اینبار هم پیام مجاهدین با نام شورای ملی مقاومت اعلام شد

بالاخره اعضای مفلوک شورای اصطلاح ملی مقاومت در این شرایط برای نفرات عراق دل سوزی کردند و یک پیام ده ماده ای دادن اگر درست باشد ولی می دانم که این پیام توسط سران سازمان نوشته شده واعضای شورا فقط آن را در سایت فرقه مجاهدین خوانده اند. به هرحال پیام شورای ملی مقاومت درسایت این فرقه زده شده است من می خواهم از اعضای این شورا چند سوال داشته باشم.
1- آقایان شورا شما قبلا ً می دانستید که دراشرف فقط سران فرقه می توانند ازآن خودروهایی که درپیام شما آمده است استفاده کنند و نفرات تحت مسئول فقط آن خودروها را سرویس می کردند و حق سوار شدن به آنها را نداشتند. تا به امروز نفرات کمپ اشرف یا با ایفا جابجا می شدند و یا با جیبپ های لندکروز اساس به آن خودروهای که شما در پیام آوردید که برای جابجایی نفرات مجروح وسالخورد است به دو دلیل این را من قبول نمی کنم. یک، سازمان اگر به پیرمردها احترام می گذاشت به پدر یعقوب که دو فرزند خود را هم درسازمان ازدست داده بود به آن هم احترام می گذاشت و درزیر60 درجه حرارت ایشان که دیگر توان حرکت را نداشت برای کار درهمان مزار مرواید پیاده نمی فرستاد. دو، آقایان شورا اگر به مجروح دراین فرقه احترام می گذاشتند آقای رحمانی که سه سال به گفته خودشان مجروح بود وامکانات اشرف هم جواب نمی داد چرا سازمان ایشان را برای درمان به خارج نفرستاد چرا؟ بعضی ها را برای کار سیاسی به خارجه درهمان مقطع فرستاده ولی رحمانی را که خودش هم در ظاهر انقلاب کرده مریم بود شب و روز درسازمان تلاش می کرد ولی سه سال درد را تحمل نمود اما سران فرقه برای آن مجروح انقلاب کرده پشیزی ارزش قایل نشدند آقایان شورا و بخصوص آقای هزارخانی که نفرات اشرف انتظار دارند که شما به سازمان فشار بیاورید یا دراشرف نوک سوزن آزاد باشد.
2- آقایان شورایی ما که درآن زمان دراشرف بودیم وقتی درخواست یک لیفتراک برای حمل وسایل می کردیم همان سران فرقه به ما مارک تن پروری می زنند الان که نه تانکی نه نفربری نه خودروسنگین فقط یک وسایل فردی است در لیبرتی لیفتراک نیاز شد که شما شورایی ها به آن پیام دادید به جای آن آقایان شورایی برای پناهندگی آن فکر کنند وکمک کنید زودتر از عراق خارج شوند چطور سیاسی هستید که تا حالا نفهمیدید که در عراق حکومت عوض شده وباید خاک آن کشور را ترک کنید از اینجا روشن است که آقایان شورایی دربست مغز را به مریم سپرده اند.
3- آقایان شورا، همان نفرات درزمان ترور صیاد شیرازی چهارماه در زمین های اطراف اشرف در داخل ایفا زندگی کردند که درست دراین ایام بود وکسی به فکر برپایی چادر وحل مشکل سرمای آن نبود و وقتی هم به سران فرقه گفته می شد که از امکانات اشرف برای حل سرمایش بیاوریم انتقاد می کردند که شما زندگی طلب شده اید ولی الان چرا به فکر بردن ژنراتورها هستید که آن نفرات درآنجا قرار نیست ساکن شوند وآن کمپ یک محل است که نفرات از آنجا به کشور مورد نظر خود خواهند رفت و سوال انیجاست که چرا الان این نفرات برای شما و سران فرقه اینقدر ارزش پیدا کردند به نظرمن به دو دلیل، یک، اگر نفرات از عراق خارج شوند دیگر نیاز نیست به شما جیره بگیران حقوق بدهند و دوم، دیگر برای شما محلی برای ریختن اشک تمساح باقی نمی ماند.
4- آقایان شورایی، احترام شما به مجروحین قابل تحسین است اما باید به این نکته خوب توجه کنید بعضی از این مجروحین برای استراحت در آسایشگاه سالها انتقاد شنیدند وناچار شدند برای ادامه زندگی درآن قرارگاه با سختی دست پنجه نرم کنند و با آن شرایط اینها در بهداری کار می کردند ویا مثل آن دوچشم از دست داده در عملیات چهلچراغ اهل عجبشیر که درخواست رفتن به خارج را داده بود سربه نیست می شدند و یا باید آن سختی را آن مجروحین می کشیدند وآن موقع رئیس شما وفرمانده ما می گفت برای اینکه این ها هم مجاهد بمانید مریم و من راضی نشدیم اینها را به خارجه بفرستیم سوال اینجاست چرا؟ فقط به دلیل اینکه اینها به خارجه می رفتند از سازمان جدا شده وبرعلیه سازمان عمل می کردند ولی امروز شما شورایی ها به فکر آن مجروحین افتاده اید که درمیان آنها سربه نیست هم وجود دارد من شخصاً راضیم که امروز همان مجروحین را به فرانسه انتقال دهند و در کنار مریم باشند ولی می دانم که همان مجروحین آلت و ابزاری برای بهانه های شما واشک تمساح مریم شده است من از شما شورایی ها این درخواست را دارم که از مریم سوال کنید که آن دوچشم ازدست داده کجاست؟؟
بلی روزی که نفرات اشرف انتظار دیدار با شما شورایی ها را داشتند که می خواستند مشکلات و فشارهای موجود دراشرف را به شما بگویند درآن موقع اطراف شما را چندین نفر احاطه می کردند که نفرات نتوانند با شما ملاقات کنند ویا درنسشت درونی ازشما به عنوان یک غریبه نام می بردند که از جمله آقای هزارخانی ولی همان شماها را هم این فرقه رنگ می کرد که نفرات علقه داشت شما را به قرارگاه شان دعوت کنند اما بدلیل کار و مانور موفق نشدند اما این چنین نبود رهبران فرقه فقط نمی خواستن شما بین نفرات باشید اما امروز خیلی ها که فهمیدند که اهداف این گروه تغییر کرده و جدا شدند اما بعضی از شماها بدلیل… جدا نشدید واین سازمان از شما فقط استفاده می کنند و اینجا ناراحت کننده است.
رهبران فرقه (سازمان مجاهدین) آن قدر به شورایی ها بی اعتماد بودند که حتی بچه ها را نمی گذاشتند با شورایی ها رابطه بزنند واین دمکراسی مسعود و مریم رجوی برای اشرف نشان ها بود. یادم هست یک روز شورایی ها را دعوت کردند به قرارگاه قبل از آنها توجیه گذاشتند که فکر نکنید اینها مجاهد هستند و انقلاب کرده، بهتر است با آنها رابطه دوستانه نزنید و شب بعد از سرو شام یکی از نفرات می خواست نزد آقای هزار خانی برود صد نفر دورش را گرفتند و نگذاشتند با او ملاقات کند. حتی یکی از بچه ها به طور مخفی با آقای هزار خانی رابطه زده بود که بعداً در نشست هزار و یک حرف نثار او کردند و این بود که کسی حتی با شورایی ها هم رابطه نمی زد. وحشت رهبر فرقه آنقدر بود که می خواست همه را در حصار خود حفظ کند. در قرارگاه اشرف 12 سال اوج سرکوب و شکنجه رجوی توانست نیروها را حفظ کند فکر می کنم با شروع جنگ، در درون تشکیلات خیلی ها خوشحا ل شدند که رها شدیم ونفرات وقتی که یاد آن نشست های داخل تشکیلات می افتادند احساس می کردند شروع جنگ پایانی بر این نشست ها و شکنجه ها خواهد بود.
آیا تا حالا گروهی را سراغ دارید که با فریب نفر برای آزادی دیگران خود همان نفر را زندانی کند و بگوید که راه آزادی همین است؟ آقایان شورایی شاید شما سراغ ندارید ولی من در کمپ اشرف به چشم دیدم که رجوی نفرات را از اردوگاه های عراق، ترکیه، پاکستان فریب داده ودر اشرف زندانی کرده وبه آن حکم اعدام داده است. این است رعایت حقوق شهروندی در ایدئولوژی مریم و مسعود، که خود را منجی بشریت می داند و شما هم از ایشان دفاع می کنید.
سعید

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.