وارونه نمایی

رجوی ها! دندان روی جگر بگذارید و پرت و پلا نگویید!

سنابرق زاهدی رئیس کمیسیون قضایی شورای ملی مقاومت ایران و…، نوشته ای با نام " دوره اوباما بدترین دوره برای مردم ایران " دارند که رسانه های رجوی آنرا بنقل از نشریه ی  المشرق منتشر کرده که طی آن آمده است:
انتخابات آمریکا که دونالد ترامپ رئیس‌جمهور منتخب را به همراه داشت دوره جورج بوش و باراک اوباما را به پایان رساند. عمر این صفحه سیاه 16سال طول کشید و خاطرنشان ساخت که این مرحله با جنگ بر علیه عراق که رژیم ایران از آن سود برد، شروع شد و علاوه بر اینها، این صفحه شامل ”بمباران پایگاههای مجاهدین خلق و خلع‌سلاح آنها و باز کردن درهای عراق در مقابل رژیم آخوندها و همچنین نقض التزامات آمریکا در مقابل طرحهایی که این کشور از قبل در قبال مجاهدین داده بود و نقض تعهد اعلام شده اوباما در قبال مردم سوریه بعد از استفاده از سلاح شیمیایی و عبور او از خط قرمز و سکوت اوباما در قبال قتل‌عام‌هایی که رژیم اسد در مورد مردم سوریه مرتکب شد…".
کسی دراینجا اشغال عراق توسط آمریکا را تایید نمیکند وهرانسان منصفی میداند که آثارخانمان سوز این تجاوز برعلیه مردم عراق تا دهه ها وشاید سده ها برجای خواهد ماند.
اما به سرنوشت مجاهدین رجوی که می رسیم، باید گفت که بعد ازبرقراری آتش بس بین ایران وعراق، دولت عراق گام هایی برای بهبود روابط با ایران بر می داشت که نتیجه ی تداوم این اقدامات، میتوانست اخراج این گروه وطن فروش ازعراق درشکلی بدتر ازحالا داشته باشد وبنابراین، این فرقه ی رجوی نبوده که ازاین اشغال زیان دیده  وشاید که کلی هم ازآن منتفع گردیده است!
درپناه ارتش آمریکا بود که مسئولین سازمان موفق میشدند که خانواده های مراجع وگرفتار را ساعت ها و روزها دم درب ازخون ونیرنگ ساخته ی اشرف معطل نگه داشته، به آنها توهین واهانت کند وسربازان آمریکائی با نظر مثبت، نظاره گر این شکنجه های روحی برعلیه خانواده ها بودند.
اشخاص خاص رجوی درپناه همین ارتش اشغالگر بود که به اقصی نقاط عراق سر می کشید و تخم کینه ونفرت قومی ومذهبی را درمیان مردم عراق می کاشت وبا گشاده دستی زیاد درامور عراق دخالت میکرد!   
درپناه نیروهای آمریکائی بود که سران عشایر که بعدها به " عشایر انقلابی – داعش) شهرت یافتند، روزها وشب ها درکمپ اشرف جلسه میگذاشتند و حتی آموزش های تخریباتی یاد میگرفتند که نتایج این آموزش ها رادرعراق نظاره گریم!
درمورد سوریه باید گفت که هرگز ثابت نشد که رژیم اسد از سلاح های شیمیای استفاده کرده و بعد از زمانی که بشار اسد این سلاح ها را تحویل داد، طرف مقابل که دوستان شما ونوکران بوش واوباما ها باشد، ازاین نوع سلاح ها استفاده کرد والبته صدای کسی درنیآمد وخبر این جنایات در میان هیاهوهای تبلیغاتی رسانه های امپریالیستی- صهیونیستی مسلط برجهان گم وگور شد!
دیگر اینکه تعهد امریکا دربرابر مجاهدین ازاین بابت نقض شد که این امتیازات بنفع مسعود رجوی و گماشتگان خاص اش مصادره شد و اعضای سازمان همچنان دراسارت ماندند، چنانکه بودند!!
دوباره:
" زاهدی توضیح داد اوباما در موضوع اتمی و به‌رغم این‌که رژیم ایران در منتهای ضعف و عجز بود، امتیازات عظیمی به حاکمان تهران داد و آمریکا در دوره وی دهها میلیارد از اموال منجمد شده مردم ایران را در اختیار رژیم آخوندهای جنایتکار گذاشت که برای گسترش دامنه قتل‌عامها و جنگهای فرقه‌گرایانه در کشورهای مختلف و به‌ویژه در سوریه خرج کنند ".
اساسا چرا باید اموال مردم ایران منجمد می شد؟! چرا ازاین بابت اعتراضی به منجمد کننده ندارید؟! خیال می کردید که آنها را دودستی تقدیم شما خواهند داد؟!
فرض کنیم که چنین باشد و بپذیریم که رژیم ایران درمنتهای ضعف بود.
دراین صورت باید باین اصل فلسفی هم توجه کنید که " هر ضعفی را قدرتی هست وهر قدرتی را ضعفی " وآیا این ضعف ایران به قدرت تبدیل نمیشد که مثلا درحد وتوان خود – که کم هم نیست – به منافع آمریکا چنان ضربه ای میزد که  تحمل اش دشوار میشد؟!
آری مذاکرات اتمی و نتیجه ی موفقیت آمیز نسبی آن، حاصل این برداشت ها بود و کار طوری گره خورده بود که آمریکا  راهی جز حمله ی نظامی به ایران نمی توانست داشته باشد که درتحلیل سود وزیان آن متوجه شد که بهتر است پای میز مذاکره بیآید!!
همچنین:
" زاهدی گفت مردم ایران از اوباما خواستند که از قیام آنها در سال 2009بر علیه احمدی‌نژاد حمایت کند ولی اوباما دست یاری خود را به سمت خامنه‌ای و احمدی‌نژاد دراز کرد و مردم ایران امروز به آمریکا و اوباما به‌عنوان حامیان رژیم ایران نگاه می‌کنند و حضور اوباما نقش ناامید کننده‌ای برای آمال مردم ایران بازی می‌کرد و اظهارات اوباما و جان کری وزیر خارجه اکثراً به‌خاطر کم کردن فشار از روی این رژیم بود ".
البته این خواست مردم ایران بطور کلی نبود وتنها تعداد اندکی از تظاهرات کننده های تهرانی – که به بخش آمریکائی جنبش سبز معروف شدند- این خواست احمقانه – اگر نگوییم خائنانه- را مطرح کرده واتفاقا درانزوای کامل قرار گرفتند!
بخش فهیم وتاثیر گذارتر مردم ایران، هرگز دست خود را به سوی کارگزاران نظام سلطه وتابعیت جهانی – چه بوش، چه اوباما ویا ترامپ- دراز نخواهند کرد وبجای آن بدنبال حل مشکلات خود با تکیه برامکانات خویش – والبته با استفاده ازتضادهای جهانی ومنطقه ای به وفور موجود- خواهد رفت.
دوباره:
" حسن هاشمیان تحلیلگر سیاسی از چگونگی کار رژیم ایران در ایالات متحده آمریکا صحبت کرد و اشاره نمود پیروزی ترامپ شوک بزرگی در داخل نظام ایجاد کرده است چرا که لابی ایران در آمریکا با یک شوک قابل‌توجه روبه‌رو می‌باشد. هاشمیان توضیح داد لابی ایران در دهلیزهای دولت اوباما و کنگره و ارگانهای تصمیم‌گیرنده در واشینگتن فعالیت می‌کرد ".
ما بارها گفته واین بار هم میگوییم که، اوباما ازانجام هرکار زشتی که ازدستش میآمد، درمورد مردم ایران کوتاهی نکرد الا حمله ی نظامی که مشاوران نظامی دوراندیش او، مانعش شدند!
درمورد انتخاب ترامپ ونتایج خوب و بد آن، اظهار نظر قطعی کردن فعلا ساده لوحانه است. با این حال میتوان ادعا کرد که اگر هیئت حاکمه ی آمریکا بگذارد حتی یکی از وعده های با اهمیت او محقق شود،  شاهد نقطه ی عطف مثبتی درقرن 21 خواهیم بود که  ابدا بنفع باند رجوی نخواهد بود!
درهرصورت، اتفاقاتی بدتر از آنچه که درمدت دوران زمام داری اوباما برای ایران افتاد، رخ نخواهد داد مگر آنکه هیئت حاکمه ی آمریکا دچار جن زدگی واوهام شده و درتدارک یک جنگ اتمی باشد که دراین صورت نشانی ازهیچکدام ما درروی زمین نخواهد بود وبحثی  با هم نخواهیم داشت!
یک عضو خانواده ی داغدیده ازطرف رجوی

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا