آقای علی ناظر چرا حرف مفت می زنید؟

در حالی که فرقه تروریستی رجوی به نفس های آخر افتاده و تا فرو ریختن اسارت گاه اشرف زمان چندانی نمانده است، رجوی ها مجبور به استفاده از تمام مهره های خود شدند. در این میان فردی بنام علی ناظر که با ادعای غیر مجاهد بودن یک سایت دایر و برای سرپوش گذاشتن بر تبلیغات خود به نفع رجوی تروریست و شکنجه گر، به درج مطالب مختلف در سایت خود اقدام می نمود، ناچار گردید تا چهره واقعی خود را رو نموده و با سر دادن زوزه های درد آلود نسبت به بسته شدن اشرف که شیشه عمر رجوی ها است، بخش اعظم مطالب سایت خود را به حمایت از رجوی های ملعون اختصاص داده و درون مایه تروریستی و رجوی پسند خود را آشکار نماید. نامبرده تلاش می کند از این طریق مانع از بسته شدن اسارتگاه اشرف شود که همانا بسته شدن آن یعنی بند آمدن راه نفس رجوی های جنایتکار و در این راستا با تبدیل سایت خود به بنگاه تبلیغی برای آنها چند روزی مرگ محتوم شان را به عقب بیاندازد اما وقتی که خود رجوی ها نمی توانند هیچ غلطی بکنند صد البته تلاش های مذبوحانه جیره خوارانی همچون علی ناظر نیز دردی از آنان دوا نخواهد کرد.
وی در مطالبی با عنوان « آمریکا، اشرف، و طرح اروپا » اگر چه در ابتدا باز هم می خواهد دوروئی نموده و برای فریب خواننده خود را غیر مجاهد معرفی کند اما در جابجای مطلب خود حرف های رجوی ها را کلیشه کرده و دم خروسش بیرون می زند.
او در این کلیشه گویی ضمن آنکه رویا های پنبه دانه ای مریم قجر در مورد « دادگاه اسپانیا » را تکرار می کند، در مورد وضعیت اشرف نیز عینا حرف رجوی ها می زند که در زیر به برخی از آنها اشاره می کنیم:
آقای ناظر که برایش سرنوشت اسیران اشرف و اینکه چگونه و با چه سرکوبی برای سالیان در آنجا مجبور به ماندن شده اند مهم نیست و فقط به فکر حفظ ساختار فرقه و سنگ اندازی جلوی خواسته مردم و دولت عراق مبنی بر تعطیل شدن اشرف است، حرف رجوی ها را تکرار کرده و مدعی است باید همه اشرفیان را به اروپا برد، در غیر این صورت هر عملی که انجام شود خلاف اخلاق، امنیت و سیاست است!!! جای سوال دارد که چرا ایشان تا قبل از تعیین ضرب الاجل از سوی دولت عراق به فکر انتقال ساکنان اشرف به اروپا نبوده است؟ چرا وقتی خود رجوی ها از اشرف فرار کرده و نیروهای شان را زیر بمباران جا گذاشتند این آقا دلش به حال آنها نسوخته است؟ اگر وی مدعی است که با فرقه رابطه ندارد پس چرا از رجوی ها نمی پرسد تا بحال به چه دلیل مانع از خروج اسیران از اشرف شده اند؟
وی در جای دیگر باز مانند طوطی حرف های مریم قجر را تکرار کرده و می گوید که مرغ یک پا دارد و همه اشرفی ها باید با هم و به یکباره به اروپا بروند و حتی برای یک لحظه هم نباید از هم جدا شوند!!!
حرف های او ما جدا شدگان را بیاد ضوابط تشکیلاتی اشرف که تماما برای جلوگیری از فرار افراد اسیر بود می اندازد که طبق آن در تمام 24 ساعت حق نداشتیم لحظه ای خارج از دید تشکیلات بوده و حتی در ساعت خواب و خاموشی هم در جلوی آسایشگاه های مان هوشیار شب می گذاشتند تا مبادا کسی فرار کند و به ما نشان می دهد که آقای ناظر تا چه حد همچون مسئولین فرقه در اشرف است که در حکم زندانبانان ما بوده اند و مانع از آن می شدند که ما حتی برای یک لحظه در اختیار خودمان باشیم و اینکه ایشان چه استعداد شگرفی در این زمینه دارد.
چند نفر باید در اشرف دست به خوکشی بزنند تا کسی به فریادشان برسد؟ ضمن آنکه از این مامور رجوی ها باید پرسید اگر اسیران اشرف نباید برای یک لحظه از هم جدا شوند چرا رئیس بزرگ و بانوی اول ایشان به همراه برخی دست پروردگان خاص همچون ملیجک دربار « مهدی ابریشمچی » و سید المحدثین و مهوش سپهری چاقو کش و بد دهان و… از بقیه جدا شده و در گروه های جداگانه از عراق فرار و در اروپا جا خوش کرده اند؟ ضمن آنکه باید گفت این خواسته تو و مریم همچون سنگ بزرگی است که علامت نزدن است و تنها کارآئی آن کارشکنی در کار جمع شدن اسارتگاه اشرف می باشد.
وی در ادامه باز هم حرف های اربابانش را نشخوار کرده و همچون آنان می گوید که پروسه انتقال باید خارج از کنترل دولت عراق باشد!!! و کلاه آبی های سازمان ملل باید بر این پروسه نظارت داشته باشند!!!
در کجای دنیا یک دولت در داخل خاک خود حق حاکمیت ندارد که چنین خواسته ای را در رابطه با دولت عراق مطرح می کنید؟ مگر این حق قانونی و طبیعی دولت عراق نیست؟ چرا آقای ناظر در زمانی که رجوی ها با سلاح های سنگین و نیمه سنگینی که از دولت صدام دیکتاتور گرفته بودند به خاک ایران حمله می کردند خواهان حضور کلاه آبی ها نبود؟ البته که او بعنوان یک مزدور دست آموز خوب درس زندانبانی را فرا گرفته و برای جلوگیری از فرار رو به گسترش اسیران اشرف از آن اسارتگاه می خواهد راه حل بدهد. اما باید به او و اربابانش یادآور شد مگر کنترل اسارتگاه اشرف با استفاده از نیروهای صدام دیکتاتور توانست مانع از فرار از اشرف بشود که حالا می خواهید با کلاه آبی ها مانع آن شوید؟
اما کثیف ترین بخش مطلب این جیره خوار قسمت پایانی آن است که می گوید:
« در پایان، می خواهم به یک نکته که همیشه باور داشته ام، اشاره کنم. اگر ساکنین اشرف می خواهند در اشرف بمانند و بهای ماندگاری را هم بپردازند، باید به این خواست احترام گذاشت، حتی اگر با آن مخالفیم. ساکنین اشرف، عاقل، بالغ و سرد و گرم چشیده اند. »
وی با این چند خط ضمن آنکه به کشتن دادن اسیران نگون بخت اشرف توسط رجوی ها را مجاز شمرده بلکه قصد تطهیر رجوی ها بعنوان اصلی ترین عامل ریختن خون آنان را دارد. آقای ناظر اگر اشرفیان عاقل و بالغ هستند چرا به آنان اجازه داده نمی شود تا در مورد آینده خود تصمیم بگیرند؟ چرا مانع از ملاقات آنان با خانواده های خودشان می شوند؟ چرا وقتی یکی از آنان از جهنم اشرف فرار می کند بلافاصله مامور وزارت اطلاعات و نفوذی می شود؟ چرا وقتی خواهان جدا شدن از فرقه هستند با آنان به شدیدترین شکل برخورد تشکیلاتی شده و زیر شکنجه های جسمی و روانی قرار می گیرند و حتی در زمان صدام که محدودیتی برای رفتن به اروپا نداشت متقاضیان را با کمک صدام به رفتن به زندان ابوغریب می فرستادند شما کجا بودید؟ چرا برای نفرات اشرف که اجازه دسترسی به اخبار آزاد، داشتن ارتباط و در اختیار داشتن وسایل ارتباط جمعی که حداقل حقوق انسانی است از آنان سلب شده است دم بر نمی آورید؟
در پایان فقط باید به آقای ناظر گفت لعنت خدا بر تو باد که در جای خوش نشسته ای و نفست از جای گرمی در می آید و با عوام فریبی ریختن خون دیگران را توجیه می کنی دیر نیست روزی که درب قلعه اشرف فرو ریخته و اسیرانش آزد شوند. در آن روز مطئنا تو و اربابانت (رجوی های پلید) باید پاسخگوی تمام آنچه با آنان کردید باشید.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.