وارونه نمایی

تبلور دموکراسی در انتخابات ریاست جمهوری سال 1396

در ذهن خودم که سالیان در فرقه تروریستی رجوی بود فکر می کردم بر خلاف انتظار کاندیدای طرف مقابل انتخاب گردد ولی به یکباره دیدیم و دیدند که چگونه دموکراسی واقعی با انتخاب روحانی با اکثریت آرا به جهان اعلام گردید و هرگونه شائبه دست بردن در نتیجه انتخابات به کل مردود اعلام شد و رای مردم با اکثریت آرا مهر تاییدی بر دموکراسی و مردم سالاری دینی در ایران گذاشت علاوه بر این درصد شرکت انبوه مردم در انتخابات نشان دهنده وفاداری آنان به آیین و سنت ها و میهن خود می باشد اما این موضوع با تحلیل فرقه تروریستی رجوی که همواره با زیستن در شکافها به حیات ننگین خود ادامه می دهد این بار نیز به مانند گذشته هم چنان که در انتخابات سال 76 بحث شقه و قهر را در راس نظام مطرح می کرد و معتقد بود که خاتمی در دور دوم انتخاب نمی گردد و اگر انتخاب شود حذف فیزیکی خواهد شد ولی دیدیم که نه تنها بر خلاف تحلیل فرقه رجوی خاتمی در دور دوم انتخاب شد و چهار سال خود را تا آخر دوره ادامه داد و اتفاقی نیفتاد و این تحلیل کشکی رجوی باعث ریزش نیرو و مسئله داری اعضا گردیده بود و فرقه رجوی برای جمع کردن این مسئله بحث طعمه و خاتمی زدگی را در نشست های باقرزاده با حضور رجوی تروریست شش ماه ادامه داد و این کشکیات و ریزش نیرو با سقوط صدام و ایجاد روزنه آزادی همگان دیدند هزار نفر از نفرات فرقه رجوی از تشکیلات شان جدا شدند که اگر نیروهای آمریکایی راهی برای خروج از عراق باز می کردند در آن صورت رجوی می ماند و حوض اش و کسی حاضر به ماندن در اشرف نبود.
حال رجوی مجدداً به نشخوار تحلیل های آن دوران پرداخته و با انتخاب آقای روحانی بحث شقه و قهر را مجدداً مطرح می کند حال یک نفر نیست که از این فرقه و سران احمق شان سئوال کند آیا این انتخاب ناشی از دموکراسی و شعور بالای مردم ایران نمی باشد؟ این همان نقطه ای است که فرقه در مناسبات خود به شدت پرهیز می کرد و بعضاً با بزک انتخابات درون مناسبات با نامه های مسئول اول سازمان و یا شورای به اصطلاح رهبری که همه این انتخابات توسط شخص رجوی صورت می گیرد و با حضور خود در جمع حاضر این انتخابهای کشکی را به جمع تحمیل می کرد و اسم آن را انتخابات شورای رهبری می گذاشت در صورتی که در هیچ یک از انتخابات داخل مناسبات نه برگه ای در کار بود و نه صندوقی برای رای دادن. همه ریش و قیچی دست رجوی بود و او بود که همه این انتخابات را مهندسی می کرد حتی در فرم و ظاهر هم شده سر سوزنی از دموکراسی را در مناسبات اجازه ظهور نمی داد حال فرقه رجوی بعد از این همه سالیان اراجیف گویی و کشک و پوشال بافی مجددا ًباز هم سعی می کند در شکاف تضادهای ایران با آمریکا از آب گل آلود ماهی بگیرد. زهی خیال باطل که این فرهنگ و این حقه نه تنها سالهای قبل در درون مناسبات حتی اعضای خودش را فریب نداده است تا چه برسد یک خلق و یک مردم با شعور و با فرهنگ با قدمتی هزار ساله. مردم ایران بیش از هر کسی منافع و مقصود خود را تشخیص می دهند و سرسوزنی به فرقه واداده رجوی که با عقب نشینی به قلب بورژوازی لگد محکم به خط و استراتژی خود زده و چه بسا عنقریب لگد به ایدئولوژی منحط و پوسیده خود خواهد زد توجه ای نمی کنند.
نتیجه اینکه انتخابات سال 96 ایران بیانگر مردم سالاری دینی و حق انتخاب و آزادی برای تمام جهانیان به نمایش در آمد پس باید گفت که اعضای نگون بخت فرقه رجوی در کشور آلبانی دلشان را به این گونه تحلیل های رجوی تهی مغز خوش نکنند.
عبدالله افغان  
 

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا