ازنظر این مرید رجوی، مصدق پایگاه اجتماعی کمتر از رجوی داشت

جمشید پیمان که سرش درمیان مداحان رجوی میجنبد، طی یادداشتی که تیتر “اگر مصدق اینگونه پشتیبانی شده بود!” را برآن نهاده اند، مینویسد:
” دوست ارجمندی پشتیبانی پولی یاران مقاومت از سیمای آزادی را مشابه کمک های مردم ایران به دولت دکتر مصدق معرفی کرده بود!ـــ سخنش از یک وجه حق است و ستودنی: بله، بخشی از مردم ایران در زمان حکومت ملی مصدق و در گرماگرم مبارزه او با انگلستان برای استیفای حق ایران، با خرید اوراق قرضه ملی به یاری دولت او شتافنتد ؛ دولتی که در صحنه بین المللی تنها بود و مورد تهاجم و تجاوز دشمنان خارجی و داخلی قرار گرفته بود! امّا…”.
اسناد کمک های مردم بر دکتر مصدق که برای اداره کردن کشور با اقتصاد بدون نفت بود، موجود و مشخص است. اما اسناد کمک های مربوط به مجاهدین ابدا دردسترس نیست وبنابراین بطور علمی ومنطقی نمیتوان چیزی را که قابل ثبوت است، با چیز دیگری که نیست، مقایسه کرد واگر این مقایسه انجام گرفته نادرست است و بیشتر برای خود نمائی وتحقیر دکتر مصدق انجام گرفته است.
شما هم اوراق قرضه منتشر کنید و رسیدهای آنرا درمعرض دید افکار عمومی قرار دهید وآنگاه ازاین غلط ها بکنید.
دوباره:
” این کمک، به اصطلاح بلاعوض نبود! یاری دهندگان پول هایشان را در ازاء دریافت رسیدی به اسم ورقه ی قرضه ملی، به دولت ملی مصدق وام داده بودند. وامی که دولت متعهد به باز پرداخت آن بود “.
واین رسیدها اقلا یک چیز مسلم را ثابت میکرد که کمکی- به هر شکلی که باشد – انجام شده است.
چیزی که درمورد کمک های ادعایی مردم به سیمای دروغپرداز رجوی، قابل اثبات نیست و هرکس بطور منطقی میتواند آنرا نفی کرده و به رجوی ها بگوید ای دروغگویان ملعون.
بازهم:
” سال های درازی است که یاران مقاومت از یک صدم تا صد درصد دارائی های مالی و پولی خود را برای گسترش و تحکیم مبارزه علیه نظام ضد بشری حاکم بر ایران، در طبق اخلاص می گذارند و تقدیم سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت می کنند “.
البته در بین مردم کشور 80 میلیونی، تک وتوکی افراد پیدا میشوند که کمکی به هر جریانی بکنند اما مخارج سازمان مجاهدین خلق آنقدر زیاد است که این مبالغ فرضی ناچیز، یک هزارم آنرا هم تامین نمیکند. مثلا تامین غذا ولباس برای حدود 3هزار نفر، مخارج هنگفت رسانه های رجوی، میتینگ هایی که با ولخرجی تمام برگزار میشود و …، کار یک تعداد هوادار نیست و بنابراین کاسه ای باید زیر نیم کاسه باشد که جواب این خاصه خرجی های مریم را بدهد واین ازداخل کشوری که ما درآن زندگی میکنیم قابل جمع آوری نیست و دولت خارجی پولدار وغیر پاسخگویی باید که درپشت آن باشد.
همینطور:
” اکنون هر شاهدی باید از خود بپرسد چرا این عاشقان آزادی چنین اند؟ پاسخ من ساده، روشن و کوتاه است: ـ زیرا مجاهدین را بیشتر از خودشان با گذشت و فداکار وصادق و صمیمی و از جان گذشته در میدان مبارزه دیده اند “!
کار مجاهدین دراین 37 سال، چیزی جز مجیز گویی ریاکارانه از رجوی نبوده ودرعالم مجیز گویی، تنها دروغ و ریاکاری است که کاربرد دارد وفداکاری و این حرف ها، رابطهای ذاتی با نیرنگ وریا ندارد.
شما اعضای باند رجوی مجبور بودید تا هرچه بیشتر خود را رو سیاه نمایید تا رجوی سفید بنظر برسد.
برای این کار، مجبور به زدن بدترین برچسب ها بخود بودید تا درجه ی خلوص خود را نشان دهید که البته دراین پروسه، چیزی بنام صداقت وجود نداشت وآنچه وجود داشت، ریاکاری وکاسه لیسی بود تا بتوان بقیه ی ایام عمر را بدون درگیری با رجوی – که هزینه ی سنگینی داشت – بنوعی سر کرد.
شما مجبور به چنگ زدن به شخصیت خود بودید تا بادست دادن خصوصیات عالی انسانی، آلت مناسبی دردستان رجوی باشید واین کار احتیاجی به فداکاری انسانی نداشت!.
درادامه:
” در پایان بر این نکته تاکید می ورزم ؛ اگر یاری به مصدق از این جنس می بود و از گستردگی و عمومیت برخوردار می شد، بسیار بسیار بعید بود که مصدق شکست بخورد!و اگر یاری به مجاهدین در همین مایه عمومیت یافته بود، نظام فاسد آخوندی مدت ها پیش از صحنه حذف شده بود! “
دکتر مصدق بلحاظ تحلیل عجیبی که از اوضاع داشت که برما روشن نیست، درحالی که بایک پیام رادیویی میتوانست مردم را بسیج کرده وکودتا را برهم بزند و علیرغم خواهش اطرافیان صادقش، حاضر باین کار نشد و راز سر به مهر بزرگی را باقی گذاشت.
شما درمقایسه ی باند تبهکار رجوی با این مرد سیاسی میهن دوست و نامدار ایران، توهین بزرگی برعلیه او نموده اید و این شعر را برذهن نویسنده ی این یاد داشت متبادر نموده اید:
جای آنست که خون موج زند بردل لعل/ زین تغابن که خزف میشکند بازارش!
ضمنا تشکیلاتی بنام مجاهدین دهه های 40 و50، ازخرداد 1360ازبین رفته وحذف شده است وآنچه ازخاکستر آن باقی مانده، باند مافیایی وضد مردمی رجوی است که چشم اش بدست قسی القلب ترین دشمنان مردم ایران وسراسر جهان است که به نان وآبی برسد.
حمید تبریزی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.