عملکرد سازمان مجاهدین خلق

اعضای اسیر تا کی باید قربانی جاه طلبی رجوی ها بشوند

هنوز خون آخرین قربانیان لیبرتی خشک نشده که رجوی ها زمینه را برای به کشتن دادن بقیه اعضای اسیر آماده می کنند. مریم قجر که همچون شوهر دوم و متواری اش، هیچگاه در شرایط خطر نبوده و از جای گرم و نرم در پاریس به اسیران فرقه دستور مقاومت در اشرف و عراق را می داد (تا آنها کشته شده و شاهدی از شاهدان جنایات فرقه ای آنها کم شود) این بار نیز برای بستن راه خروج اعضای اسیر باقیمانده در عراق، با حرکتی شیادانه خواهان آن شد که تمام نفرات لیبرتی به آمریکا منتقل شوند!! پیشنهادی که قبل از همه خود او و رجوی جنایتکار بر غیر ممکن بودن آن واقف هستند.
مگر همین رجوی ها نبودند که به اعضا می گفتند اشرف را تخلیه نکنند و با شعارهای احمقانه ای همچون «کوه ها بجنبند اشرف نمی جنبد »!! با تلاش در به هیجان آوردن اعضای از دنیا بی خبر خود قصد ایجاد درگیری داشتند؟
مگر همین جنایتکاران نبودند که تلاش می کردند اعضایی که زیر نظر سازمان ملل از اشرف به لیبرتی منتقل شده و پروسه انتقال شان به کشور ثالث شروع شده بود را دوباره به زندان اشرف برگردانده و اعلام می نمودند « تنها راه، بازگشت به اشرف است »!!؟
اینها در حالی است که در سی و چند سال گذشته، رجوی ها همیشه امن ترین راه و بهترین جا را برای خود انتخاب می کردند و تا حد امکان خود را بلحاظ فیزیکی نیز از منطقه خطر دور می نمودند (حتی به اندازه چند قاره). اگر غیر از این است:
– چرا رجوی در سال 1360 به خارج از کشور فرار کرد؟
– چرا رجوی ها در عملیات مرصاد شرکت نکردند؟
– چرا بنابر اقرار مریم قجر، وی و رجوی در جریان جنگ اول خلیج اعضا را تنها گذاشته و به اردن گریختند؟
– چرا مریم قجر قبل از شروع جنگ دوم خلیج، از عراق فرار کرد و به پاریس رفت (و به اعضا هم نگفتند که وی عراق را ترک کرده و طوری وانمود می کردند که وی در عراق است)؟
– چرا شخص رجوی مدتی پیش از حمله آمریکا به عراق مخفی شد و تا بحال حاضر نیست حتی تصویر خودش را نشان بدهد؟
– چرا رجوی ها وقتی مریم قجر در فرانسه دستگیر شد، تمام قوای تشکیلات را برای آزاد کردن او و دور کردنش از خطر احتمالی خرج کردند و حتی فرمان خودسوزی به اعضا دادند؟
اما در نقطه مقابل وقتی نوبت به اعضای اسیر می رسد، آنها نه تنها نباید منطقه خطر را ترک کنند بلکه در شرایطی که تمام خطرات ممکن به صورت واضح دیده می شوند، آنها را وادار به ماندن در منطقه خطر کرده و طرح هایی ارائه می دهند که هدفش فقط بستن راه خروج اعضا است.
سوال اینجاست که چرا رجوی ها نمی خواهند دست از سر اعضای اسیر بردارند؟
پاسخ را می توان به اختصار در موارد زیر خلاصه کرد:
وقتی اشرف جمع شد رجوی ها کمرشکن شدند و وقتی بساط آنها از عراق جمع شود نفس شان نیز بند خواهد آمد و دیگر نمی توانند از این نمد خونین کلاهی برای خود ببافند.
– اگر اعضای اسیر از عراق خارج شوند دیگر نیرویی برای رجوی نمی ماند تا ادعای آلترناتیو بکند.
– اگر اعضای اسیر از عراق خارج شوند، رجوی ها حتی در لفافه هم نمی توانند مدعی جنگ مسلحانه باشند. هم اکنون نیز آنها با ریاکاری و با سوء استفاده از کلماتی همچون « اشرف نشان » تلاش دارند تا سمبل درهم شکسته خود را سرپا نگه داشته و تخلیه ذلت بار اشرف را کم اثرتر کنند.
– اگر اعضای اسیر از عراق خارج شوند، دستگاه تبلیغاتی رجوی ها از کار افتاده و فلج خواهد شد.
– اگر اعضای اسیر از عراق خارج شوند، رجوی ها در معرض انبوه تمام نشدنی سوالات قرار خواهند گرفت و باید پاسخ خون های ریخته شده را بدهند. باید پاسخ بدهند که چرا به مردم و کشور خود خیانت کرده و با صدام که در حال جنگ با ایران بود متحد شدند.
– اگر اعضای اسیر از عراق خارج شوند، دست رجوی ها در ساختن انواع و اقسام تشکل ها، انجمن ها و… که بعنوان نیرو و حامی فرقه مطرح می کردند رو شده و معلوم می شود که عناوینی همچون « ستاد اجتماعی » یا « ستاد داخل کشور » یا… اصلا وجود خارجی ندارند.
و اگر های بسیار دیگر
در پایان آرزو می کنیم که اسیران فرقه رجوی هر چه زودتر به خود آمده و از این فرقه جهنمی جدا شوند. چرا که رجوی ها ضحاک وار دنبال نابود کردن و به کشتن دادن تمامی آنها هستند.
 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا