در سماجت برای به کشتن دادن اسرای لیبرتی

این بار نوبت چند کشیش آمریکائی بود که به میدان بیآیند!
با وجود اصرار زیاد افراد خانواده های ایرانی که فامیل یا فامیلانی بصورت اسیر و گروگان رجوی و محروم ازابتدائی ترین حقوق انسانی درکمپ لیبرتی عراق دارند و مجدانه برای کسب آزادی ابتدائی آنها که این امر بدون ترک عراق وبرقراری ارتباطات با جهان خارج ممکن نیست، فرقه ی رجوی هرروزی که میگذرد بیشتر فراموش میکند که طبق قراردادهای خود با دولت عراق وسازمان ملل متحد متعهد است که کمپ لیبرتی را بعنوان محل اسکان موقت اعضای سازمان قبول کرده ودراسرع وقت نسبت به انتقال آنان به کشورهای دیگر اقدام کنند واتفاقا این مسئله مورد تایید وحمایت خانواده ها نیز میباشد.
اما بدنبال انتقال قطره ای چند صد نفر،  اینکه چه تصوری در مخیله ی رجوی خودشیفته بوجود آمد که مثلا زیر این قرارداد زده وبا سماجت تمام خواستار تحمیل اعطای اقامت دائمی این اسرا در لیبرتی به کشور عراق باشد، برنگارنده روشن نیست!
مشکوک تر ازاین پافشاری برای کسب موقعیت پناهندگی درعراق، درخواست برچیده شدن نیروهای عراقی ازاطراف کمپ است تا رهبران فرقه ی رجوی آزاد باشند که روابط سهل تری با گروههای ضد دولتی عراق برقرار کرده ونقش بیشتری درسرنوشت آینده ی عراق داشته باشند؟؟!!
خواننده ی گرامی! آیا مسئله ی مشابه این موضوع را که برخلاف قوانین وتصمیم واراده ی مسئولین یک کشور، دولت عراق موظف بشود گروهی را که تروریست میداند درخاک خود وآنهم بدون کنترل رفت وآمد آنها بپذیرند، سراغ دارید؟؟
اگر سراغ ندارید، پس اینهمه پافشاری و تحمل هزینه های گزاف لابی گری برای چیست وچرا این باند مافیایی تصور میکند که میتواند حرف خود را به کرسی بنشاند وحتی انتظار داشتن سلاح هم دریک کشور بیگانه را داشته باشد؟ حقی که اغلب به شهروندان خود هیچ کشوری داده نمیشود وکشورآمریکا بدان خاطر ازاین قانون مستثنی است که دولت اش تحت فرمان مجتمع نظامی- صنعتی است ونمیتواند ازخرید وفروش اسلحه جلوگیری کند که درآمد این مجتمع نظامی- صنعتی کم میشود وخلاصه اینکه دولت آمریکا مامور است ومعذور!
راستش را بخواهید، من موضوع درخواست دریافت سلاح ازآمریکا را جدی نمیگیرم و این عمل فرقه ی رجوی را مانند گرفتن مرگ برای راضی شدن به تب تلقی میکنم و معتقدم که با مغز کوچکی که رهبری این فرقه ی منحط دارد، فکر میکند با این جنجال سازی ها میتواند موقغیت اسکانی خود را درعراق تثبیت کند با این شرط که نباید از مصرف داخلی داشتن این نوع تبلیغات (ادامه فریب اسرای لیبرتی) غافل ماند!
باری، دراین خیمه شب بازی که طی ماه های اخیر با وسعت حیرت آوری جریان دارد، این بار بالاخره نوبت چند کشیش از آمریکا هم فرا رسید تا آنها نیز غسل تعمیدی براین فرقه داه باشند!
جهت جلوگیری ازاطاله ی کلام، به بیان ماوقع ازوبسایت رسمی فرقه ی رجوی میپردازم و درصورت لزوم توضیحات ولو کوتاه دراین باره خواهم داشت.
نام نوشته " حمایت کشیشان در آمریکا از مقاومت مردم ایران " نام دارد که طی آن آمده است:
" در کنفرانس و گردهمایی کشیشان و رهبران کلیساها که برای حقوق‌بشر و همبستگی بین مذاهب در کلیسای پٍرٍسپٍتٍرین در ایالت ویرجینیای آمریکا برگزار گردید. هیأتی از مقاومت ایران شرکت داشت… کشیش شرلی بارنت با اشاره به درد و رنجی که مجاهدان اشرفی در لیبرتی متحمل می‌شوند تأکید کرد که روزی این وضعیت به پایان می‌رسد و کسانی که باعث این درد و رنج شده‌اند، با شمشیری که فقط توسط خدا استفاده می‌شود، مجازات خواهد شد. ما در هماهنگی با شما ایستاده‌ایم، جایی که عشق، ایمان و عزم و اراده قوی (وجود دارد)، پیروزی نزدیک است… ما از رهبری مریم رجوی حمایت می‌کنیم؛ وقتی دیکتاتوری سرانجام نابود شود، یک ایران آزاد و دموکراتیک برقرار خواهد شد».
من ضمن اعلام ارادت خاص خود به آن دسته ازکشیشان آمریکای جنوبی که با تئوری " الهایات رهائی بخش" کارهای سترگی بنفع استقلال وتامین عدالت اجتماعی مردم خود میکنند  وگاها نیز بعنوان مسئولین منتخب مردمی که بنای رهائی ازسلطه و استقرار جامعه ی عادلانه درکشور خود را دارند، عمل میکنند، نمیتوانم ازاین کار کشیشان آمریکائی که با استفاده ازموقعیت مذهبی خود درصدد توجیه جنایات مسعود رجوی و گماشتگان چندش، هستند، ابراز تاسف نکنم!
کشیش شرلی بارنت باید بداند که این رنج وزحمت هایی که او بدان اشاره دارد دربرابر مظالمی که ازطرف مسعود رجوی ماکیاولیست درحق این ساکنان لیبرتی عراق رفته، اهمیت چندانی ندارد:
این اشخاص که درایران بعنوان گروگان های رجوی شمرده میشوند، دریک سیستم بی نظی وبشدت وحشیانه وضدانسانی شستشوئی مغزی، اغلب، منطق واحساسات انسانی خود را ازدست داده و به ملک طلق رجوی بدل شده اند و تبدیل به روبوت هایی گردیده اند که چیزی برخلاف خواسته های رجوی را نمیتوانند بیان کنند وعملی را برخلاف اراده ی او انجام دهند!
تعداد قابل توجهی از زنان هموطن ما که بی گدار به آب زده و با خیال خام بدست آوردن آزادی بیشتر داخل این مناسبات ضدانسانی گشته اند، بارها مورد سوء استفاده ی جنسی رجوی قرار گرفته وهمسران وفرزندان خود را بادستورات وتلقینات مسعود رجوی -درهمکاری تنگاتنگ مریم رجوی – ازدست داده اند.
آنها ازحقوق ابتدایی خود مانند حق داشتن اولاد، حق ارتباط با افراد خانواده ی خود وحتی حق انتخاب دوست درداخل همین مناسبات محروم اند واین محرومیت نه ازطرف دولت عراق یا ایران، که ازجانب مسعود رجوی و افراد مورد اعتماد او برآنان تحمیل شده است!
کشیش دکتر دانیل دلگادو میگوید:
"… اکنون ما این‌جا در سال 2014 هستیم و هنوز غول‌هایی در زمین وجود دارند، غول زمین، غول استبداد، همان‌طور که می‌توانیم در حکومت ایران ببینیم. (رژیم) کنونی (حاکم بر) ایران، غول بی‌عدالتی، غول نقض حقوق‌بشر و غول نژادپرستی و نفرت است، و من غول بی‌تفاوتی را از همه بدتر می‌دانم… من مشتاقانه در انتظار آن هستم که خیلی زود با دوستانم در یک ایران آزاد گردهم بیاییم ".
عالیجناب کشیش دکتر دانیل دلگادو! شما هروقت اراده کنید میتوانید بایران تشریف بیآورید ولازم نیست همراهانی مانند مافیای رجوی رادرکنار خود داشته باشید! ایران آزاد با دوستان آنچنانی شما که شمه ای ازاقدامات شان بعرض رسید، وجود عینی نخواهد داشت وبا این وجود، احتمال آمدنتان به ایران منتفی خواهد شد!
نژاد پرستی مورد اشاره ی شما بیشتر درکشور خودتان رایج است وبهتر بود که دراین جلسه بیاد ستمدیدگان فرگوسن آمریکا وقربانیان کوکلس کلان ها، پیشنهاد یک دقیقه سکوت میدادید!
اما از زبان سرهنگ توماس که چهره ی آشنایی برای خانواده هایی است که به کمپ اشرف مراجعه میکرده وموضع بشدت جانبدارانه ی او بنفع رهبری سازمان ودرراستای سرکوب اعضا ی سازمان وجلوگیری از ملاقات را هرگز ازخاطر نزدوده اند، میشنویم:
" سرهنگ توماس کنتول فرمانده پیشین نیروهای آمریکایی در اشرف…ما در رابطه با این‌که مجاهدین چه کسانی هستند صحبت کرده‌ایم و این‌که چگونه می‌توان صحت حرفهای آنها را تشخیص داد. انجیل مقدس به ما می‌گوید، آنها را می‌توان از حاصل کارهایشان و بنا بر ماهیتشان شناخت. کمپ اشرف، محل سکونت قبلی آنها، یک منطقه صحرایی با مساحت 46 کیلومتر مربع بود. آنها در آنجا یک سری کمپ‌های کوچک ساختند، درخت کاشتند، باغ درست کردند، و موزه و بناهای زیبا، رستوران و کارخانه تولید نوشابه و همچنین تأسیسات پزشکی تأسیس کرده بودند. همه اینها را در یک منقطه صحرایی ساختند. حالا آنجا به‌دست نیروهای امنیتی عراق افتاده است…می‌خواهم خطاب به همه ساکنان لیبرتی بگویم، خدا شما را حفظ کند. من به‌خاطر شما این‌جا هستم. من در کنار شما هستم ".
بلی کلنل گرامی! بساطی که باند رجوی برای آسایش شما وحضورتان درمهمانی های افسانه ای پهن میکرد، دین وایمان خیلی ها را میتوانست ازبین ببرد که این مسئله درمورد شما کاملا صدق میکند!
این باغ وبستان ها بقیمت آفتاب سوختگی زنان ومردانی از ایران زمین وبا شیوه ی برده دارانه ساخته شده بود که برای عیاشی خاص رجوی ها و خوشگذرانی امثال شما ها ترتیب یافته بود واین بردگان لیبرتی نشین حظی ازاین زیبایی ها نمیدند!
این اماکن برای حضور رهبران عشایر مخالف عراقی ودرجهت سازماندهی آنها برای برهم زدن اوضاع عراق بوده واین اشخاص سازنده ی واقعی این سالن ها، استخرها وباغ ها فرصت واجازه ی استفاده ازاین نعمات رانداشته وتنها ملزم به نگهداری آنها با کار مداوم برده وارانه بوده اند!
حالا به فاز دیگر این جلسه که ستایش از جاسوسی فرقه ی رجوی برعلیه کشور خود است، توجه میکنیم:
" بروس مک‌کولم مدیر پیشین سازمان حقوق‌بشری فریدم هاوس… آنها اطلاعات افشا کرده‌اند، اطلاعات در رابطه با بمبهای کنار جاده‌یی رژیم، اطلاعات به‌روز و ارزشمند و اطلاعات در رابطه با برنامه هسته‌یی رژیم یادتان باشد که رژیم قصد داشت در همین واشینگتن سفیر عربستان را در رستوران «جورج تاون» ترور کند. واقعیت این است که وزارت‌خارجه آمریکا، اتحادیه اروپا و سازمان ملل همگی در قبال ساکنان لیبرتی خیانت کرده‌اند ".
برخورد این مدیر پیشین حقوق بشری فریدم هاوس، شاید صادقانه ترین برخوردی است که دراین جلسه شده وبخوبی نشان میدهد که مجاهدین خلق تا چه میزان درورطه ی جاسوسی ونوکری برای اجنبی ها افتاده است!
بلی آنها با گرفتن اطلاعات اغلب نادرست وگزینشی از دولت صهیونیسنی، نقش خوبی بعنوان محلل اسرائیل واززیر ضربه خارج کردن جاسوسان احتمالی آنها  ومهمتر پرونده سازی برعلیه مردم ایران واستمرار و قوت بخشیدن به تحریم های نهایت ظالمانه، بازی کرده اند که ما با این نوع شهادت دادن شما، لم کار خود دربرخورد با این باند جنایت کار را  بیشتربدست میآوریم. دست ودهانتان درد نکند!
نوید
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.