وارونه نمایی

نگاهی گذرا به وضعیت فرقه رجوی بعد از عملیات دروغ جاویدان

وقتی ماه مرداد می رسد به یاد خیانتی که رجوی شیاد علیه مردم ایران انجام داده می افتیم ماهی که در آن رجوی زن باره قصد داشت به خیال خام خود چند شبه به تهران رسیده!! و حکومت پل پتی خود را برقرار نماید و بعد به جان مردم افتاده تا بگوید که دست کمی از دیکتاتورهای دیگر جهان نداشته است.
ماه مرداد یادآور شکست خفت بار عملیات دروغ جاویدان است ماهی که رجوی زن باره در یک هماهنگی با ارتش صدام معدوم و گول زدن وی فکر می کرد به کشور پهناوری مانند ایران دست یابد.
  28 سال از آن عملیات از پیش شکست خورده فرقه رجوی می گذرد اکنون زمان مناسبی است تا به جمع بندی این عملیات مسخره پرداخته و به وضعیت فرقه رجوی بپردازیم که در چه موقعیتی قرار دارد. آیا در طول این سالیان فرقه جنایت کار رجوی به گفته مضحک خودشان رو به پیشرفت بوده یا به سمت اضمحلال و فروپاشی حرکت می کند؟ در طرف مقابل فرقه رجوی حکومتی قرار دارد که به گفته آنان در حال به اصطلاح سرنگونی است یا خیر؟
ابتدا در مورد وضعیت فرقه رجوی بعد از شکست در عملیات دروغ جاویدان بپردازیم. رجوی جنایت کار بعد از شکست این عملیات به دروغ به همه گفته بود که این علمیات بیمه نامه ارتش خیالی وی بوده است و دور نیست که حکومت ایران به اصطلاح به سرنگونی راه می برد و با این ترفند و راه اندازی انقلاب طلاق عملا زیر بار شکست مفتضحانه خود نرفت و این دیگران بودند که باید بهای شکست این فریبکار را می پرداختند بعد از شکست در عملیات دروغ جاویدان رجوی جنگ طلب کوشش زیادی نمود تا بتواند دوباره آتش جنگ را بین دو کشور عراق و ایران شعله ور نماید ولی این طرح با شکست روبرو شد و صدام معدوم نیز دریافته بود که دیگر از جنازه رجوی صدایی در نمی آید به همین خاطر دست نیروهای رجوی را در مرز ایران بسته تر کرد تا اینکه سرنگونی صدام از راه رسید و دیگر اربابی برای رجوی باقی نماند و هرچه که بود سیل تناقضات افراد و ریزش نیرو از این فرقه که بخوبی دریافته بودند سالیان چیزی جز دروغ حرف دیگری به آنان گفته نشد.
 بعد از آن خلع سلاح که توسط نیروهایی امریکایی انجام گرفت تقریبا کار فرقه رجوی را تمام کرد و رجوی زن باره مجبور شد باز با دروغ به اعضای خود وعده دهد که نیروهای امریکایی به آنان در امر به اصطلاح سرنگونی کمک خواهند کرد و عملا به طور آشکار علیه مردم ایران به مزدوری و جاسوسی پرداخت و در این مسیر در خدمت شیوخ شکم پرست عربستانی و صهیونیست ها در آمدند تا شاید از ارباب قدیمی که آبی برایشان گرم نشد حداقل اربابان جنایت کار جدید بتواند او را به نوایی برساند.
بعد از مدتی اشرف این به اصطلاح سنگر نفوذ ناپذیر رجوی با خفت و خواری تخلیه شد و همه این سالیان همانند خاطره ای زشت در ذهن افراد باقی ماند و نشان داد که این همه سال رجوی فقط شعار می داده و اصلا روی اصول اولیه خود هم ماندگار نیست و خیلی راحت برای اینکه به زندگی ننگین و حیوانی خود ادامه دهد به خدمت اربابان جدید در آمده است.
بعد از تخلیه اشرف اکنون در حال اخراج از عراق هستند تا دیگر پرونده این گروه مزدور و جنایت کار در عراق بسته شده و به فراموشی سپرده شود حال هر چقدر مریم قجر این زن داعشی و تکفیری و زن سوم رجوی هر چقدر می تواند باز هم از ارتش نداشته خود حرف بزند.
اکنون هم بعد از پایان مراسم سی خرداد در بورژه فرانسه ملکه ترور مریم قجر سعی داشت از این مراسم مسخره پیراهن گشادی برای خود درست کند به ضدش تبدیل شد و یکی از جنایت کار ترین فرد در حکومت عربستان بند را آب داده و عنوان نمود که سر دسته فرقه رجوی جنایتکار مرده است. بهتر بود مریم قجر لحظه شنیدن این حرف را بیان می کرد که چه حالی داشته است و برای دیگران تعریف می کرد از صورتش معلوم بود که دارد دق می کند که این شیخک عربستانی چه خرابکاری نموده است.
بعد از انتقال تعدادی از نفرات فرقه به کشور آلبانی هر روز شاهد هستیم که اعضای فرقه به ماهیت رجوی دروغگو و مناسبات کثیفش پی برده و جدا می شوند البته می توان حدس زد چرا که وقتی به محل استقرار نفرات در آلبانی توجه کنیم در می یابیم که چگونه مسئولین دروغگو فرقه رجوی سعی می کنند با پوشاندن شیشه های ساختمان افراد، بیرون را نگاه نکنند می توان حدس زد که به گفته رجوی شیاد منظور آنان از هزار اشرف همین کارها در قلب اروپا می باشد. آنان فکر می کنند می توانند با پوشاندن شیشه ها افراد را همانند اشرف در ناآگاهی قرار دهند.
از طرف دیگر وقتی به مراسم های مسخره ملکه ترور مریم قجر توجه می کنیم در می یابیم که بیشتر افرادی که شرکت می کنند از جناح جنگ طلب امریکایی که با دریافت پول به این مراسم آورده می شوند و نفرات شرکت کننده هم نفرات بی کار و دانشجویان لهستانی و اوکراینی و پناهندگان سوری است که با دریافت مقداری پول به پاریس برای تفریح می آیند آیا این بود شعارهایی که رجوی فریبکار از همان ابتدا نعره می زد؟ آیا افتخار مریم قجر به شرکت جنایت کاران غربی و عربی در شوهای مسخره است؟ اگر تمام آرزو و امیال رجوی زن باره این بوده که این افراد جنایت کار در مراسم زن سومش شرکت کنند پس شعار کشکی به اصطلاح مبارزه با امپریالیسم در مناسبات فرقه چه بود؟
رجوی زن باره قصد دارد چه کسی را گول بزند او بهتر است ابتدا ثابت کند که زنده است یا خیر؟ چرا که مریم از حرامسرای رجوی به حرامسرای شیوخ شکم پرست عربستانی نقل مکان نموده و تمام افتخار وی شرکت شیخک عربستانی است که در مراسم وی شرکت نموده است.
در طرف دیگر این جریان حکومت ایران قرار دارد که سران فرقه مدعی می شوند اکنون حکومت ایران به اصطلاح در وضعیت خطرناکی قرار دارد و دوران به اصطلاح سرنگونی با شتابی دم افزون به سمت سرنوشت تاریخی خود رانده می شود شقه و شکاف در آن عمیق تر شده و…!!
این تعریفی است که سران فرقه در مورد حکومت ایران می کنند و با این خیالات زندگی می کنند.
رجوی زن باره معتقد بود که در زمان رحلت رهبر ایران آقای خمینی کار حکومت تمام است آیا اینگونه شد؟
وی معتقد بود که اگر حکومت ایران صلح کند یعنی سرنگونی حکومت، ولی آیا این گونه شد؟
وقتی همکاری همه جانبه سران فرقه با صهیونیست ها و شیخ های عربی منطقه بعد از سرنگونی صدام در دستور کار قرار گرفت رجوی جنایت کار و زن سومش نیز در این مسیر قرار گرفته و تمام سعی خود را کردند تا به این جنایت کاران ثابت کنند که مزدوران بی جیره و مواجب خوبی هستند ماهیت رجوی با مزدوری عجین شده است.
بعد از شروع جنگ در سوریه رجوی تروریست این گونه در ذهن پوک خود تحلیل نمود که کار حکومت سوریه تا عید چند سال قبل تمام است و بعد نوبت حکومت ایران خواهد رسید ولی اکنون شاهد هستیم که حکومت آقای بشار اسد نه تنها در قدرت مانده بلکه دور نیست زمانی که همه تروریست ها را از سوریه بیرون کند حال بماند به اصطلاح سرنگونی حکومت ایران.!!
همکاری همه جانبه از تروریست های داعشی و تکفیری در سوریه و عراق که عملا با شرکت آنان در شوهای مریم قجر زن سوم رجوی و خوردن شام های رنگارنگ در مراسم های مختلف مهر تاییدی بر همکاری همه جانبه آنان با تروریست ها زدند و ثابت کردند که ماهیت تروریستی رجوی تغییر پذیر نیست.
بعد از توافق هسته ای ایران که رجوی جنایت کار و جاسوس تمام انرژی خود را در این راه گذاشته بود تا این مذاکرات به سرانجامی نرسد ولی باز هم بور شد و روسیاهی برای او و دارو دسته جنایتکارش باقی ماند و این حکومت ایران بود که با سربلندی از این پروژه بیرون آمد.
اگر اکنون مریم قجر این شوهر از دست داده وق وق می کند و ساز به اصطلاح سرنگونی می نوازد دلش را به چه چیزی خوش کرده است؟ شما بهتر است از پول های شیوخ فاسد عربستانی لذت ببرد و در حرامسرای آنان شرکت کنید. مردم ایران نیازی به شما جنایت کاران ندارند.
این مختصری بود از بررسی وضعیت فرقه رجوی بعد از عملیات دروغ جاویدان تا نشان دهیم که در چه موقعیتی است و می توان ساعتها در مورد آن بحث و سخن گفت ولی فقط به چند مورد آنان اشاره نمودیم تا کاملا برای همه محرز شود که تمام وق وق سران فرقه رجوی برای ادامه زندگی ننگین و خفت بار خودش می باشد و اصلا کاری هم به اصطلاح سرنگونی ندارند.
هر چند تعداد زیادی از نیروهای ایرانی در عملیات دروغ جاویدان توسط نیروهای رجوی تروریست شهید شدند ولی یک نقطه مثبت برای مردم ایران داشت آن هم افشای همکاری همه جانبه رجوی تروریست با صدام و ماهیت ضد انسانی وی بوده که دیگر بعد از این شکست برای همه مسجل شد که وی به هیچ عنوان در ایران جایی ندارد و نمی تواند از گندم ری بخورد.
مردم ایران به خوبی نشان دادند که در مقابل دشمن خارجی همانند رجوی جنگ طلب ذره ای از خاک خود کوتاه نخواهند آمد و چنان درسی به نیروهای فرقه رجوی دادند که هنوز رجوی زن باره در حال سوختن می باشد.
هادی شبانی   
 

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا