تلاش مریم رجوی برای تغییر مسیر تاریخ

مریم رجوی درعمل درست برعکس آنچه می گوید انجام می دهد وهیچ وقت هم ابایی ندارد که اصول سیاست و ایدئولوژی خود را براساس منافع شخصی اش تعریف کند. وی در ظاهر مدعی است که برای ایجاد دمکراسی در ایران مبارزه می کند ولی توجه ندارد که درخت را از میوه اش می شناسند. فرقه رجوی درتشکیلات خود کاربرد ترس و وحشت را مشروعیت بخشیده و به روش هایی متوسل می شود که عزت و کرامت انسانی را لگد کوب می کند.
سازمان مریم همانند یک کارخانه ربات سازی است که ربات های تولیدش قدرت تشخیص ندارند وهمیشه اماده پیروی از عجیب ترین دستورهاست. مریم رجوی در توجیه این عمل خود می گوید اکثریت اعضا این وضعیت را پذیرفته اند و به میل خود در فرقه مانده اند. این عجیب ترین پارادوکسی است که اتفاق می افتد واعضا به اسم مبارزه برای ازادی خود را از ازادی محروم می سازند و بطور کامل در خدمت اهداف یک کوتوله دیکتاتور قرار می گیرند. درحال حاضر اوضاع مجاهدین وخیم تر از هر زمان دیگر است وبیش از هرزمان دیگری نیازمند این است که کنترل روح و روان افراد را دراختیار بگیرد تا انها راه را گم کنند و توانایی نشان دادن واکنش را از دست بدهند. یعنی به راحتی هیپنوتیزم شوند وهر وعده دروغینی را باور کنند. مسعود ومریم رجوی سالهاست که اعضا را در سراب سرنگونی به گروگان گرفته اند وهیچگاه هم درقبال چرایی محقق نشدن این وعده پاسخگو نبوده و نیستند. بیش از چندماه از حضور مریم در البانی می گذرد. خبرهای رسیده حاکی است که در این مدت تمامی کارها بجز اشپزخانه تعطیل شده وهمه وقت اعضا صرف شرکت در نشست های کله پزی و یا اصطلاح علمی ان شستشوی مغزی می شود. از دی ماه که ایران صحنه بروز اعتراضات و درخواست مطالبات قشرهای مختلف مردمی بود. مریم رجوی باتحریف واقعیت ها و بزرگ نمایی وحشتناک اخبار این اعتراضات تلاش نمود دراذهان این نیروها چنین القاء کند که دوران سرنگونی فراهم شده وانها می بایست که امادگی لازم را داشته باشند.
ابتدا قرار بود که نظام ایران در دی ماه و سپس ابان و درنهایت 22 بهمن 97 سرنگون شود. ولی بعد از فروکش کردن اعتراضات بناچار مسعود رجوی را با پیام شماره 11 وارد صحنه کردند. وی دراین پیام تلاش کرد اذهان نیروها را از 22 بهمن منحرف و به یک آینده و زمان نامعلوم سمت و سو بدهد. ولی برخلاف انتظار این پیام مسئله ساز شد و اعضا را درگیر این تناقض ذهنی ساخت که پس سرفصل بهمن ماه چه میشود؟ حضور مریم در آلبانی و مقر اشرف سه از همین نقطه ضروری شد. باتوجه به وخامت وضعیت ذهنی اعضا مریم رجوی که اقامت یک هفته ای را دردستور کار خود قرار داد مجبور به تمدید زمانبدی تااین تاریخ شد و به گفته خودش تا تمامی اذهان نیروها را صاف و راست وریس نکند از البانی نخواهد رفت. مریم رجوی باز همانند گذشته تلاش نموده که تاخیر در روند سرنگونی را به گردن اعضا بیندازد. درکنار نشست های فشرده و طولانی مغز شویی دعوت از برخی شبکه های خبری و شخصیت های بدون مصرف خارجی به اشرف سه هم دردستور کار قرار گرفته است تا اعضای مسخ شده درنشست ها را در برابر دیدگان انها قرار بدهد. دیدار این اکیپ ها از اشرف سه درشرایطی صورت می گیرد که خانواد ه های اعضا همچنان از دیدار عزیزان خود محروم می باشند. خانواده هایی که اعلام امادگی کرده اند تمامی هزینه های سفر به البانی را خود بپذیرند ولی سران فرقه حاضرند هزاران دلار برای این عناصر بی مصرف هزینه کنند تا پای خانواده ها به مقراشرف سه نرسد. ولی مریم رجوی بیهوده تلاش میکند مسیرتاریخ را تغییر دهد. مقراشرف سه آبستن حادثه هاست و دیگر نمی توان با وعده های فریبنده و بکارگیری پیچیده ترین اسلوب مغزشویی مغز وذهن اعضا را درکنترل خود گرفت. شرایط متفاوت البانی ودسترسی اعضا به رسانه ها و فضای مجازی واز همه مهم تر فعالیت های روشنگرایانه اعضای جداشده ارام ارام تاریخ را بسمت و مسیر واقعی خود رهنمون می سازند.
اکرامی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.