حرف های بی سر و ته فرقه رجوی مرغ پخته را به خنده وا می دارد

این روزها فرقه وقتی می بیند دستش تنگ است و به جایی بند نمی شود زوزه های تو خالی سر می دهد. در سایت ها و سیمای دروغین خویش در مورد سقوط هواپیما که اخیراً رخ داد بر خلاف همه کارشناسان دنیا می گوید هواپیما به کوه برخورد نکرد چون توی برف سقوط کرد سرنشینان زنده ماندند اما به دلیل دیرکرد مسئولین در اثر سرما یخ زدند و مردند.
یک هئیت پنج نفره از فرانسه به ایران آمده تا در مورد سقوط این هواپیما تحقیقاتی بکنند آنها به این که هواپیما به کوه اصابت کرده شکی ندارند ضمن این که تاسیسات فنی و راداری هم همین گزارش را تصدیق می کند حالا فرقه از توی چاه بیرون آمده از تنگ دستی و گیرهایی که اصلاٌ واقعیت بیرونی ندارد به یک سری مزخرفاتی دست زده که حتی مرغ پخته را به خنده وا می دارد.
توجه کنید در یکی دو ماه اخیر فرقه رجوی به چه مانورهای تبلیغاتی دست زده. بعد از ماجرای دی ماه که تظاهرات اعتراضی صورت گرفته بود، بعد از خاموشی این قائله به دادن وعده های کاذب دست زد و به مردم یکپارچه وعده سرخرمن داد:”وعده ما روز 22 بهمن”. بهمن آمد و دیدیم آب از آب تکان نخورد. باز هم فرقه رجوی بور شد و سپس در بلند گوهای تبلیغاتی خود همچنان به قیام دلخوش کرده و حالا هم فراخوان سیزده بدر را سر می دهند ناگفته نماند هر ساله فرقه رجوی فراخوان های از این دست می دهد، اما کسی نیست که به فراخوانش گوش دهد.
حرف مفت قیمت ندارد تکرار و مکراراتش حتی نیروهای خودش را هم خسته کرده است. مسئولین تبلیغاتی فرقه از دروغ گوبلزی متناقض هم نمی شوند، سیمای دروغین فرقه با وقاحت دروغ هایی را سر هم بندی می کند که حتی حالا بعد از سه الی چهار دهه برای نیروهای خودش هم به اثبات رسیده خالی از واقعیت است در دنیای مادی حتی تره ای هم خورد نمی کنند.
فرقه پا در هوا در حضیض ذلت دست به دامان آمریکائی شد تا بلکه از آب گل آلود بتواند ماهی بگیرد اما با این وجود همه راهها به رویش بسته و کاری نمی تواند به پیش ببرد.
در دنیای سیاست فرقه رجوی تنها جریانی است بر خلاف شعارهای ضد امپریالیستی گذشته اش اکنون به دامان اربابان واقعی خودش پناه برده وبا عقب نشینی چند ضرب، خودش را وصل آمریکائی ها کرده تا با کمک و استمداد طلبیدن از آمریکائی ها و متحدانش راهی را برای آینده خودش باز کند در واقع در بین جریانهای سیاسی که از دوره شاه فعالیت داشتند بی آبروتر از این فرقه را کسی نمی شناسد زیرا همه پرنسیب های سیاسی و مردمی را زیر پا گذاشته است به عنوان آلت دست و آلت فعل تبدیل شده است.
فدا و صداقت در قاموس فرقه جاده اش یک طرفه است از پایین به بالا، از بالا به پایین نه فدای و نه صداقتی در بین است به همین جهت شعارهای گذشته ای این جریان حتی در نزد نیروهای خودش هم رخت بر بسته است اکنون در حقارت محض با دست و پا زدن های بی اثر کارهایی می کند حتی آنهایی که بی طرف یا مخالف نظام هستند را به تعجب وا می دارد.
می توانم اشاره کنم در بین جریان های سیاسی که در خارج کشور فعالیت می کنند کسی را سراغ نداریم که تن اش به تن این جریان فرقه ای بخورد زیرا آنقدر منفور است حتی دشمنان نظام هم جرات نمی کنند به این جریان فرقه ای و عقب افتاده خودشان را نزدیک کنند.
گلی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.