خانواده بشارت: رجوی از پشت به مردم ما خنجر زد

اعضای انجمن نجات خوزستان در ادامه دیدار خود با خانواده های اسیران دربند فرقه رجوی درشهرستان ماهشهر با خانم مهتاب بشارت که برادرش غلامرضا سالهاست اسیر رجوی هاست در منزل شخصی ایشان دیدار و گفتگو کردند همچنین اعضای انجمن دسته گلی را به منظور عرض تسلیت و ابراز همدردی با خانم بشارت که اخیرا فرزند جوانش به بنام هژیر مقدس را براثر بیماری از دست داده بودند به ایشان تقدیم کردند.
در ابتدا اعضای انجمن سوره فاتحه را برای شادی روح جوان از دست رفته این خانواده قرائت کردند و برای بازماندگان خانواده آقای مقدس ازدرگاه خداوند صبروشکیبایی را خواستارشدند و نکاتی را برای تسلی خاطر مادر و پدر خانواده بیان کردند.
 آقای مقدس و خانم بشارت نیز از ابراز همدردی و حضور اعضای انجمن در منزلشان تشکر و قدرانی کردند ومختصری از شروع پروسه بیماری تا درگذشت جوان 19 ساله شان را بیان کردند.
خانم مهتاب بشارت می گفت پسرم خیلی با محبت وعاطفی بود وهمیشه ازمن سئوال می کرد که مامان آیا روزی هست که من دایی ام را ببینم؟ و یا می گفت دایی کجا رفته که نه تماسی می گیرد و نه نامه ای ازاو می آید؟ خانم بشارت ادامه داد، گاهی اوقات وقتی بخاطر برادرم غلامرضا گریه می کردم کنارم می نشست و مرا دلداری می داد و می گفت من حاضرم هرکاری که لازم باشد انجام دهم تا دایی برگردد تا تو اینقدر گریه نکنی.
به وی می گفتم پسرم او دست یک آدم از خدا بی خبر گرفتار شده و نمی گذارد که حتی او را ببینیم. راستش بعد از دست دادن پسرم مدتی بود که همین مرا آزار می داد که چقدرهژیر به فکر دایی اش بود و چقدر دوست داشت که او را ببیند. وقتی پسرم دایی خودش را ندید و از دنیا رفت می گویم خدا رجوی و سازمانش را لعنت کند که دل پسر جوانم را شکست. کاش الان برادرم اشتیاقی که پسرم برای دیدن اوداشت می دید تا شاید این مسئله باعث شود که او به خودش بیآید وراه نجاتی برای خودش پیدا کند.
آقای مقدس ضمن تائید سخنان همسرش، گفتند واقعا رجوی ضربه بدی به کشور زد یادم هست که گروههای زیادی در اول انقلاب درست شده بودند و درحالیکه تازه انقلاب به ثمر رسیده بود و نیاز بود که همه گروههای سیاسی دست به دست هم بدهند تا مملکت را سر و سامان دهند ولی برخی گروهها ازجمله همین سازمان مجاهدین و شخص رجوی ساز خودشان را می زدند متاسفانه عده ای جوان خام و پر جنب و جوش را هم به دنبال خود کشیدند، اما دربین این گروهها تنها گروه رجوی بود که یکسری خرابکاریها در کشور کرد بعد هم در بحبوحه جنگ از پشت به مردم خود خنجر زد و رفت با صدام، حالا این نفراتی که با خود برد و زندگی آنها را تباه کرد، حساب نکرد که اینها پدر ومادر وخانواده ای دارند که نگران عزیزخود هستند؟ چرا تماس و یا نامه ای ازآنها نیست؟ الان هم که می گویند معلوم نیست رجوی کجارفته! پس چرا این افراد هنوز درعراق مانده اند؟
اعضای انجمن ضمن بیان مختصری از ماهیت دروغین فرقه رجوی، بن بست همه جانبه فعلی فرقه اش را نتیجه همین ماهیت دروغین، خیانت وجنایاتی که مرتکب شده دانستند و توضیح دادند که رجوی سالها با فریب و دروغ عده ای را درعراق جمع کرد و اولین کاربرای مغزشویی آنها تخریب کردن وابستگی های خانوادگی و عاطفی و عدم دسترسی آنها به اخبار دنیای بیرون از مناسبات فرقه اش بود.در شرایط کنونی هم که به بن بست همه جانبه رسیده به هر بهانه ای تلاش می کند تا درامر انتقال اعضا ازعراق به کشورهای ثالث اخلال ایجاد کند، چون می داند خروج آنها یعنی پایان تمام رشته هایی که با فریب و جنایت بافته و باید که درمقابل همه آنها پاسخگو باشد وحساب پس دهد. و متاسفانه الان هم حربه اعتصاب غذا را برای کشتارجمعی آنها بکارگرفته ولی رجوی ازهر طرف که بچرخد نمی تواند سرنوشت خفت بار خود و فرقه اش را عوض کند و انشاءالله به همت و یاری خانواده ها و کلیه اعضای از بند رسته، همه اسیران بازخواهند گشت و نجات خواهند یافت.
خانم بشارت و آقای مقدس ضمن تشکر از زحمات اعضای انجمن گفتند بالاخره بخشی از ذهن ما مشکل اسارت برادرمان است و وظیفه داریم که علیرغم هرمشکلی که داریم به مشکل اسارت برادرمان فکرکنیم و هر اقدام و کمکی که لازم باشد انجام می دهیم تا شاید بتوانیم برادرمان را نجات دهیم. و نهادهای بین المللی هم باید همت کنند تا هر چه زودترشر رجوی را از سر عزیزانمان کم کنند .
در پایان این دیدار اعضای انجمن نجات یکبار دیگر سوره فاتحه را برای شادی روح فرزند جوان این خانواده قرائت و برای بازماندگان صبر جمیل را آرزو کردند و گفتند تا پایان آزادی اسیران در کنار و همیار خانواده های آنها خواهیم بود.
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.