فرقه ی رجوی سوار بر موج غم زلزله زدگان

بار دیگر شرایط بحرانی و فاجعه آمیزی برای بخشی از مردم ایران پیش آمده تا فرقه فرصت طلب رجوی سوخت بیشتری به ماشین تبلیغاتی خود برساند.
زلزله مهیب کرمانشاه،صدها تن از هموطنان را داغدار و بی سرپناه کرد ودر پی آن، اخبار ضد و نقیض، صحیح و ناصحیح در رسانه های مختلف جمعی و شبکه های اجتماعی درباره ی ابعاد امداد رسانی به زلزله زدگان فراوان شد. اما آنچه مسلم است این است که ملت ایران همچون دیگر مواقع مشابه به زیبایی همدلی خود را با آسیب دیدگان نشان می دهند و چه به صورت مستقل و چه با همکاری نهادهای دولتی چون هلال احمر و ارتش و… تلاش فراوان می کنند که کمک ها به درستی مدیریت شود و به دست آسیب دیدگان برسد.
اما سازمان مجاهدین خلق چه می کند؟
اساساً” زلزله” واژه ی مطلوب رسانه های فرقه ی مجاهدین خلق است و صد البته ایران منطقه ای زلزله خیز است که هر از چندگاهی این فرصت را به دست فرقه می دهد تا جنگ روانی برای راه بیندازد. مهم نیست که ابعاد زلزله چقدر باشد؛ یک زلزله با قدرت 3 ریشتر و بدون تلفات هم خوراک خوبی برای پروپاگاندای فرقه محسوب می شود چرا که پس از هر زلزله می تواند ادعا کند که مسئولین جمهوری اسلامی در کمک رسانی یا ساخت و ساز ناکارآمد بوده اند و پیام تسلیت رییس جمهوربرگزیده را برای زلزله ای که حتی تلفات جانی هم نداشته منتشر کند. بنابراین یک زلزله چنین فاجعه آمیز با تلفات این چنینی که به داغدار شدن هموطنان کرد انجامیده فرصت بی نظیری به دستگاه تبلیغاتی فرقه می دهد.
به نظر نمی رسد که تصاویر دلخراشی که از آسیب دیدگان زلزله ها در سایت های مجاهدین خلق منتشر می شوند به هیچ وجه دلسوزی و همدردی گردانندگان رسانه ها را تحریک کند بلکه شوق آن چه به اصطلاح”رسوا کردن رژیم آخوندی” می نامند را در دل آن ها بر می انگیزد.
در حقیقت، نگاه انسانی به آسیب دیدگان زلزله از سوی مجاهدین خلق را وقتی می توان باور کرد که افراد جدا شده از فرقه را در خیابان های تیرانا بی پول و گرسنه و بی سرپناه نبینیم. ابراز همدردی فرقه ی رجوی با مردم غم زده ی کرمانشاه را وقتی می توان باور کرد که غم چهره ی مادری که فرزندش سالهاست در پشت حصارهای فرقه اسیر است و اجازه ی تماس و ملاقات با او را ندارد، فراموش کنیم. کمک های انسان دوستانه ی مجاهدین خلق را وقتی می تواند پذیرفت که چشم بر پول های کثیفی که از راه پول شویی به دست می آورند ببندیم و فراموش کنیم که اعضای درون سازمان در کل ماه هفت دلار دستمزد می گیرند که به نقل از یکی از جداشده ها پول سه عدد بستنی هم نمی شود. حسن نیت سران فرقه ی رجوی را وقتی می تواند باور کرد که وقتی یکی از اعضا تقاضای خروج از فرقه می کند، بدون آن که سهم حقوقی و مسلم وی از مستمری کمیساریای عالی پناهندگان را به او بدهند، او را در خیابان های سرد تیرانا رها می کنند.
برای فرقه ی رجوی زلزله فرصت است و زلزله زده بهانه، فرصتی برای عقده گشایی و بهانه ای برای خودنمایی.
مزدا پارسی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.