مجاهدین خلق

عراق و مهمانان ناخوانده!

عراق و مهمانان ناخوانده!
مهدی خوشحال، یازدهم ژوئیه 2006
یک ضرب المثل ایرانی می گوید، مهمان مهمان را نمی تواند ببیند، صاحب خانه هر دو را! البته این به این معنا نیست که ایرانیان مهمان نواز نیستند، بلکه بیشتر به این معناست که مهمان باید هوای صاحب خانه را داشته باشد.
در ایران، یک مهمان ممکن است تا یک هفته و اگر خویش و قوم باشد، تا یک ماه نزد صاحب خانه باقی بماند، ولی در کشورهای غربی، معمولاً مهمانی از حد یک شام تجاوز نمی کند و برای خویش و قوم حداکثر تا یک هفته مهمانی است. ضمناً هر دو موردی که یاد کردم با شرط و شروط است. به شرط این که صاحب خانه خودش دستش به دهانش برسد و مهمان با زور و دروغ وارد خانه میزبان نشده و نخواهد جای صاحب خانه را بگیرد که در این صورت از همان ابتدا مابین مهمان و صاحب خانه، شکرآب خواهد شد.
موضوع از این قرار است که کشور جنگ زده عراق هم اکنون حداقل با دو مهمان ناخوانده روبرو است که یکی با زور وارد شده و دیگری با دروغ و قصد همکاری، هر دو هم قصد بیرون رفتن ندارند! منظورم به آمریکا و یک گروه فراری ایرانی است که در مجموع صاحب خانه هم اکنون با مهمانانش سر شاخ شده و به هر دری می زند تا از شر این دو مهمان راحت شود.
ضمن این که بایست اذعان کرد که خود مردم عراق بر اثر برخورد با دیکتاتوری صدام حسین و جنگ و اشغال، دارند خانه و کاشانه شان را به جا می گذارند و به کشورهای دیگر پناه می برند، آنان که باقی مانده اند و امکان فرار ندارند، وقتی خانه شان را تنگ و دست شان را تنگتر می بینند، دائم سئوال می کنند که این مهمانان ناخوانده از جان ما چه می خواهند؟! طبعاً آمریکا جواب می دهد که ما برایتان سوغات دموکراسی آوردیم! و مجاهدین خلق هم جواب می دهند، ما در این جا حق آب و گل داریم!
اگر آمریکا چشم داشت به انرژی و سرمایه عراق و کشورهای دیگر را دموکراسی می نامد، چون تنها ابرقدرت جهان است و از رفتنِ بی خبر و با زور به خانه دیگران، زیاد مرتکب شده، بعید نیست که این بار نیز مهمانی اش به درازا بکشد. اما از یک گروه ایرانی، جدا از این که عراقیان توان پذیرش مهمان را داشته و یا نداشته باشند، این همه وقاحت را نه در جایی دیدم و نه در جایی خواندم. البته سال ها قبل رهبر این جریان گهگاه تکرار می کرد که ما در این جا حق آب و گل داریم. یعنی این که جمهوری اسلامی می خواست و می توانست کشور عراق را اشغال کند، اما ما با پرداخت قیمت مانع شدیم و توانستیم عراق را حفظ کنیم! همچنین شنیدم که می گفت، با صاحب خانه نخل کاشتیم نه گندم، یا این که ما با هم هم خون هستیم. البته این ها را سال ها قبل تکرار می کرد. شاید این حرف ها زمیه ای بود برای توجیه وضعیت امروزشان.
به هر حال با همه تلاش هایی که طی سال ها و به ویژه ماه های اخیر، مردم و دولتمردان عراقی به عمل آوردند تا از شر دو مهمانی که در خانه میزبان با هم تبانی کرده اند، خلاص شوند، موفق نبودند. صاحب خانه به جز مشکلات اقتصادی و جا و غیره، همچنین اعتقاد دارد اکثر مشکلات امروز عراق مربوط به وجود و عملکرد این دو مهمان است که در راستای رسیدن به اهداف شان خانه را خراب و ویران می خواهند. لذا مردم و مقامات عراقی علیرغم مهمان دوستی شان در صدر تلاش هایشان می خواهند از شر این دو مهمان راحت شوند و اوضاع و کنترل خانه را خود به دست بگیرند.
به نظر می رسد که مهمان آمریکایی یک جورهایی خود را ناجی عراق، و صاحب خانه می داند و به این زودی میل مرخص شدن ندارد چرا؟ آن ها توجیهات فراوانی دارند که در این مقاله جای پرداختن به آن نیست، اما مهمان ایرانی که طی دو دهه اخیر همواره خود را مهمان و صدام حسین را صاحب خانه خطاب می کرد، دلایل فراوانی دارد که نمی خواهد خانه ای را که در ساختن و ویران کردنش سهم به سزایی داشت، بیرون برود! محض نمونه چند دلیل را در زیر می آورم:
1ـ پافشاری بر استراتژی شکست خورده. وجود مجاهدین خلق یا تتمه شان در عراق به عنوان مهمانان ناخوانده، اصرار خط و مشی سابق شان یعنی همان استراتژی شکست خورده مبارزه مسلحانه است. رهبران مجاهدین، علیرغم همه شواهد و قرائنی که در ارتباط با شکست مبارزه مسلحانه شان وجود دارد، برای مصرف داخلی و حفظ نیروهای باقیمانده و همچنین برای مصرف اربابان جنگ طلب، اصرار به ماندن در عراق دارند.
2ـ پافشاری بر راه حل نظامی و جنگ خارجی. ماندن مجاهدین خلق در عراق، به معنای تایید راه حل ایران از طریق تروریسم و جنگ خارجی است که مثلاً بدنه مجاهدین در عراق قادرند سرویس های لازم را جهت شناسایی و جاسوسی و تروریسم و ترجمه و غیره، به جنگ طلبان خارجی ارائه دهند.
3ـ پافشاری بر خط جرقه و جنگ. ابقای این نیرو در عراق، می تواند مابین ایران و عراق و همچنین ایران و آمریکا، تنش و تفرقه ایجاد کند که النهایه اوضاع را به سمت بدتر شدن پیش ببرد.
4ـ پافشاری بر حذف نیروهای باقیمانده که اکثراً جزو نیروهای سیاهی لشکر و ناراضی و خانواده های گروگان هستند که آزادکردن شان برای رهبران سازمان خطرناک است.
5ـ پافشاری برای خدمت و سرویس دهی به اربابانی همچون آمریکا، اسراییل و صدام حسین و پیشبرد منویات آنان که هر سه با ازدیاد بحران و ناامنی در عراق، منافع دارند.
6ـ پافشاری بر خط تفرق و تجزیه عراق. آنان با تبلیغات ضد ایرانی و ضد شیعه، کمک به تفرقه مابین سنی و شیعه می کنند که این خط تجزیه و بحران و تفرقه، همان خاستگاه صدام حسین و اسراییل و آمریکاست.
7ـ پافشاری بر خط خودسوزی و خودویرانی فرقه ای، یا به زعم خودشان عاشوراگونه، جهت مظلوم نمایی و انگیزانندن هواداران بی انگیزه و شرمنده در کشورهای غربی که مثلاً چه نشسته اید، همرزمانتان دارند در خط مقدم، چه و چه می کنند.
8ـ و…
به باور من، این به دور از شان انسانی و فرهنگ ایرانی است که یک ایرانی به خانه ای مهمانی برود و بخواهد جای صاحب خانه را بگیرد. من خودم در اصل یک ایرانی هستم و 13 سال است که در کشور آلمان زندگی می کنم. کارم طی این 13 سال نوشتن در مورد تروریسم بوده و از این طریق به امنیت مردم آلمان و امنیت جهانی کمک کرده ام. با این وجود، هر وقت که به یک اداره و یا یک مقام آلمانی می رسم، بابت 13 سال مهمانی و پذیرایی شان در ارتباط با نان و امنیت و آزادی که طی این سال ها به من عطا کرده اند، تشکر خالصانه دارم و از بابت این که مهمانی ام به درازا کشیده است، شرمنده هستم.
پایان

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا