فعالیت های انجمن نجات

نجات در هفته ای که گذشت – شماره 32

مروری بر مطالب 14 الی 18 فروردین ماه 1401 درج شده در سایت نجات

*یکشنبه 14 فروردین

در روز شنبه جمعاً 9 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود:

ماه رمضان در فرقه رجوی

… اما در این میان چیزی که بسیار مهم بود خود رجوی هم اعتقادی به اسلام و خواندن نماز نداشت. او دنبال کار خودش بود. به طور مثال چندین بار رجوی در نشست های عمومی کارش تا صبح طول می کشید و زمانی نشست را تعطیل می کرد که از وقت نماز صبح گذشته بود. حالا حساب کنید وقتی کسی که خودش را سرکرده ایدئولوژیک یک جریان می داند چگونه تنظیم می کرد و نماز همه قضا می شد.
… اگر کسی قرآن می خواند مسئولین به وی گوشزد می کردند که این کار را انجام ندهند چون نمی توانند مفاهیمی که بیان می شود را درک کند و به همین خاطر عنوان می کردند رجوی ناطق قرآن می باشد و دیگر نیازی به خواندن قرآن نیست و این گونه افراد را از خواندن آن برحذر می داشتند. رجوی از این ترس داشت که مبادا افراد با خواندن قرآن به ماهیت و عملکرد وی آگاهی یابند و متوجه شوند تمام ترجمه ای که وی می کند در راستای منافع خودش می باشد. آری این بود مفهوم روزه و ماه رمضان در فرقه رجوی که همه چیز باید از کانال سرکرده آن می گذشت…

مریم رجوی از هزاره سوم تا سده پانزدهم

… نوروز امسال باز هم مریم همان شعار قرن گذشته را برای سده 15 تکرار کرد و گفت: «سده 15، سده جایگزین دمکراتیک و سده آزادی و دمکراسی و برابری برای مردم ایران است». به نظر می رسد زمان برای این ملکه ی تحریم و ترور متوقف شده و تصور می کند همچنان در هزاره دوم است و فراموش کرده این شعار 24 سال قبل از دهان خودش بیرون زده بود و دیگر خریداری ندارد… روزی که صدام سقوط کرد، مریم قجر عضدانلو با لگد زدن به صدام و تمجید از اشغال عراق گفت: «نسیم دمکراسی در عراق در حال وزیدن است». وی تصور می کرد به زودی آمریکایی ها او را سوار بر تانک های خود به تهران خواهند برد و به قدرت خواهند رساند. 20 سال پس از آن (که آمریکایی ها هم او را تنها گذاشتند و رفتند) به دریوزگی اروپایی ها نشسته تا سرسپردگی اش را به رسمیت بشناسند و او را مورد حمایت قرار دهند، غافل از این که دوران در حال تغییر است و سردمداران دول اروپایی مفلوک تر از آن هستند که بخواهند در بحبوحه جنگ سرنوشت ساز اوکراین، حتی لحظه ای به یک عجوزه پا به گور و شوهرش که حتی جرأت ندارد از تابوت بیرون بیاید بیندیشند….

ماجراهای درخواست ملاقات در پادگان اشرف – قسمت هجدهم

… جرم من این است که گفته ام شما چرا اعضای خود را مجبور به خودسوزی می کنید؟ چرا انتخاب مسئولین از پایین به بالا نبوده و چگونه است که از شخص مجنون قدرتی مانند رجوی خدایی برای خود قرار داده و تنقید از او را در حکم محاربه و ارتداد و خیانت قلمداد کرده و فرد منتقد را ترور فیزیکی و یا شخصیتی می کنید؟
آری من گناه بزرگی مرتکب شده و گفته ام که بچه های ما در قرارگاه اشرف نه عضو یک سازمان سیاسی متعارف که اسرا و گروگان هایی بیش نبوده و تنها به این خاطر در بیابان های عراق گردآورده شده اند که آلت معاملات سیاسی کثیف باند رجوی با سوپر قدرت های جهان باشند.
من باید هم مورد لعن و نفرین این جوجه دیکتاتورها باشم که گفته ام که موضوع آزادی زن در مجاهدین، خدعه و نیرنگی بیش نیست و به تعدادی از زنان مستقر در اشرف و اروپا بدان خاطر اختیارات وسیع تری داده شده که مردان هم رده ی رجوی و حنیف نژادها را منکوب و مطیع گردانند.
من گفته ام که رجوی ها نباید این اختیار را داشته باشند که مانع ملاقات افراد اشرف با اعضای خانواده هایشان باشند و مکاتبه و مراوده آزادانه اعضای سازمان با دوستان، افراد خانواده و سازمان های مدافع حقوق بشر، حق مسلم و ابتدایی آن هاست….

جشن “سیزده به در” خانواده بزرگ جداشده ها در آلبانی

اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق در آلبانی که در کنار یکدیگر خانواده بزرگ آسیلا را تشکیل داده اند، سیزده به در امسال را در کنار یکدیگر سپری کردند و نحوست سال ها اسارت در تشکیلات مجاهدین خلق را از جان و روحشان به در بردند….

*دوشنبه 15 فروردین

در این روز کلاً 7 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:

سوءاستفاده های ابزاری فرقه مجاهدین خلق از ماه مبارک رمضان

… مسعود رجوی در حقیقت به لحاظ مبانی اعتقادی و مذهبی هیچ اعتقادی به ماه مبارک رمضان نداشت و عمدتا ضمن یک تفسیر مادی، این ماه پر فضیلت و اعتقادی را نوعی تمرین برای مقابله با تشنگی و گرسنگی در راستای خودسازی انقلابی در امر پیشبرد مبارزه می دانست. برهمین اساس به صورت تاکتیکی ولی در منتهای جبر تشکیلاتی اعضا را به روزه گرفتن وادار می کرد و تفکرات خاص خود را که هیچ گونه سنخیتی با احکام دین اسلام ندارد را به خورد اعضا می داد. این فرقه که اصل و اساسش بر مبنای دروغ و تفکرات ضد انسانی است همواره برای توجیه جنایات بی شمار خود از جمله ترورهای کور مردم ایران و همکاری با دشمنان قسم خورده ملت از حربه دروغ و تحریف بهره برده است. یکی از این دروغ ها ایجاد بدعت در حدود و احکام اسلامی است. چرا که رجوی و دیگر سرکردگان این فرقه به زعم خود می توانستند بر اذهان نیروهایشان تاثیر بیشتری بگذرانند….

ناگفته‌ هایی از روابط آمریکا و مجاهدین خلق در گفت ‌و گو با کامران غضنفری

… در برهه ‌های مختلف زمانی گروه ها و تیم های عملیاتی مجاهدین را در داخل آمریکا آموزش می‌ دادند گزارش شده که در صحرای نوادا برای این ها کمپ های آموزشی ساخته شده و در آن ها به اعضای مجاهدین خلق آموزش خرابکاری، اغتشاش و فعالیت ‌های چریکی می ‌دادند و بعد با دادن اسلحه و تجهیزات انفجاری به این ها اعضای سازمان را از طریق مرز عراق روانه ایران می‌ کردند تا در نقاط مختلف کشور بمب ‌گذاری کنند در دولت باراک اوباما این ارتباطات پشت صحنه ادامه داشت حتی در ماجرای فتنه ۱۳۸۸ش هم همین طور وقتی آمریکایی ها علناً از جنبش سبز اعلام حمایت می‌ کنند در همان ماجرا مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو هم پیامی صادر نموده از جنبش سبز حمایت می‌کنند و به میرحسین موسوی پیغام می‌ دهند که: در مقابل جمهوری اسلامی بایست، ما از تو حمایت می ‌کنیم. این همسویی مجاهدین با برخی گروه های تروریستی مثل جریان عبدالمالک ریگی، پژاک یا امثال این ها به علاوه جریان سلطنت طلب و انواع و اقسام گروه های تروریستی ضد انقلاب ناشی از همسویی پشت پرده سازمان با آمریکا است. طی دو دهه اخیر مجاهدین هر ساله یک گردهمایی سالانه برگزار می ‌کنند….

تولد پسر سرفراز رحیمی بهانه ای برای دورهمی جداشده ها

اعضای انجمن آسیلا در محفلی صمیمی تولد ارمولیندو رحیمی کوچک ترین عضو آسیلا را جشن گرفتند. تولد 4 سالگی ارمولیندو رحیمی فرزند سرفراز رحیمی بهانه ای دلنشین بود تا جداشده های ساکن آلبانی بار دیگر دور هم جمع شوند و زندگی را زندگی کنند.
خانم ثریا عبداللهی مادر امیراصلان حسن زاده نیز از ایران به این جمع صمیمی پیوست و از طریق تماس تصویری میهمان این دور همی صمیمی شد.
خانم عبداللهی ضمن آرزوی خوشبختی برای این خانواده گفت: جداشده‌ها نور چشم ما خانواده‌ها هستند و هر گونه خوشحالی جداشده ها موجب شادمانی ما نیز می ‌شود. ایشان گفت: متأسفانه تمام اخبار روز در فرقه رجوی سانسور می شود و بی‌تردید اگر افراد گرفتار در فرقه متوجه شوند چه زیبایی هایی در بیرون از فرقه وجود دارد بلافاصله از آن اسارتگاه جدا می ‌شوند….

*سه شنبه 16 فروردین

در این روز 6 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:

زندگی کردن، رسالت اصلی نجات یافتگان از فرقه رجوی

… چه چیزی یا کسی مانع می ‌شد که مالک بیت مشعل و دیگر اعضای مجاهدین خلق در تمام سال های عضویتشان در مجاهدین خلق از کار کردن، کسب درآمد و خریدن یک خودروی شخصی محروم شوند؟ چه باوری مانع می ‌شود که اعضای مجاهدین خلق برای سال ‌ها از یک پیک نیک در طبیعت که هر ایرانی دست کم سالی یک بار در روز سیزدهم فروردین تجربه می ‌کند، بهره نبرند؟
بدیهی است که مبارزه سیاسی – که سران مجاهدین خلق مدعی آن هستند – به معنای ترک زندگی نیست. برعکس، عشق به زندگی است که عشق به مردم و وطن را در پی خود دارد. بنابراین نفی فردیت و جنسیت که فرماندهان مجاهدین خلق علناً به آن باور دارند و خود را مفتخر به آن می‌ دانند به هیچ روی لازمه مبارزه سیاسی نیست. چه بسا مبارزین سیاسی بزرگی در طول تاریخ، چون ماندلا، چگوارا و گاندی وجود داشته‌ اند که همه عمر خود را وقف مبارزه برای مردم کردند اما عشق به طبیعت، تفریح، معشوقه، همسر و فرزند و در کل زندگی را از یاد نبردند….
آن چه مجاهدین خلق را از زمره مبارزین سیاسی خارج می‌ کند و در گروه فرقه‌ های مخرب قرار می ‌دهد همین یک نکته است. در تشکیلات فرقه رجوی، نفس زندگی کردن ممنوع است. فرقه مخرب رجوی قربانیان خود را از زندگی فردی، معنوی، اجتماعی، تحصیلی و حتی جنسی محروم می‌ کند؛ زندگی را مانع مبارزه کذایی ‌اش می ‌داند و برای این رویکرد خود عنوان «نفی فردیت و جنسیت» را در نظر می ‌گیرد….

وقتی مریم رجوی مرتجع دم از صلح و برادری می زند.

با فرا رسیدن ماه رمضان انتظار این را داشتیم که مریم قجر برنامه ای به مناسبت ماه رمضان برای تعدادی از اعوان و انصار مفتخورش برگزار نماید تا علاوه بر دادن پول به آن ها شکمشان را نیز پر کند و بتواند از این طریق حداقل کار تبلیغی نماید و خودش را مطرح کند.
مریم قجر باز به نشخوار همان حرف های سالیان گذشته خود پرداخت و حرف جدیدی برای بیان نداشت. وی در قسمتی، از حنیف نژاد حرف می زند و این که اسلام شان بر آزادی و نفی استثمار، مرزهای کیفی خود را با همه تفکرات ارتجاعی و طبقاتی تحت نام اسلام ترسیم کرده است !!!. اکنون قصد داریم به گوشه ای از حرف های بنیانگذاران سازمان بپردازیم که آیا اعتقادی به آن داشتند و آیا بعد از به قدرت رسیدن رجوی این کار ادامه پیدا کرد ؟
… ما بهتر از هر کسی می دانیم تا وقتی در عراق بودید شکم اعوان و انصارتان را در آنجا پر می کردید و اکنون هم که به آلبانی آمدید سعی دارید شکم جیره خواران خود را پر کنید تا شاید این گونه خودتان را به اصطلاح مسلمان نشان بدهید. ما تجربه اسلام دمکراتیک تان را در مناسبات داریم باید به مریم قجر بگوییم که اسلام تان ارزانی خودتان …

*چهارشنبه 17 فروردین

در این روز مجموعاً 8 مطلب دیگر روی سایت نجات قرار گرفت که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را ملاحظه می فرمایید:

نگاهی به کنفرانس رمضانی مریم رجوی

همه ساله در آستانه آغاز ماه مبارک رمضان، فریبکاری های مریم رجوی با برگزاری چند مراسم ضیافت و سورچرانی افطاری آغاز می شود که در دو سال گذشته به شکل محدودتر و مجازی انجام گرفت. اما امسال این برنامه به گونه دیگری کلید خورد و مریم پس از چند ماه اروپا گردی و پایان دادن به تعطیلات چند ماهه کریسمس به آلبانی برگشت تا نمایش خود را در کنار نیروهای منفعل و در تشکیلات رو به افول خود اجرا کند. اما با همه تمهیداتی که برای این بازی تبلیغی چیده شده بود، او حتی نتوانست یک لبخند نمایشی را به لب های بغض کرده سران و شورای رهبری مجاهدین نقاشی کند. آنچه مشاهده شد، چهره افسرده چند صد زن و مرد درهم شکسته بود که هر از گاهی به اجبار از جای خود بلند می شدند و شعارهای از قبل تعیین شده سر می دادند تا حس نازیستی و صدام مأبانه مریم رجوی ارضا گردد.
… وی برای ترساندن زنان مجاهد ادعا کرد بسیاری از زنان سرپرست خانوار در ایران نان و ماست هم برای خوردن ندارند و یا کودکان شان را به قیمت 800 هزار تومان به فروش می رسانند! عجیب تر این که برای لاپوشانی آمار بالای خودکشی در فرقه مجاهدین طی 20 سال گذشته مدعی شد که سالیانه بیش از یک میلیون و دویست هزار نفر در ایران خودکشی می کنند که حدود 40 هزار نفر از آنان جان می بازند! البته این آمارسازی نشان می دهد که تصمیم به خودکشی در تشکیلات مجاهدین رو به افزایش است و مریم در صدد رفع و رجوع آن هاست. تولید آمارهای هراس افکنانه به این ها ختم نشد، بلکه شمار تلفات کرونا را هم بالای نیم میلیون اعلام کرد و بسیاری از مردم را متهم به فروش اعضا بدن کرد و گفت 80 درصد مردم فقیر شده اند و در فلاکت به سر می برند. تردیدی نیست که تأکید مستمر روی فقر و فلاکت مردم ایران بخشی از سیاست مریم رجوی برای جلوگیری از فروپاشی تشکیلات پس از ریزش دوباره نیروهاست. او می داند که اگر دیر بجنبد همین تعداد از مجاهدین هم در مناسبات باقی نخواهند ماند. به همین خاطر عوامفریبانه مدعی شد یک سوم مردم ایران جایی برای خوابیدن ندارند و پول می دهند تا در اتوبوس و یا در متروها، پشت بام ها و قبرستان ها بخوابند….

سازمان مجاهدین خلق، جرثومه شکاف زی و موج سوار

… سازمان مجاهدین خلق هیچگاه استراتژی ثابت و مدونی نداشته است. چرا که وابستگی آنان به سرویس های اطلاعاتی مختلف منطقه ای و بین المللی در مقاطع مختلف باعث شده است رهبران مجاهدین خلق هر وظیفه محوله از سوی آنان را تحت عنوان «استراتژی» مجاهدین به خورد اعضا و مخاطبانشان بدهند.
مجاهدین ماموریت ترورهای دهه شصت را تحت عنوان استراتژی «جنگ چریک شهری»، مأموریت کمک به صدام در جنگ با ایران از سوی غرب را تحت عنوان استراتژی «جنگ آزادیبخش نوین»، سقوط صدام، اخراج از خاک عراق و اسکان در کشور آلبانی برای پیشبرد مأموریت جدید این فرقه یعنی عملیات روانی علیه مردم ایران و فریب برخی جوانان ایران در فضای مجازی را هم تحت عنوان استراتژی «کانون های شورشی» پیش برده است.
در کلامی گویاتر باید گفت حیات مجاهدین بر پایه «موج ‌سواری» و زیستن در شکاف های سیاسی – اجتماعی کشور استوار است و همیشه به دنبال موج ‌هایی می ‌روند که حاصل وقایع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی در دنیا و کشور است؛ به عبارت دیگر آن ها به دنبال بحران‌ ها، تنش ‌ها، کنش ‌ها و واکنش ‌هایی می ‌روند تا بتوانند به هر طریقی به زندگی خود ادامه دهند. چرا که آن ها بر اساس تئوری «زیستن در شکاف» محیط را برای فعالیت خود (هرچند کوتاه و محدود) مناسب دیده و از این فضا استفاده کرده اند….

۱۴سال اسارت در اردوگاه اشرف به‌ روایت یک عضو جداشده

رجوی با انقلاب‌ هایش در سازمان ارزش‌ های اخلاقی را زیر پا می ‌گذاشت.

… کتاب «تلخی رهایی» هرچند به‌ تازگی منتشر شده، اما توانسته است نظر بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کند. روایت بیگلری به‌ عنوان یک عضو جدا‌شده از سازمان از آنچه درون اردوگاه اشرف و ساکنان آن گذشته است، روایتی جذاب و خواندنی از بخشی از تاریخ معاصر ایران است. او به‌ واسطه حضور 14ساله‌ اش در اردوگاه اشرف، با وقایع مختلفی مواجه می‌ شود؛ از انقلاب‌ های پی ‌در پی رجوی و تناقضاتی که بر ذهن برخی از اعضا چنبره می ‌زند تا عملیات ‌های مختلف سازمان علیه مردم عراق، ایران و… .
کتاب «تلخی رهایی» روایتی است از یک شاهد عینی از زیست 14 ساله در سازمانی که از آن با عنوان «داعشی‌ های دهه 60» یاد می ‌شود….

در فرقه رجوی اعضا حتی اجازه بیرون رفتن برای “سیزده به در” را هم ندارند.

… ضرب المثلی هست که می گوید: «تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمی بره». این حکایت سران فرقه فسیل شده رجوی است. سران این فرقه در تبلیغات خود در حالی دم از دوازده روز جشن و شادمانی در ایام عید می زنند که حتی اجازه نمی دهند اعضای فرقه برای یک ساعت در اختیار خود باشند. یک تماس آزادانه با خانواده هایشان داشته و به آن ها عید را تبریک بگویند. برای شادی و جشن در خیابان و کوچه ها و بازار قدم بزنند و کمی شادی کنند.
اگر هم جشنی درون فرقه برگزار می شود به هیچ عنوان هدفش شاد نمودن اعضا نیست بلکه هدفش یک کار تبلیغاتی است و برای آن برنامه، که در ظاهر به آن «جشن» می گویند اما در واقعیت آن را «پروژه» می خوانند، آنقدر از اعضای نگون بخت کار می کشند که همه اعضا از شنیدن خبر برگزاری یک برنامه به نام جشن عزا می گیرند.
در مورد روز سیزدهم فروردین نوشتند: «موکب بهار و نوروزی را . . . در سیزدهمین روز، به‌ باغ و صحرا می ‌بریم و به ‌زبان سمبلیک و زیبای سپردن ‌سبزه‌ ها به ‌جویبارها، ‌آن ‌را به ‌دشت و صحرا، جنگل ها و کوه ها و رودها و گل ها و پرندگان خوش‌الحان می ‌سپاریم.»
اما کسانی که این جملات زیبا را می نویسند سالیان مدیدی است که اجازه بیرون رفتن از قرارگاه و چارچوب مشخص شده را به اعضای فرقه نه تنها در روز سیزده به در بلکه در کل سال نمی دهند. مگر ماموریت یا کار مشخصی در میان باشد که اهداف سران فرقه را برآورده کند یا چاره ای جز فرستادن چند نفر به بیرون قرارگاه نباشد.
چرا اعضای فرقه اجازه ندارند روز سیزده به در به کنار جویبارها و دشت و صحرا و جنگل و کوه بروند؟ سران فرقه چرا در این چندسال که در آلبانی هستند به اعضا اجازه برگزاری جشن سیزده بدر را ندادند؟
چرا سران فرقه در سالیان طولانی که در عراق بودند به اعضا اجازه ندادند که برای سیزده به در به بیرون قرارگاه بروند؟…

افشای دستان پشت پرده سران فرقه رجوی در نگارش مقاله ای منتسب به محمد قرایی

… فرقه معلوم الحال رجوی در یکی از سایت هایش اقدام به انتشار مطلبی منسوب به محمد قرایی با عنوان “محک تجربه مقاومت ایران و قصه اون ماهی سیاه” نموده است که در آن به نام محمد قرایی در یک دروغ گویی آشکار و در تلاش برای مخفی نشان دادن ماهیت و هویت واقعی فرقه اش به محمد قرایی متوسل شده است.
اعضای جداشده ای که در تشکیلات رجوی محمد قرایی را از نزدیک می شناختند و با خصوصیات غیر تشکیلاتی و موضع انتقادی او که در قالب طنز های محفلی بیان می شد، به خوبی آشنایی دارند و می توانند شهادت دهند که انتصاب این مطلب به وی تا کجا دروغ و در ضدیت کامل با هویت و ماهیت تشکیلاتی او است. در بخشی از این مقاله از قول او نوشته شده است: هر کس که شرافت روشنفکری داشته باشد به یقین در برابر این تابلوهای درخشان اندیشه و اراده و عزم و صداقت می ایستد و سر تعظیم فرود می آورد. آنگاه به جهان بینی ماهی سیاه کوچولو هزارخانی اشاره دارد. که قیاسی مع الفارق و در تناقض آشکار با ماهیت و عملکرد او در تشکیلات بود.
محمد قرایی علی رغم گذشت سالیان حضور در تشکیلات فرقه همان لهجه محلی و رفتار غیر تشکیلاتی و محفلی خود را حفظ کرده بود. به دلیل همین خصوصیات ضد تشکیلاتی همیشه مورد انتقاد تشکیلات رجوی قرار می گرفت وهیچگاه مسئولیت بالای تشکیلاتی نداشت….

*پنجشنبه 18 فروردین

6 مطلب حاصل آخرین روز کاری هفته در سایت نجات است. مروری کوتاه بر برخی از آن ها به قرار زیر است:

گاف جدید مریم رجوی

… من درک نمی کنم که چطور ممکن است که یک نژاد پرست خونخوار که هیچ کس جز نژاد خود را داخل انسان نمی داند و معتقد است که همه این اغیار- اکثریت قاطع بشریت – باید از دم تبر گذرانده شده و یا جسدش در آتش سوزانده شده و یا مثله شود، می تواند در مورد اسلام و ماهیت آن اظهار نظر کند؟! حکم عقل سلیم آنست که این کنفرانس کذائی چیزی جز اشاعه ایران هراسی و ایجاد تنفر نسبت به مسلمانان نبوده ودر اصل یک حرکت انسان ستیزانه محسوب می شود و ربطی به رمضان و امثال آن ندارد.نه تنها ربطی ندارد، بلکه در تعارض و تضاد کامل با آموزه های انسانی این مقوله دارد.
دراصل مریم که انصافاً به ماکیاولیست تمام عیار تبدیل شده و اگر موفقیتی هم داشته تنها در این راستاست، درصدد سوءاستفاده از حرمت رمضان در جهت برآورده کردن آمال کثیف اش بوده که البته به یمن هوشیاری خلق قهرمان، این ترفند فضاحت بار آبی برای مریم گرم نخواهد کرد و متحدان فاشیست و جلاد او هم چیزی ازاین کنفرانس به دست نخواهند آورد الا حق الزحمه ای که به عنوان آدمخواران و روسپیان سیاسی از مریم بگیرند.

معضلات پیش روی سازمان مجاهدین خلق در سال 1401

… مهم ترین دستآورد سال 1400 تاسیس انجمن آسیلا در قلب پایتخت آلبانی و دادخواهی جوانانی که در قالب کودک سربازی تحت سلطه رجوی موفق به جدایی شده بودند، به شمار می رود. البته نا گفته نماند از ابتدای سال 1400 تا پایان سال موفقیت و پیروزی های چشم گیری در راستای افشاگری علیه فرقه رجوی و منزوی کردن این باند جنایتکار درعرصه بین المللی و حقوق بشری نصیب خانواده های چشم انتظار شده است. قطعاً وجود آسیلا در مجاورت مقر اشرف 3 از نظر مفهومی و محتوایی دارای ارزش استراتژیک بوده و مریم قجر به رغم تمامی اقدامات پشت پرده موفق نشد تا موجب تعطیلی انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی شود. ضرورتی که برای رجوی اجتناب ناپذیر می باشد.
با یک جمعبندی مختصر و مفید به این نتیجه می رسیم که مریم قجر در سال 1401 با معضلات و مشکلات جدی مواجه خواهد شد. از طرفی به دلیل دروغ ها و شعارهای بی محتوای سران فرقه که هرگز محقق نشده و نخواهد شد کل مجموعه در یک سردرگمی نامعلومی به سر می برد و مهم تر از آن با گذر زمان و طولانی شدن حضور درآلبانی روند فرسایشی روحی و فیزیکی اعضای گرفتار را فراهم و فرایند ریزش نیرو را قوت بخشیده و به شدت سران باند رجوی را نگران کرده است….

طلاق های اجباری برای اعمال عارضه نقصان فکری

… همفکری زنان و مردان عضو فرقه رجوی در اندک زمانی پس از شکست و کشته شدن بیش از 5000 عضو فرقه در عملیات فروغ جاویدان که تماماً نتیجه کاهلی مسعود رجوی در طراحی احمقانه این عملیات خائنانه بود می توانست منجر به فروپاشی این فرقه منفور شود اما مسعود رجوی با فرافکنی و مقصر جلوه دادن اعضایش اعم از زن و مرد، دستور طلاق های اجباری را برای به پوچی مطلق رساندن اعضا صادر کرد تا با ایجاد نقصان فکری در هر دو جنسیت آن ها را ناگزیر به ماندن در فرقه کند.
رجوی می دانست که اگر زوجین عضو فرقه اش در کنار هم باشند و آنچه بر آن ها گذشته را تحلیل کنند تصمیماتی خواهند گرفت که نتیجه اش ریزشی فوری و بسیار شدید خواهد شد که ابداً برایش قابل جبران نخواهد بود. او با دستور طلاق های اجباری، مردانگی و زنانگی را در اعضایش سرکوب کرد و آن ها را مبدل به عروسک های خیمه شب بازی کرد تا بقای فرقه اش را برای مدتی تثبیت کند….

گوشه ای از ماجرای دردناک 19 فروردین 1390 در اردوگاه اشرف عراق

… وضعیت به شدت بحرانی بود، هیچ کس نمی دانست که چه خواهد شد! بعدها در این که باعث و بانی این خسارت سنگین چه کسی بوده است تقریباً همه متفق القول بودیم که مقصر اصلی مسعود رجوی و لجاجت ها و خیره سری های او بود که باعث چنین فاجعه شومی شده بود، ولی بر زبان نمی آوردیم و در صحبت های مخفی مطرح می کردیم.
هنگام درگیری، فرماندهان بالا همگی خودشان را مخفی کرده بودند تا آسیب نبینند. مسعود رجوی همزمان با سقوط صدام حسین همسرش مریم را به فرانسه فرستاده بود تا از آسیب های احتمالی در امان باشد و خودش هم معلوم نبود در کجای دنیا پنهان شده است.
آن روز سیاه آمد و رفت و نکبت و خفت و خاری بر پیشانی مسعود رجوی نشست. دنیا دید که فردی که خودش را رهبر یک مبارزه و جنبش می داند چگونه افراد بی گناه و بی اطلاع را به جلو فرستاد تا امیال پلیدش را محقق سازد، کسی که به همه درس می داد که برای به دست آوردن آزادی باید از جان مایه گذاشت، خودش به سوراخ موش خزیده بود.
روسیاهی آن روز بدشگون در هر سالی تکرار می شود و تداعی کننده ی خاطرات تلخی است که بر جای مانده است. جوانانی که در آن روز کشته شدند، دختران و پسرانی بودند که خود و خانواده هایشان چه آرزوهایی را در دل داشتند….

روزنامه دیلی نیوز: تابعیت آلبانی برای شهروندان خارجی با شایستگی های خاص

اگر شما یک شهروند خارجی هستید و در آلبانی زندگی می کنید و در فعالیت خاصی هستید، این امکان را دارید که به تابعیت آلبانی در آیید. این خبر در روز چهارشنبه توسط وزیر کشور، بلدی کوجی Bledi Cuci، به اطلاع عموم رسانده شد. او همچنین علنی کرد که در طی نشست هیأت دولت تصمیم گرفته شد که این اقدام خوبی برای جذب استعدادهای جدید خواهد بود.
کوجی گفت: “ما تصمیم گرفتیم تا تابعیت آلبانی به همه خارجی هایی که شایستگی های خاص دارند بدهیم. بر اساس این تصمیم، علاوه بر این واقعیت که ما شخصیت های آموزشی و علمی را مورد توجه ویژه قرار می دهیم، همچنین از این وسیله برای جذب استعدادها و افراد با سوابق درخشان برای معرفی آلبانی استفاده می نماییم.”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا