رجوی، اعضا را کشت تا مجوز ماندن بگیرد

وقتی سازمان بعد از سرنگونی صدام زیر فشار نیروهای آمریکایی خلع سلاح شد مشخص بود که دیگر در عراق جایی ندارد و همانگونه که آقای نوری المالکی نیز چندین بار عنوان داشت که نیروهای سازمان مجاهدین باید عراق را ترک کنند ولی رجوی ها فکر می کردند که می توانند با خریدن نفرات مسئول عراقی که قبلاٌ از صدام حمایت می کردند باز هم در عراق ماندنی شوند. ولی از قبل مشخص بود که در نهایت باید عراق را ترک نمود. در این راستا مسئولین فرقه رجوی هر روز در نشست ها برای ما مشخص می کردند که خروج از اشرف مرز سرخ می باشد و اینکه اشرف کانون آزادی خواهان جهان است!!! ولی همه این شعارها بعد از مدتی رنگ باخت و در نهایت نیروهای سازمان با سرافکندگی مجبور به ترک اشرف شدند.
وقتی عنوان می شود که نیروهای سازمان از اشرف خارج شدند به این راحتی هم نبود چون رجوی تمام سعی و کوشش خود را نمود و برای این کار دست به اقداماتی از جمله جمع آوری امضاهای کشکی از مردم عراق و حمایت شخصیت های حامی صدام زد تا شاید چند صباحی بتواند در اشرف باقی بماند.
در نهایت با دخالت وزیر خارجه آمریکا یعنی خانم کلینتون مجبور شدند از اشرف خارج شوند و از آنجا به لیبرتی و بعد هم عراق را ترک کنند.
چیزی که در این میان مشخص بود دولت عراق خواهان باقی ماندن نیروهای سازمان در عراق نبود ولی رجوی ها روی ایده پوچ خود اصرار می کردند و حتی در این رابطه چند درگیری با ارتش عراق داشتند که تعدادی کشته روی دست سازمان گذاشت. رجوی دنبال این بود که بتواند با کشته شدن تعدادی از اعضای خود جواز حضور در اشرف را بگیرد به همین دلیل در درگیری 19 فروردین و 6 و 7 مرداد وقتی تعدادی از اعضای سازمان کشته شدند رجوی نعره سر می داد که این تعداد خیلی کم بود اگر بیشتر هم می شد زیاد مهم نبود. از موضعگیری رجوی می توان فهمید که برای آنان جان اعضایش اصلاٌ مهم نیست و رجوی فقط با خون ارتزاق می کند تا بتواند به حیات ننگینش ادامه دهد.
در این رابطه وقتی دستور خروج از اشرف داده شد رجوی به دنبال این بود که باز هم تعدادی را به بهانه نگهداری اموال سازمان در اشرف نگهدارد و هر روز به این مسئله دامن می زد که در نهایت با تهاجم به اشرف تعداد 52 نفر از اعضای سازمان کشته شدند و رجوی دریافت که سمبه وقتی پر زور باشد باید عقب نشینی کند و بعد از چند روز در نهایت در 15 شهریور 92 اشرف را با خفت و خواری ترک کرد و جالب اینکه بعد از خارج شدن از اشرف باز رجوی ها آنرا پیروزی برای خود دانستند!!!.
در تشکیلات سازمان مجاهدین آنچه برای سران فرقه ارزش ندارد حفظ جان افراد می باشد چرا که رجوی ها می توانستند قبل از اینکه تعداد زیادی کشته شوند اشرف را ترک کنند چون از قبل هم مشخص بود که دولت مرکزی عراق خواهان ترک اشرف می باشد.
البته مریم قجر بعد از کشته شدن اعضای خود در اشرف در بوق و کرنا دمید تا بتواند از خون آنها برای مقاصد سیاسی استفاده کند ولی چیزی که در نهایت نصیبش شد ترک اشرف با خفت و خواری بود.
همانگونه که بعداٌ در خبرها آمده بود سازمان به نفرات باقی مانده دستور داد در رابطه با کشته شدن افرادش در اشرف حرفی نزنند و مدتی هم در قرنطینه بودند تا مبادا گند کار رجوی برای ترک اشرف بیرون بزند. برای رجوی ها که همه چیزش اشرف بود از بین رفت و مشخص شد که تمام این مدت شعر و شعارهایی که می داد همش کشک بوده است. مشکل رجوی ها از ابتدا بحث سرنگونی نبوده آنان سعی داشتند با این شیوه به زندگی شاهانه خود ادامه دهند همانگونه هم که اکنون در کشور آلبانی شاهدش هستیم باز هم مریم قجر بر طبل توخالی سرنگونی و ارتش پوشالی خود می کوبد.
چیزی که اکنون مشخص است وضعیت وخامت بار تشکیلات و جمع و جور کردن افراد و نگهداشتن آنها می باشد چون دیگر حرفهایی که مریم قجر نشخوار می کند بیشتر مصرف بیرونی دارد و نیروهای درونی سازمان می دانند که از مریم قجر و شوهرش سرنگونی بیرون نخواهد آمد و سعی می کنند با ماندن در تشکیلات چند صباحی که از عمرشان باقی مانده روزگار سر کنند.
مجید محمدی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.