درخواست کمک دختری بعد از 29 سال چشم انتظاری

ضمن عرض سلام و تبریک سال نو به همه خانواده های اسیران فرقه رجوی وهمچنین همه برادران وخواهران جداشده از فرقه رجوی
توجه شما خوانندگان محترم را به حرفهای دل یک فرزند اسیری که 29 سال از دیدن پدرش محروم بوده است جلب می کنم.
سلام من دختر جعفر شهریاری ندا هستم پدرم در سال 1366 برای ادای دین خود به کشورش، به خدمت مقدس سربازی رفت آن زمان من فقط یک سال ونیم داشتم من پدرم را اصلا ً ندیدم ودر این مدت خودم را با عکسهای پدرم سرگرم می کردم درهمان سال های اول بی خبری از پدرم  به ما اعلام کردند که پدرم اسیر شده و در اسارتگاه های عراق بسر می برد بعد از بازگشت اسرا به وطن ما ایران و به  آغوش خانواده  این امید ما نیز نا امید شد بعد از مدتی به ما اعلام کردند که پدرم در دوران اسارت در اردوگاه های عراق جذب سازمان مجاهدین خلق شده درپی این خبر همه درها به روی من ومادرم بسته شده و  متأسفانه هیچ دلیل قانع کننده ای که پدرم در جمع این گروه بوده یا هست وجود ندارد.
 و مادرم که تمام عمر و سلامتی اش را به پای من وعهدی که با پدرم بسته وفادار مانده . لذا من به عنوان یک فرزند که سالها از داشتن پدر محروم مانده ام از شما و همه عزیزان  که شجاعانه زنجیرها و حصارهای زندان فکری وجسمی این تشکیلات را پاره کردید وخود را نجات داده اید عاجزانه  تقاضا می کنم که اگر در دوران اسارتتان در زندان رجوی «پدرم» را دید ه اید و یا می شناسید ویا ردی از او دارید با انجمن نجات استان قزوین تماس بگیرید و خانواده ای را از چشم انتظاری نجات دهید.
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.