عملکرد سازمان

سالگرد سی سال حضور نامشروع مجاهدین خلق در عراق

روز ۱۹ شهریور ۱۳۹۵ رسانه‌ها اعلام کردند که آخرین گروه مجاهدین از عراق وارد آلبانی شده‌اند.
20 شهریور 1395 هم، مریم عضدانلو در یک جلسه، این انتقال را، یک پیروزی استراتژیک نامید.
اما واقعیت چیست؟
آیا واقعا سران فرقه رجوی، دنبال تخلیه اشرف – که آنرا پایگاه امن استراتژیک می نامیدند – بودند؟
راستی اگر مریم عضدانلو، این قدر که نشان می دهد از انتقال به آلبانی شادمان است، چرا 14 سال پیش که با 300 نفر از جمله خانم مرضیه (خواننده)، وقتی فهمیدند که حمله نظامی آمریکا، قریب الوقوع است، از عراق فرار کردند! برای خروج بقیه، اقدامی نکردند.
مگر خون مریم عضدانلو و همراهان خاصه اش، رنگین تر از ماها که در عراق، زیر بمباران ماندیم، بود!؟
صدها نفری که در اثر بی مبالاتی های مریم و مسعود، در عراق خونشان بر زمین ریخت چه گناهی داشتند؟
آن کاک اسد معروف اهل تبریز، که هیچ وقت گفته نشد زیر بمباران هواپیماهای ائتلاف، کشته شد. آیا گناهی جز اعتماد و صداقت کامل به سازمان داشت؟ کاک اسد، سالها از کردستان ایران گرفته تا کردستان عراق و اشرف و… زنده مانده بود، که زیر بمباران آمریکائی ها کشته شود؟ بالای بیست نفر از اعضای سازمان، زیر بمباران های نیروهای ائتلاف کشته شدند. اما هیچ وقت اسمی از آنان برده نشد. سازمان به هر دلیلی، در این مورد سکوت رسانه ای پیش گرفت و موضوع را مسکوت گذاشت. راستی این حدودا 30-20 نفر را چه کسی به کشتن داد؟ و چرا؟ چه کسی یا چه کسانی باید پاسخگوی این خون های ریخته شده در عراق باشند، که ابدا ربطی به مبارزه شان نداشت.
” سازمان مجاهدین خلق ایران رسما اعلام کرد که در دوران پس از حمله آمریکا به عراق، ۱۴۱ نفر از اعضای خود را در حملات و ۲۷ نفر را به دلیل”شرایط محاصره” از دست داده است.” آقای مسعود رجوی و سران سازمان 168 نفر را، بنا به اعلام رسمی خودشان در عراق به کام مرگ فرستادند. حتما آمار بیشتر از 168 نفر است. سازمان چه جوابی برای خانواده های این کشته شده ها دارد؟
روند انتقال از بغداد تا تیرانا، که پایانی بود بر سی سال حضور نامشروع مجاهدین خلق در عراق، روندی نبود که سران سازمان مجاهدین به آن رضایت داشته باشند. این انتقال محصول حضور شبانه روزی خانواده های اسرای باقیمانده در عراق و اشرف بود. سازمان بیش از چهار سال کوشید تا نیروها را به اشرف بازگرداند. اما حاصلی نداشت. این انتقال به سازمان از جانب خانواده ها تحمیل شد.
پرونده سی ساله حضور اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق که با استقبال صدام حسین از مسعود رجوی باز شده بود، سرانجام در 19 شهریور 1395، با خروج آخرین اعضای سازمان از این کشور و در غیاب مسعود رجوی بسته شد.
این پرونده فراز و نشیب های زیادی داشت که از حمله به خاک ایران با پشتیبانی نیروهای عراقی و ناپدید شدن مسعود رجوی پس از حمله آمریکا به عراق تا انتقال مجاهدین از پایگاه اشرف به اردوگاه لیبرتی و درگیری های متعدد مجاهدین با ارتش و شبه نظامیان عراقی و کشته شدن تعداد زیادی از اعضای این سازمان را شامل می شود.
در ویدیوهای سازمان مجاهدین خلق درباره زندگی در قرارگاه اشرف، این قرارگاه شهری مدرن معرفی می‌شد که دارای مجموعه‌های مسکونی با خیابانهای تمیز و امکانات آموزشی و ورزشی است و موزه، مسجد، دانشگاه و قبرستان خود را هم دارد. اما در این فیلم ها، جای زندان ها و شکنجه گاههای اشرف خالی بود.
اما تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران که از قرارگاه اشرف خارج شده یا به تعبیردرست تر فرار کرده بودند، از اعمال فشار فرماندهانشان بر نیروها و زندان و شکنجه، مستنداتی را بازگو نمودند که هیچ شکی در این مستندات وجود ندارد چرا که هر گزارشی، گزارش قبل را تائید می کرد. آنها همچنین از عدم ارتباط با بیرون از پایگاه سخن گفتند و اینکه از دسترسی به موبایل، اینترنت و رسانه ها به غیر از تلویزیون مدار بسته سازمان محروم بوده اند. آن ها همچنین خروج از قرارگاه را کاری سخت و پرهزینه خواندند.
در جریان عملیات فروغ بیش از ۲۵۰۰ نفر از مجاهدین کشته شدند. اما سازمان مجاهدین به دروغ این تعداد را ۱۳۰۰ نفر اعلام کرد.
مسعود رجوی پس از بن بست بعد از توافق بین المللی ایران و عراق و آتش بس، از سال 1367 تا سال 1393، بیش از 26 سال فرصت داشت که نیروهای سازمان را از عراق خارج کرده، نجات داده و به کشورهای اروپائی انتقال دهد. در واقع با اجرای آتش بس میان ایران و عراق با نظارت سازمان ملل متحد از ۲۹ مرداد ۱۳۶۷، امکان استفاده مجاهدین از خاک عراق برای حمله به ایران به طور کلی منتفی شد. او چرا این کار را نکرد؟ آیا مسعود رجوی و مریم عضدانلو، مسئول مستقیم مرگ هزاران نفر از نیروهای سازمان در عراق نیستند؟
مسعود رجوی پس از اشغال عراق در جایی دیده نشده است. بعضی گمانه زنی ها حکایت از مرگ او دارند. در این دوران مریم رجوی عملا رهبری سازمان را بر عهده گرفت.
دادگاه عالی عراق در تیر ماه ۱۳۹۱ حکم دستگیری مریم رجوی و ۳۹ تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق را به اتهام جنایت علیه بشریت صادر کرد.
نوری مالکی، نخست وزیر وقت عراق در روز اولی که عراقی ها حفاظت از اشرف را بعهده گرفتند سازمان مجاهدین خلق را”گروهی تروریستی” اعلام کرد و فعالیت آن را در خاک عراق”با قانون اساسی این کشور مغایر دانست و غیر قانونی اعلام کرد.”
در بحبوحه رخدادهای پس از انتخابات مناقشه برانگیز سال ۱۳۸۸ ایران، در یک چرخش 180 درجه ای، مریم رجوی با انتشار بیانیه ای اعلام کرد که تحت شرایطی اعضای سازمان حاضر هستند که به ایران بازگردند.
بر اساس بیانیه خانم رجوی، چنانچه حکومت ایران در” نامه ای رسمی” خطاب به [سازمان] ملل متحد، صلیب سرخ بین المللی و دولت های آمریکا و عراق، متعهد شود که اعضای سازمان مجاهدین خلق در صورت بازگشت به ایران” از دستگیرى و تعقیب و شکنجه و اعدام و هرگونه پیگرد و پرونده سازى قضایى مصون هستند و از آزادى بیان برخوردارند”، ساکنان اردوگاه اشرف به ایران بازخواهند گشت، البته که این یک ژست سیاسی بود که پیش تر از او از سوی دولتمردان ایران در حال اجرا بود.
بی شک، پایان خونبار اشرف، محصول کارکردهای غلط و فرصت طلبانه خانم مریم عضدانلو است.
از زمانی که نیروهای آمریکایی کنترل پایگاه اشرف را به نیروهای عراقی سپردند، این قرارگاه بارها مورد تهاجم قرار گرفت. این تهاجم ها از حمله با راکت تا حمله مستقیم ارتش عراق را شامل می شد.
در این حملات ارتش عراق برای تصرف این پایگاه، ده ها نفر از سازمان مجاهدین کشته شده و تعداد بیشتری زخمی شدند.
پس از این درگیری ها بود که دولت عراق خواهان تخلیه مجاهدین از پایگاه اشرف تا پایان سال ۲۰۱۱ شد، اما با فشارهای بین المللی این تاریخ تا آوریل ۲۰۱۲ عقب افتاد.
پس از آن و در یک دوره یک و نیم ساله و به مرور در حدود ۲۷۰۰ نفر از اعضای سازمان مجاهدین قرارگاه اشرف را تخلیه کردند.
تنها یک گروه صد نفره در قرارگاه اشرف ماندند که همواره سبب مناقشه بین آنها و دولت عراق بود که در سپتامبر ۲۰۱۳ در یک نزاع داخلی یا حمله ۵۲ نفر از مجاهدین کشته و هفت نفر هم مفقود شدند.
تا بهمن 1390 ابدا، مریم عضدانلو، اجازه نمی داد احدی از نیروها ؛ اشرف را ترک کنند. اما در بهمن 1390 در اثر فشار خانواده های اعضای سازمان، مجبور به شروع تخلیه اشرف و حرکت به لیبرتی شدند.
در بررسی آماری پروسه اشرف می توان به دو حمله مرگبار در سال های ۹۲ و ۹۴ اشاره کرد که در یکی از آنها حسین ابریشمچی، از مسئولان بلندپایه سازمان کشته شد. مسئولیت این حملات را”ارتش مختار” بر عهده گرفت که شاخه نظامی گردان های حزب الله عراق است.
در اوایل سال ۱۳۹۲ مریم رجوی اعلام کرده بود یا همه مجاهدین باید به آمریکا بروند یا به اردوگاه اشرف باز گردانده شوند.
به گفته این سازمان،” توطئه‌ها، شانتاژها و تهدیدهای” حکومت ایران و متحدانش در عراق، باعث شد روند انتقال اعضای این سازمان بیشتر از چهار سال طول بکشد.
از طرفی، بسیاری از منتقدان و مخالفان سازمان مجاهدین، این سازمان را متهم می کردند که با کارشکنی جلوی خروج نیروهایش از اشرف و لیبرتی را می گیرد، تا با مظلوم نمائی و با توجه به موقعیت سخت آنها در عراق توجه سیاستمداران و رسانه های غربی را به خود جلب کنند. حال باید دید که این سازمان در موقعیت جدید چه سیاستی را در پیش می گیرد. البته به نظر می رسد که حفظ انسجام نیروهای مجاهدین در کشورهای غربی سخت تر از اردوگاه های اشرف و لیبرتی است.
ما از تمامی ارگان های بین المللی و حقوق بشری، عاجزانه می خواهیم که مریم عضدانلو، رهبر فعلی و خود خوانده سازمان را، به جرم جنایت علیه بشریت و به کشتن دادن هزاران بی گناه در عراق، به پای میز محاکمه بکشند. مریم عضدانلو فقط در یک بار، با دادن فرمان آتش , آتش… از پشت بی سیم 2500 نفر را در فروغ به کشتن داد.. صدها نفر را هم در طی اقامت در اردوگاه اشرف، شکنجه کرد و در زندان های انفرادی زندانی کرد. نزدیک به 200 تن را هم فقط در طولانی کردن پروسه انتقال از عراق به کام مرگ فرستاد. آیا فقط این دو سه مورد کافی نیست، تا مریم قجر عضدانلو به عنوان یک جنایتکار جنگی به جرم جنایت علیه بشریت دادگاهی شود؟
مجاهدین 30 سال در عراق حضور نامشروع داشتند، تا ببینیم ادامه این حضور نامشروع در آلبانی چند سال خواهد بود؟
فرید

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا