وارونه نمایی

اتخاذ این سیاست ها، از ضعف ارباب است!

سینا دشتی که از مریدان سینه چاک رجوی است، چنین مینویسد:
“… هئیت حاکمه ى جدید امریکا نشان داده که سیاست سرعت حرکت حلزونى دوران اوباما (آه از نهاد هر که برآید، لعنت الله علیه) تمام شده است و اروپا میبایست رژیم را متقاعد بکند که بحث موشکى جدى است و بدون گنجانیدن ان در ورژن برجام ۲ راه حل دیگرى نیست”.
نویسندگان کوته فکر رجوی هنوز نتوانسته اند درک کنند که تسلط بلا منازع برجهان سیاست دائمی آمریکا بوده وهست وکنترل اعمال این سیاست ها، دردست دولت پنهان (مجتمع نظامی- صنعتی) آمریکاست وروسای جمهور آمریکا فرمانبردارانی بیش درمقابل این صاحبان اصلی آمریکا نیستند!

سیروس غضنفری

اتفاقا آقای اوباما که یک تکنوکرات برجسته ای است، یکی ازروسای جمهور آمریکا بود که هماهنگی بیشتری با این دولت سایه داشت وحمایت این دولت سایه از او بود که در مواردی توانست که درمقابل کنگره دوام آورده وعرض اندام هایی بکند!
ترامپ اما، خود یک سرمایه دار است که برخلاف جناح مسلط تر این دولت درسایه- که بنوعی جهان وطنی بوده وسرمایه هایشان را درپرسود ترین نقاط جهان بکار میگیرند – دارای سرمایه ی نامنقول (ساختمان وکارخانه) است وسودی درگردش آزادانه ی سرمایه درسراسر جهان ندارد.
زمانی که بحران های ساختاری آمریکا به اوج خود با بیش از 20 تریلیون دلار بدهی دولتی، رسید، ترامپ وارد میدان شده وبا طرح شعارهای غیر متعارف ازجمله اینکه:
” من رئیس جمهور امریکا خواهم بود ونه جهان، دخالت نظامی درامور کشورها را خاتمه خواهم داد، چهره ای ازآمریکا خواهم ساخت که سرمایه داران بطرف این کشور سرازیر شود وبا مرمت زیر ساخت های بشدت فرسوده شده ی آمریکا وفعال کردن شهرک های صنعتی تعطیل شده، موقعیت ممتاز سابق آمریکائی ها را بازخواهم گردانید و…”
نظر کارگران سفیدپوست امریکائی رابخود جلب کرده وبرنده ی انتخابات شد!
اما دولت پنهان که وجه غالب اش نئولیبرالیست (معتقدین به صرف سرمایه درهرکجا که سود بیشتری داشته باشد) مثل گذشته نجات اقتصاد خودرا درادامه ی جنگ ها وفروش اسلحه وسیادت کامل برجهان میداند وبنابراین چنان فشاری به ترامپ وارد کرد که جازده وشرمنده ی منتخبین خود باشد!
ازاین نظر است که ترامپ را میتوان به ضعیف ترین رئیس جمهوری که آمریکا بخود دیده، دانست وسرمایه گذاری باند رجوی بر روی او که مجبور به تکرار شعارهای دولت همیشگی وپنهان آمریکاست ومورد تمسخر مردم جهان وآمریکا، کاری جز ازسر استیصال نیست!
مسئله ی موشک های ایران، ربطی به دیگر مسائل ندارد و موضوعی درچهاچوب سیاست های دفاعی ایران است و اتفاقا بیشتر کشورهای قدرتمند حق را دراین مورد به ایران میدهند وتاکید هم دارند که به بهانه ی موشک ها، نمیتوان دوباره وارد مذاکرات برجامی شد که ماحصل 30 ماه مذاکرات نفس گیر وجدی است!
بازهم:
“…هم چنین مشخص شد که در درون هئیت حاکمه یک سیاست مشخص مقابله با قیام مردم، وجود ندارد، یعنى نمیتوانند با دست باز مثل قبل کشتار بکنند…”.
این مسئله چیزی جز بالا رفتن عقلانیت درسیستم حاکم برایران را نشان نمیدهد و اتفاقا نقطه ی قوتی برای آن بشمار میرود!
ونیز:
“با در نظر داشتن بحران نزدیک به ده میلیون بیکار و بیش از بیست میلیون مال باخته که دار و ندارشان توسط باندهاى رژیم به غارت رفته، هیچ چشم انداز واقعى در رفع بنیانهاى و علل اجتماعى قیام وجود ندارد، همزمان بعد سیاسى و آزادیخواهانه هم از نفى کامل نظام گذشته است”.
حضور 50 هزار یا حتی چند صد هزار نفر ازمردم در مثلا 60 شهر کشور که با طرح شعارهای نامربوط بهم توام بود، بمعنی رفراندوم مردم ایران برای تغییر اوضاع ویا قیام شان برای سرنگونی حکومت معنی نمیدهد!
دیگر اینکه بیکاری یک اپیدمی بزرگ درسراسر جهان است و این مسئله متاسفانه دامنگیر مردم ایران هم شده والبته راه درازودشواری برای حل تدریجی آن درپیش است وغیر ازاین، چاره ی دیگری هم نیست!
جریانی که بصورت مزورانه ای ازوجود بیکاری درایران گله مند است، خود را بدشمنان ایران نمی چسباند که رجوی ها چسبانده اند!
درادامه:
” هجرت بزرگ مجاهدین امکان نابودى فیزیکى بزرگترین سازمان مقاومت را از رژیم گرفت”.
این هجرت بزرگ حاصل زحمات طاقت فرسای خانواده های اسرای رجوی وهمراهی فداکارانه ی جدا شدگان از سازمان با آنها بود و گرنه رجوی بارها وباتمام امکانات موجودش، کوشید که این فرزندان مردم ودوستان سابق مرا را درعراق نگه دارد که موفق نشد!
آیا با طرح این مسئله، میخواهید انتقاد از خودی بکنید؟!
من شخصا ازاین انتقاد بخود مریدان رجوی، استقبال میکنم!
سیروس غضنفری – عضو نجات یافته ی تشکیلات رجوی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا