحاله یافته مجاهدین خلق است و خودش آنرا اشرف 3 نامیده، هیاهوی زیادی راه انداخته و هر قلم بدستش به فراخور حال خود، ابعاد این قضیه را که از نظر آنها این […]
جرمم این بود که بیمار شده بودم
در فرقه رجوی کسی نباید مریض می شد! اگر مریض می شد به او انواع برچسب ها را در نشست می زدند. مریم رجوی در نشستی گفت ما در مناسبات مریض نداریم. ما بهترین زندگی را در مناسبات برای شما فراهم کردیم و بهترین غذا را به شما می دهیم، پس مریضی معنا ندارد هر […]
نقض حقوق اعضای ناراضی و جداشده توسط فرقه رجوی
سازمان مجاهدین خلق در زمان اسکان در عراق و قبل از اخراج به آلبانی تعداد زیادی مسئله دار و جداشده داشت که همه آنها را با وعده اعزام به اروپا در زندان مهمانسرا حبس کرده بود. به خاطر اینکه از ورود آنها به ایران و وصل به جامعه ممانعت کند آنها را در سری های […]
واکنش های ابلهانه فرقه رجوی در برابر سفر مسئولین آسیلا به ایران
در اولین ساعات بامداد پنجشنبه 19 خرداد 1401 در فرودگاه بین المللی امام خمینی در تهران، برای استقبال از مؤسسین انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی (آسیلا) یعنی آقایان داشامیر مرسولی، جرجی تاناسی و ولادمیر ویزی که به دعوت انجمن نجات و خانواده ها عازم تهران بودند، حاضر بودیم. بعد از استقبال از مهمانان با […]
نجات در هفته ای که گذشت – شماره ۴۴
*شنبه 4 تیر در روز شنبه جمعاً 7 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود: سفر روی خون … ولی با انتقال به کشور آلبانی و شرایط سکون و بی آیندگی به طرز فزاینده ای این واقعیت را در اذهان اعضای گرفتار ایجاد […]
فعالیت در ایران، آلبانی و اروپا برای تحقق خواست خانواده ها
این روزها اخبار تلاش انجمن نجات در تهران و آسیلا در آلبانی برای برقراری ارتباط خانواده ها با عزیزانشان که در اردوگاه بسته و دور افتاده فرقه رجوی در دورس گرفتار هستند زیاد شنیده می شود اما از تلاش دوستان و یاران ما در اروپا هم نباید غافل بود. حضور هیاتی از اعضا جدا شده […]
هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت چهاردهم
در قسمت سیزدهم، نوشتم که وضعیت کلی ما در تیف، نزد آمریکائی ها، چگونه بود و تاکید کردم علیرغم همه سختی هایش، آنرا هزار بار ترجیح می دادیم به مناسبات زور و اجبار رجوی ها. و اما ادامه داستان هفت سال تجربه ی سیاه من : روزها از پی هم می گذشت و تعداد افرادی […]
طلوع و غروب یک زندگی – قسمت سی و دوم
نزدیک دو ماهی از حضور نیروها در قرارگاه باقرزاده می گذشت. تاریخ ۲۰ شهریور سال ۱۳۸۰ برابر با ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی بود. یکباره در تمامی سالنها اطلاع داده شد که خبر مهمی است که چند لحظه دیگر پخش خواهد شد . همه در انتظار شنیدن خبر بودند. بالاخره خبر اعلام شد: در یک […]
روایتی خواندنی از داستان فریب برخی اسرا توسط عوامل رجوی
رحیم قمیشی، از رزمندگان با سابقه و آزاده دفاع مقدس با انتشار خاطره ای خواندنی از نحوه اسارت دوستش به نام «محمدرضا» در دام فرقه شیطانی رجوی نوشت: من و محمدرضا از کودکی با هم رفیق بودیم، البته وقتی من کودک بودم او نوجوان بود و وقتی نوجوان شدم او جوان ۱۸ سالهای بود. اما […]
هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت سیزدهم
در قسمت دوازدهم نوشتم که در تیف با پسرعموی خانمم در یک چادر اسکان داده شدیم، فضای جدید تیف با سازمان خیلی متفاوت بود. و اما بعد: بعدها در سازمان فهمیدم اصل اساسی تناقضات و بحث روی میز، خانه و خانواده است، رهبری سازمان نیز این امر را بخوبی می دانست و اعضای اسیر در […]
فرار از زندان اشرف و تولدی دیگر – قسمت پایانی
هادی شبانی در قسمت قبل خاطرات خود تا آنجا گفت که موفق می شود با برادرش ارتباط تلفنی برقرار کند: من از طریق تماس با همسایه مان شماره تلفن برادرم را بدست آوردم و توانستم به کوری چشم رجوی بعد از بیست سال با او حرف بزنم . او ابتدا اصلا اعتماد نمی کرد ولی […]
ستارخان کجا و رجوی نوکر صفت کجا؟
هفتم تیرماه سالروز قیام مردم تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان علیه استبداد محمدعلی شاه قاجار در سال 1287 شمسی است. این قیام و مقاومت افتخار آفرین در زمانی اتفاق افتاد که محمد علی شاه مستبد با به توپ بستن مجلس و دستگیری و کشتار آزادیخواهان بساط مشروطیت را در تهران و دیگر شهرهای بزرگ […]

