تفاوت ماهوی اخبار رجوی ها و دیگران!

بیشترین مطالب این فرقه ی تبهکار و ضد ملی که  این روزها در رسانه هایش پخش و منتشر میشود، القای این مطلب به بیننده و شنونده است که گویا روسیه با نزدیکی بیشتر به ترکیه، پشت ایران را خالی کرده  وایران آنطور که شاید وباید، نقش قبلی خود را – که این نقش به اعتراف دوست ودشمن مجموعا بسیار مثبت و در راستای مبارزه با تروریزم جهانی بوده –  ازدست داده درانزوا قرار گرفته واین انزوا، کاری خواهد کرد که همین امروز وفردا حکومت ایران سرنگون شود وباند رجوی با خیری وخوشی بر اریکه ی قدرت درایران تکیه زده ونسخه های تجربه شده درکمپ های اشرف، لیبرتی وتیرانا را برای مردم داخل ایران هم بپیچند!
دربرخورد با این نوع تبلیغات رسانه ای رجوی ها، دوستان دیگر جواب های مستدلی ارائه داده اند وازاین روست که من مایل به ورود دوباره به شرح وتفسیر آنها نیستم وتنها برای ایجاد تنوع در نوشته ها و آگاه ساختن مردم برآنچه که برخلاف رسانه های مسلط جهانی که زیر سلطه ی امپریالیزم ونوع افراطی این پدیده – صهیونیزم- ودر رسانه های آلترناتیو منتشر میشود، اقدام به نقل قول ازکسانی بکنم که ازسیطره ی مطبوعات مسلط جهانی خارج شده وبه آلترناتیوی- هرچند فعلا ضعیف تر از رسانه های غربی- تبدیل شده اند، آورده وخواننده ی محترم را به تفکر بیشتر درمورد اینکه بدانند " جهان به کدام سو می رود "، وادارم!
آقای عماد آبشناس بعنوان یک کارشناس مربوطه که رسانه های مسلط نوشته های او را ابدا  درج نمیکند، طی مقاله ای حرف ها ومستنداتی مطرح کرده است که درتضاد کامل با نوشته های رسانه های مسلط جهانی- ودرتضاد با رسانه های رجوی بعنوان دنبالچه ی این رسانه ها- قرار دارد که ذیلا میخوانیم:
" یعنی باورمان شود ایران و روسیه با هم اختلاف دارند؟ – از بدو ورود روسیه به ماجرای سوریه تا به حال رسانه های مخالف همکاری ایران و روسیه در سوریه تلاش داشتند از هر روزنه ای برای القای باور وجود اختلاف میان دو کشور دامن بزنند، پس از آزاد سازی حلب این تلاشها دو چندان شده. در بدو ورود روسیه بحث اینکه حضور روسیه ممکن است منجر به کمرنگ شدن جایگاه ایران در سوریه بیانجامد را مطرح کردند اما در نهایت دیدیم که نه فقط حضور ایران پر رنگ تر شد بلکه همکاری ایران و روسیه در حمایت از دولت قانونی و مشروع سوریه منجر به پیروزی های پیاپی در این کشور گشت و همکاری میان ایران و روسیه در موارد دیگر هم گسترش پیدا کرد. دلیل گسترش همکاری های مختلف میان ایران و روسیه این بود که هر دو در یک جبهه قرار داشتند و منافع مشترک دو کشور ایجاب می کرد و ایجاب می کند که با هم همپیمان استراتژیک باشند. در ماجرای حلب هم مشاهده کردیم که این رسانه ها تلاش زیادی برای ایجاد تفرقه در اتحاد ایران و روسیه مطرح کردند، چون تنها راه جبران شکستشان را در تفرقه انداختن میان نیروهای پشتیبان حکومت سوریه جستجو می کنند. در این راستا مباحثی مطرح شد مبنی بر اینکه روسیه ایرانی ها را دور زده و با ترکیه توافق انجام داده و اینکه توافق آتش بس امضاء شده فیما بین روسیه و ترکیه مورد تایید ایران نیست. ظاهرا برخی فراموش کرده اند که میانجی مصالحه میان روسیه و ترکیه همان ایران بود و رابطه ایران و روسیه بسیار عمقی تر از آن است که بخواهد با چنین شایعاتی ضربه بخورد. یکی از شگرد های بزرگ سازمان های اطلاعاتی غربی استفاده از رسانه برای کنکاش اطلاعات می باشد. به این معنا که مساله ای را در رسانه ها مطرح می کنند و سپس منتظر می مانند که واکنش طرف مقابل را ببینند تا از اطلاعات خود اطمینان پیدا کنند ویا اینکه در صف واحد طرف مقابل تفرقه و لغزش ایجاد کنند. شاید اگر مثال بزنم برای بسیاری این مساله روشن تر شود. در موارد زیادی رسانه های غربی مصطلحا "چو" راه می انداختند که مثلا سردار سلیمانی زخمی شده یا کشته شده. خودشان هم میدانستند که چنین اتفاقی پیش نیامده اما هدف اصلی سرویس های اطلاعاتی آنها این بود که برای تکذیب این مساله سردار سلیمانی جای خود را نشان دهد تا بتوانند او را رصد کنند. همین مورد در مورد بسیاری از مقامات کشورهای مختلف نیز پیش آمده. شاید بسیاری بیاد داشته باشند که این رسانه ها چند بار در اخبار خود رهبری را کشتند و رو به قبله کردند و به بیمارستان فرستاند تا در دل مردم ایران تزلزل بوجود آورند و ببینند آیا فرصت مناسب است تا نقشه های شوم خود را به اجرا در بیاورند. همین مساله را اخیرا حتی در مورد پرزیدنت پوتین مطرح کردند و در یک خبر خنده دار ادعا کردند که وی چند سال پیش ترور شده و بدل او سر کار است. مشخص است نویسندگان آنها خیلی در بحر داستان های هالیودی غرق شده اند. در موارد زیادی اینان اخباری مبنی بر اختلاف میان حزب الله و ارتش سوریه و مقاومت مردمی و مستشاران ایرانی و روس ها و… مطرح کردند. همیشه هم هدفشان این بود که ببینند آیا می توانند روزنه ای پیدا کنند تا از آن استفاده کنند و در صف واحد جبهه مقاومت نفوذ کنند. با توجه به تکرار این بازی کارشناسان زبده ایرانی و روس دست آنها را خوانده اند و تلاش می کنند در دام آنها نیافتند به همین دلیل هم حتی در مواردی با آنها بازی می کنند، به این معنا که می گذارند آنها همه اخبارشان را منتشر کنند و هرچه می توانند داد و بیداد راه اندازند و در نهایت لحظه آخر آب پاکی را روی سرشان می ریزند. در مورد حلب ایران و روسیه مجبور بودند وهستند تاکتیک بسیار دقیقی را اجرا کنند تا در پی آن بتوانند بخش بزرگی از مشکل سوریه را بصورت مسالمت آمیز حل کنند و بخش بزرگی از مسلحین را از جبهه مخالفان خارج کنند تا طرف مقابل ارتش و دولت سوریه تضعیف گردد. با توجه به اینکه وجود نام ایران در برخی موارد ممکن است منجر به آن شود که برخی کشورهای عرب که قطعا به دنبال بر هم زدن معادلات صلح هستند اصرار کنند ورود کنند به همین دلیل ایرانی ها خود ترجیح دادند که در برخی موارد حضور فیزیکی نداشته باشند. با این حال ایرانی ها در جریان ریز همه گفتگو ها و جریانات هستند و هیچ توافقی بدون موافقت ایران و دولت سوریه به امضاء نمی رسد. حضور فیزیکی طرفداران ایران روی زمین خود گواه این ماجرا می باشد. بر کسی پوشیده نیست که در اکثر مناطق سوریه امروزه طرفداران مقاومت روی زمین کنار ارتش سوریه حضور دارند و هیچ موردی بدون در نظر گرفتن خواسته حکومت سوریه و حامیان آن انجام نمی شود ولی نیاز نیست که در همه جا جار بزنند که این خواسته ها همان خواسته های حکومت مردمی سوریه و حامیان آن می باشد. روسیه هم در این ماجرا به عنوان میانجی باید وارد عمل می شد تا یک طرف فقط روسیه باشد و طرف دیگر فقط ترکیه و دیگران نتوانند به ماجرا ورود کنند، و همه این ماجرا هم با هماهنگی با دولت سوریه و همپیمانان آن مخصوصا ایران است. در مذاکرات معمولا وقتی که یک طرف می خواهد مساله ای را قبول نکند می تواند ماجرا را بر گردن همپیمانان خود بیاندازد و بگوید همپیمانان من با مثلا این مورد مخالفت خواهند کرد و اجازه نخواهند داد اجرایی گردد، اما اگر همان همپیمان در جلسه باشد دیگر نمی توان از این بازی استفاده کرد. کما اینکه شاهد بودیم که وقتی توافق اولیه برای شرق حلب حاصل شد که مورد تایید حکومت سوریه وحامیان آن نبود نیروهایی که روی زمین بودند اجرای آن را متوقف کردند و طرف مقابل مجبور شد به خواسته آنان تن دهد. آمریکایی ها مصطلحا به این ماجرا می گویند بازی پلیس خوب و پلیس بد. مساله ای که بسیاری هنوز به آن شک دارند هماهنگی کامل و دقیق میان ایران و روسیه در همه موارد است امری که تا به حال منجر به شکست همه نقشه های طرف مقابل شده. می توان گفت این هماهنگی بسیار دقیق میان دو کشور وجود دارد و اخبار رسانه های غربی نمی تواند در آن خلل ایجاد کند. پس در نهایت می توان گفت به هیچ وجه باور نکنید که اختلافی میان ایران و روسیه وجود دارد ".   پایان نقل قول
نوید
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.