فعالیت های انجمن نجات

نجات در هفته ای که گذشت – شماره 56

مروری بر مطالب 27 الی 31 شهریور ماه 1401 درج شده در سایت نجات

*شنبه 26 شهریور

به مناسبت اربعین حسینی تعطیل رسمی

*یکشنبه 27 شهریور

7 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:

نامه مدیر عامل انجمن نجات به جوزپ بورل فونتلس نماینده عالی سیاست خارجی و امنیت اتحادیه اروپا

… به سه خواسته بسیار حیاتی و مهم خانواده ها اشاره کردم که عبارت بودند از:
1- برچیده شدن مناسبات فرقه ای در داخل اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی
2- رعایت پایه ای ترین حقوق انسانی در خصوص اعضا در این اردوگاه
3- وصل ارتباط اعضای سازمان مجاهدین خلق با دنیای بیرون علی الخصوص خانواده هایشان
این خواسته های مشروع و به حق تمام خانواده ها طی این سالیان بوده و خواهد بود و از آن کوتاه نخواهند آمد و دست از تلاش نخواهند کشید.
سازمان مجاهدین خلق درد و رنج فراوانی را به خانواده های اعضا تحمیل کرده است. اکثر خانواده های چشم انتظار به دلیل فشارهای روحی ناشی از فراق سالیان دراز، در اثر استرس و ترس و نگرانی، سلامت خود را به طور کامل از دست داده و برخی قبل از دیدار با عزیزان خود به دلیل این تألمات مرحوم گردیدند.
مادران اعضای محبوس در اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی، فی الواقع قربانیان فراموش شده ای هستند که فریادرسی ندارند. آنان می دانند که فرزندانشان کجا هستند ولی هیچ گونه امکان ارتباطی با آنان به دلیل ممانعت های سران فرقه رجوی تحت حمایت دولت آلبانی، ندارند…

کردها، کردکشی رجوی را فراموش نکرده اند

گروه تروریستی مجاهدین خلق سال ها پیش در عراق برای اثبات خودشان به صاحب خانه (صدام ملعون) دست به قتل عام زنان و بچه ها و مردان کرد زدند. کینه و نفرت مجاهدین از کردها تا جایی بود که رجوی مثل سگ هار دستور داده بود مردها را مثله کنند، طوری که قابل شناسایی نباشند. اما این کینه تنها به همین جا ختم نشد. او بعد از مدتی در جهت برده داری از کردها به سمت کردهای رمادی در عراق رفت و از فقر و تنگدستی آن ها سوءاستفاده کرد و با فریب دادن خانواده ها و وعده زندگی بهتر همراه با تحصیلات عالی، دختران و پسران 9 سال به بالا را با دادن مبلغی ناچیز خریداری کرد و به قرارگاه اشرف منتقل کرد تا بتواند از آن ها به هر شکل ممکن بهره کشی کند….
لابد مهوش سپهری یادش رفته برای این که به مسعود رجویی ملعون خودی نشان بدهد حتی تغییر مذهب داد و شیعه شد و اگر فردی در درون تشکیلات کردی صحبت می کرد را مجازات می کرد و حتی خودش یک بار هم به خودش اجازه نداد که کردی صحبت کند. این خود فروخته با چه رویی از کردها دفاع می کند و ادعای حقوق کردها را دارد! کردها جنایات شما را یادشان نرفته، پس خودتان را مدافع حقوق کردها خطاب نکنید….

پیام مسعود رجوی؛ سوت در تاریکی رهبر وحشت زده مجاهدین خلق

پیامی از جانب مسعود رجوی رهبر مجهول المکان سازمان مجاهدین خلق تحت عنوان “هوشیاری و آماده باش برای کانون ها و جوانان شورشگر در سراسر کشور” به تاریخ 22 شهریور 1401 در سایت های وابسته به فرقه رجوی قرائت گردید که خام خیالانه و به طرز مفتضح و مضحکی فرمان قیام را، با جزئیات آنچه مردم باید طبق دستورات او انجام دهند، صادر نموده بود.
… مسعود رجوی که قرار است با پیام خود به جمع کثیر نیروهای خواهان جدایی روحیه بدهد، باز برای صدمین بار تلاش کرد تا سرنگونی را عن قریب نشان دهد. در حالی که کاملاً مشخص است که مسعود رجوی از شدت وحشت هذیان می بافد….

نتیجه کار انقلاب کرده های مریم را هم دیدیم

… در هر صورت، عمری باقی ماند تا وضعیت غایی “انقلاب کرده های مریم” را با وضوح کامل مشاهده کرده و ببینیم که این “درهای غلطان و گرانبها” نه تنها هیچ ضربه ای نتوانستند به امپریالیزم آمریکا بزنند، بلکه به چرخ پنجم گاری آن تبدیل شده و در تحلیل نهایی به تنها کاری که دست یافتند، دریوزگی در برابر امپریالیزم بود تا ثابت کنند مسعود رجوی چه تحلیلگر زبون و بی سوادی بوده و فکر چه چیزهایی را کرده بود که عملاً عکس آن به اثبات رسید و البته آنقدر پر رو تشریف داشت که حتی برای یکبار به اعضای تشکیلات تحت تسلط اش بگوید که اشتباه کرده و به خاطر این از خود انتقاد می کند….

نشست های نسرین را باور کنیم یا اشک تمساح

هنوز عربده کشی های خانم مهوش سپهری، پس از سالیان در گوشم نجوا می کند. او که زمانی مسئول اول سازمان بود، بعدها در سمت های مسئول تشکیلات و مسئول نشست های تشکیلاتی، به پشتوانه ی اربابشان صدام حسین، همه اعضای سازمان را در سالن مجموعه Z جمع کرده و نشست های خاصی تشکیل می داد که اول تا آخر آن ترویج فرهنگ لمپنیسم توسط این زن بود، مسئولین نیز همه را مجبور به حضور در این نشست اجباری می کردند و بحث های مغزشویی شروع می شد.
… اما طنز روزگار این که او اکنون برای هموطنان کرد، پیام می فرستد و آنان را به اعتراض فرا می خواند، اما آن روزها ما حق اعتراض نداشتیم و این حق برای هیچ کس به رسمیت شناخته نمی شد. اکنون باید سؤال کرد که در تشکیلاتی که همه چیز زور و اجبار است و دشنام و ناسزا، چگونه او مردم ایران را به تظلم و دادخواهی تشویق می کند؟! چرا این دادخواهی ها در درون تشکیلات به رسمیت شناخته نمی شود؟

*دوشنبه 28 شهریور

در این روز کلاً 6 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:

11 سپتامبر در قرارگاه های مجاهدین خلق چه گذشت؟!

شهریورماه سال 1382 همزمان با یازده سپتامبر سال 2001 رجوی در قرارگاه باقرزاده همه را به نشست آورد. فضای عمومی این گونه بود که انگار اتفاق خاصی افتاده است. بعد در سالن فیلم حمله انتحاری توسط هواپیماهای مسافربری به برج های دوقلو در نیویورک پخش شد، این فیلم چندین بار نمایش داده شد. وقتی رجوی وارد سالن نشست شد اعضای اسیر طبق معمول با سوت و کف او را تشویق کردند.
… رجوی سکوت را شکست و گفت فعلاً نمی توانیم در مورد این عملیات موضع بگیریم تا همه چیز روشن شود! وی ادامه داد این عملیات توسط القاعده و بن لادن انجام گرفته ولی بسیار بزرگ و شگرف است. او در ادامه عنوان داشت با این که نمی توانیم موضع صریح بگیریم اما اعلام جنگ علیه آمریکا و امپریالیسم است.
… بالأخره نیروهای آمریکایی صدام را سرنگون کردند و در بمباران قرارگاه های سازمان تعداد زیادی کشته شدند. جالب این است که وقتی رجوی تعادل قوا را علیه خودش حس کرد ناگهان در کمال تعجب دستور داد در برابر آمریکایی ها پرچم سفید را بلند کنیم!…
رجوی وقتی دید سمبه پر زور است مثل همیشه از موضعش پایین آمد. سپس به نیروهایش گفت من بین سلاح و صاحب سلاح، صاحب سلاح را انتخاب کردم. خلع سلاح شدیم و سلاح ها را در یک مراسم با شکوهی تحویل نیروهای آمریکایی دادیم….

طلوع و غروب یک زندگی – قسمت سی و چهارم – بخش دوم

میهمانی مژگان پارسایی برای فرمانده سپاه دوم ارتش عراق

… این ملاقات نزدیک به یک ساعت طول کشید. در شروع کار مژگان پارسایی از همکاری تنگاتنگ بین ارتش عراق و سازمان صحبت کرد. در چنین ملاقات هایی معمولاً سیاست های عراق در قبال جامعه بین المللی و آمریکا مورد تائید سازمان قرار می گرفت و گفته می شد که سرنوشت ما هر دو یکی است و ما هرگز پشت همدیگر را در شرایط سخت خالی نخواهیم کرد و پایداری که دولت عراق به همراه مردمش دارد حتماً پیروز خواهد شد و ما هم در غم شما و هم شادی شما شریک هستیم و حتما ما را هم یار و همراه خود بدانید و . . .

آلبانی پیاده نظام امریکا در خصومت با ایران

کشوری که برای خوش‌ خدمتی به واشنگتن به خود می‌ بالد

در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما، سازمان مجاهدین خلق پس از پانزده سال حضور در فهرست سازمان های تروریستی امریکا از فهرست سازمان های تروریستی خارج شد. بسیاری از رهبران غربی و عرب این سازمان را جنبشی می بینند که می تواند در ایران علیه جمهوری اسلامی عملیات انجام دهد، برخی حتی تا آنجا پیش رفتند که اعتقادات دموکراتیک خود را زیر پا گذاشتند و با فراموشی سابقه آن و اعتقادات تندش، ادعای دموکراتیک بودن اعضای آن را ستودند و برخی دیگر مانند ری مک گاورن، مأمور سابق سیا، حتی گفتند: «اکنون آن ها تروریست های ما هستند و ما هیچ تردیدی در فرستادن آن ها به ایران نداریم.» اعترافی علنی که به دسیسه چینی علیه ایران اذعان دارد….

نشست تخصصی با عنوان تروریسم دولتی و تاریخ سیاه مجاهدین

آقای اولسی یازجی: … بعد از تأسیس این کمپ اعضای این گروه تروریستی اقدام به تولید تبلیغات منفی علیه جمهوری اسلامی ایران کردند. بسیاری از این افراد قوانین آلبانی را نقض می کنند جرم هایی مانند تجاوز به کودکان، سرقت، قاچاق و فروش مواد مخدر و انسان که به خاطر آن بارها دستگیر شدند. در سال 2021 پلیس آلبانی دو مقام ارشد این گروه را به جرم قاچاق مواد مخدر به ایتالیا دستگیر کرد که یکی از آن دو نرگس ابریشمچی خواهر مهدی ابریشمچی شوهر سابق مریم رجوی می باشد. از زمان آمدن مجاهدین به آلبانی کشورهای یونان و ایتالیا که در همسایگی با آلبانی قرار دارند بسیار در مورد مجاهدین نگران هستند و در آماده باش به سر می برند….

سلیقه شخصی در فرقه مجاهدین خلق معنی ندارد

… در طول نیم قرن حیات تشکیلات مجاهدین خلق، همواره حجاب در این تشکیلات اجباری و رعایت نکردن آن مستوجب عقوبت‌ های فراوان بوده است. اگر چه تنها با نگاهی به تصاویری که امروزه از قرارگاه مجاهدین در آلبانی منتشر می‌ شود، می ‌توان دریافت که در این تشکیلات نه تنها حجاب اجباری است بلکه آزادی انتخاب رنگ و طرح برای همین پوشش اجباری نیز وجود ندارد. در زندگی فرقه ‌ای و شبه نظامی مجاهدین خلق، پوشش برای زن و مرد تعریف مشخصی دارد که هیچ کس نباید از آن عدول کند.
… مریم رجوی در رأس هرم کیش شخصیتی رجوی با پوششی که به وضوح با بقیه اعضای زن متفاوت است نماد تبعیض، نابرابری، استثمار و دیکتاتوری است و بنابراین نمایش عوام فریبانه او در حمایت از مهسا امینی، به هیچ عنوان پذیرفته نیست. او خود باید پاسخگوی ظلم های فراوانی باشد که در طول نزدیک به چهار دهه حکمرانی ‌اش بر فرقه رجوی علیه زنان این فرقه مرتکب شده است. اگر حتی نقش او را در ازدواج اجباری و دسته جمعی زنان عضو شورای رهبری با مسعود رجوی نادیده بگیریم، او جنایتکارترین زن علیه حقوق زنان مجاهد است.

تجربه به یاد ماندنی پیاده روی اربعین در عراق بدون دنیای رجوی

… زیارت در اسارت آن هم در فضای مسموم رجوی مفهموم معنوی پیدا نمی کرد.
… در مسیر منتهی به کربلا بارها رجوی ملعون را نفرین و لعنت فرستادم که اعضای گرفتار را از حضور در پیاده روی عظیم اربعین محروم و در مقابل مردم بزرگ عراق قرار داده بود. به کوری چشم رجوی این بار آزادانه با حضور در کشور عراق در پیاده روی اربعین حسینی شرکت کردم و از جانب همه خانواده های چشم انتظار، اعضای انجمن نجات و اعضای انجمن آسیلا نایب الزیاره بودم. و دعا کردم تا هر چه سریع تر با برچیده شدن کمپ جعل و دروغ رجوی همه اعضای گرفتار نجات یابند.

*سه شنبه 29 شهریور

در این روز 8 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:

نشریه انجمن نجات – شماره 109

در این قسمت می خوانیم:
– نامه مدیرعامل انجمن نجات به وزیر کشور آلبانی
– سازمان مجاهدین خلق یک گام عقب تر از آسیلا
– تعلیق گردهمایی مجاهدین خلق
– جداشده ها؛ خاری در چشم سران فرقه رجوی
– حمله عناصر مغزشویی شده فرقه رجوی به آکسیون مسالمت آمیز آسیلا
– هشدار مدیرعامل انجمن نجات ایران
– فرقه رجوی در فضای مجازی
– مریم رجوی؛ رییس جمهوری انتصابی و مادام العمر
– خواب و خیال و آرزوهای رهبر یک فرقه
– عملیات مرصاد در مقابل کدام عملیات انجام شد؟
– عملیات فروغ جاویدان یک حماقت محض
– بی مادر شدن فرزندان در فروغ جاویدان
– از افزوده شدن به عکس های آلبوم رجوی جلوگیری کنیم!
– سالروز شهادت رجایی و باهنر
– کانون ‌های شورشی
– دگردیسی “سازمان” به “فرقه” تا معبد گمراهی

مظهر لمپنیزم از اسارتگاه رجوی به میدان می آید

بعد از سالیان با کمال تعجب مهوش سپهری مسئول اول سابق فرقه رجوی و هم ردیف مریم قجر در رابطه با مرگ مهسا امینی موضعگیری کرده است. رجوی این فسیل را سال ها به حاشیه رانده بود و در طی سال ها صدایش درنمی آمد. حال او را از غار بیرون کشید و به او دستور داد تا پیامی بدهد.
… به لحاظ شخصیتی وی فردی بود بد دهن و بی چهارچوب، در یک کلام لمپن، او کسی است که لمپنیزم را برای اولین بار در مناسبات فرقه نهادینه کرد. زنانی که اکنون در اسارت رجوی به سر می برند وی را بهتر از هر کسی می شناسند و آگاهند این فرد چه موجود کثیفی بود و چه جنایت ها در حق اعضای معترض روا داشت.
… کارنامه این زن پر از وحشی گری و جنایت است، حال او برای مردم کرد اشک تمساح می ریزد و می خواهد از عرق همشهری گری در جهت منافع رجوی بهره برداری سیاسی کند! طنز روزگار است که او برای هموطنان پیام می دهد و آنان را به اعتراض فرا می خواند! با چه رویی دم از دادخواهی می زند!…

دشمنی باند رجوی با نهضت شیخ محمد خیابانی

این روزها، مصادف با یکی از روزهای سیاه مردم ایران و به خصوص تبریز است و آن چیزی نیست جز به شهادت رسیدن شیخ محمد خیابانی که هم صدر حزب دموکرات ایران بود وهم به همراه همرزمان تبریزی اش، یکی از 6 نماینده میهن دوستی بود که با تمام قوا درمجلس شورای ملی حضور داشت و دفاع جانانه ای از مشروطیت می کرد.
… دراین میان عجیب آنست که سازمان استحاله یافته مجاهدین خلق که از دهه ها پیش پا در جای پای وثوق الدوله ها و خوانین فراماسون فاتح تهران وعاملان خارج شدن مشروطیت از مسیر صحیح و مردمی خود گذاشته، تلاش دارد با صدور بیانیه ای برای این شیخ آزادیخواه ما اشک تمساح بریزد و درصدد سوءاستفاده جنایتکارانه از این قهرمان ملی ایران و آذربایجان برآید.

باز هم سنگ روی یخ شدن مسعود رجوی

… یکی از خصوصیات بارز رهبران فرقه رجوی و شخص مسعود رجوی، راه انداختن بازی های کودکانه و تخیلی است، در تمام سرفصل های واقعی و غیرواقعی، این رهبر خودباخته و خودشیفته، شروع به برنامه ریزی های ابلهانه می کند که مرغ پخته را هم به خنده وا می دارد. همه ما که روزگاری در آن مناسبات فرقه ای اسیر بودیم، تجارب متعدد از این بازی های مسعود رجوی به یاد داریم. هر سال را سال آخر و سال سرنگونی اعلام می کرد، ما در هوای 60 درجه عراق به کیسه کشی تانک ها و زرهی ها مشغول می شدیم و صد بار سر کار بی هوش و گرمازده می شدیم و می افتادیم، دوباره سرپایمان می کردند و می گفتند برادر سرفصل اعلام کرده است، کار کنید، کار کنید، جان بکنید، عاقبت هم سال تمام می شد و هیچی به هیچی ! باز هم سال بعد سال آمادگی و سرنگونی اعلام می شد!!!…

گفتگو بخشعلی علیزاده با حمید محمد و محمد آق آتابای

آخرین وضعیت فرقه رجوی از زبان حمید محمد آق آتابای

… حمید محمد در زمان جنگ ایران و عراق و در سال 1366 سرباز بوده که به اسارت نیروهای مجاهدین خلق که دوشادوش دشمن علیه میهن می جنگیدند، درمی آید. به این ترتیب 24 مهرماه 1366 اسارت 36 ساله اش آغاز می شود.
… حمید محمد آتابای به عنوان کسی که اخیراً از تشکیلات مجاهدین خلق جدا شده است، وضعیت فرقه را مفتضح و از هم پاشیده توصیف می کند. او می گوید در حال حاضر بحث سرنگونی مطرح نیست. تمام هم و غم فرقه، حفظ تشکیلات است: یکی از افراد رده بالای تشکیلات به من گفت این ها هیچ وقت از گندم ری نمی خورند.
حمید محمد می گوید سران فرقه در تلاش هستند تا آدم ها را حفظ کنند و به صراحت می گویند قیمت حفظ تشکیلات هر چه که باشد باید بپردازید.
… حمید محمد آتابای با بیان این که خانواده تیرخلاص نابودی فرقه است از خانواده ها می خواهد تا به تلاش خود ادامه دهند و اطمینان می دهد که حتماً خانواده ها در این راه پیروز میدان خواهند بود.

نمونه هایی از نحوه رفتار مریم رجوی و سران تشکیلات مجاهدین خلق با زنان – قسمت اول

در پی مرگ دختر جوان ایرانی، مهسا امینی سراسر ایران غمگین شدند و خواهان رسیدگی به موضوع و برخورد با مقصرین احتمالی هستند … واکنش فریبکارانه فرقه مجاهدین و شکنجه گرانی همچون مهوش سپهری برای مصادره این ماجرا و سوءاستفاده از آن بسیار آزار دهنده است. چرا که از نزدیک شاهد بودم که رجوی ها برای زنان و برای کردها اهمیتی قائل نبودند و نه تنها زنان و کردها بلکه برای هیچ کس و هیچ ملیتی ذره ای ارزش قائل نیستند. یادم هست مهوش سپهری که یکی از وحشی ترین مسئولین فرقه می باشد گفته بود “گور بابای خلق قهرمان”. رجوی ها و مسئولینی همچون مهوش سپهری آن چنان سنگ دل شده اند که فراتر از منافع فرقه ای به چیزی دیگری فکر نمی کنند.
… یاد یکی از مصاحبه های زهرا میرباقری افتادم که در آن بخشی از شکنجه هایی که سران فرقه مجاهدین بر او اعمال کرده بودند را شرح داده بود….

مهوش سپهری ملقب به نسرین لمپن از دپو درآمد

… این عجوزه دپویی که از سقوط صدام تاکنون در حاشیه رانده شده بود، به بهانه یک رخداد اجتماعی در ایران که چون از اقلیم کرد زبان بود، به مشمئزترین شکل ممکن رونمایی شد شاید که حرف هایش خریدار داشته باشد … این موجود پست و حقیر در زمانه جنگ خلیج و انتفاضه عراق، چه جنایت ها که مرتکب نشد و چه خون ها که از پیکر همین مردمان کرد عراقی و ایرانی به زمین نریخت که امروز به دروغ سنگ حمایت از آنان را به سینه می زند….

خودکشی دلخراش نادر اسکندری از هواداران سابق فرقه مجاهدین در هلند

هوادار صدیق یا نگون بخت زندگی باخته !؟

… فرقه مجاهدین به اعضای با سابقه چهار دهه حضور اجباری در صفوف تشکیلات مافیایی خود، آن زمان که با گسستن از بندهای خفت و خواری و اسارت پا به دنیای آزاد می گذارند، مزدور و خائن و هر آنچه که لایق خودش هست می گوید و بی محابا آن ها را به آماج توهین و اهانت بی شرمانه می گیرد. جدیدترین نمونه ها مصطفی بهشتی، محمود دهقان و حمید آق آتابای هستند که بعد از ده ها سال اسارت، به زندگی و خانواده حقیقی خود پیوستند و اما نادر اسکندری که در منتهای تهیدستی و جفا از فرقه مجاهدین به افسردگی و انتهای خط رسیده بود، بنا به اخبار موثق دریافتی دست به خودکشی می زند و در مسیر رساندن به بیمارستان زندگی مشقت بارش پایان می پذیرد. او که تا انتهای زندگی نمی تواند خود را از تشکیلات جهنمی رجوی خلاص کند، نامش هم توسط فرقه مصادره می شود و در کنار دیگر کسانی که در راه قدرت طلبی رجوی ها زندگی و جان خود را از دست دادند، هوادار صدیق لقب می گیرد…

*چهارشنبه 30 شهریور

در این روز مجموعاً 7 مطلب دیگر روی سایت نجات قرار گرفت که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را ملاحظه می فرمایید:

مصاحبه با شکرالله گرگی زاده درباره عملیات کردکشی مجاهدین خلق موسوم به مروارید

آقای گرکی زاده: … من در 17 سالی که داخل سازمان بودم، فهمیدم که هر وقت در مورد سازمان می خواهید بدانید که تیری که انداخته اید خورده به هدف، می توانید از عکس العمل ها و واکنش هایش بفهمید، حالا هم این توجیه دقیقاً یعنی این که در کردکشی شرکت کرده است. اما همه ی نفراتی که آن جا آمده اند و بعد از این هم می آیند افشاگری می کنند و می گویند که ما در عملیات مروارید شرکت می کردیم.
این انکار هم ،یکی به این دلیل است که همه می دانند که رجوی و صدام در این عملیات با هم بودند، حالا که صدام قرار است محاکمه شود، سازمان هم از ترس خودش را کنار می کشد، دوم این که چون تعداد زیادی از مسئولان دولت جدید عراق از کردها هستند، مسلماً انتقام کردکشی را خواهند گرفت و چون سازمان می داند که این ها به راحتی دست از سرشان بر نمی دارند، می خواهد خودش را کنار بکشد و این گونه وانمود کند که اصلاً در کردکشی شرکت نداشته!!
… هر امکاناتی که می خواست شامل امکانات جنگی یا تدارکاتی کس دیگری غیر از صدام را نداشت که به او بدهد و او هم می داد. معمولاً این امکانات را یا به عنوان هدیه می داد و یا این که رجوی می گفت: این ها را خریده ایم و برای اثبات ادعایش هم سند پوشالی درست می کرد. صدام در آن لحظه ی جنگ می دانست که اگر سازمان را بسیج نکند و به مقابله با کردها واندارد، کردها صد در صد پیش می آمدند. صدام از طرف دیگر هم درگیر امریکا بود. به همین خاطر هر امکاناتی که رجوی می خواست برای مقابله ی با کردها به او می داد….

مریم رجوی دستانش تا مرفق به خون زنان و مردان کردستان آغشته است

… سایت های ریز و درشت فرقه جنایتکار رجوی که در خارجه همچون رهبر معلوم الحالشان لمیده اند می خواهند از هر فرصتی نهایت سوءاستفاده را بکنند واز آب گل آلوده برای رهبر فراریشان نهنگ صید کنند که در همین چند روز گذاشته مریم قجر که خود دستش در خون زنان میهن مان آلوده است در یک فرار به جلو اعلام عزای عمومی می کند و از آن طرف هم شوهر فراریش مسعود رجوی برای این که از بقیه عقب نماند به کانون های موهوم شورشی پناه می برد. این در حالی است که همین فرد مسعود بیش از دو دهه است که مخفی شده و از او هیچ خبری نیست.
… باید جامعه بین الملل پرونده این زن و شوهر جنایتکار و همدستان شکنجه گر آن ها را باز کنند و آن ها را به پای میز محاکمه بکشانند. رجوی باید بداند که با پول های باد آورده مردم فقیر عراق نمی توانند برای همیشه فراری باشد زیرا همین خون های به زمین ریخته شده و جوانان و خانواده های پرپر شده و آه و رنج مردم فقیرعراق دامن این فرقه را خواهد گرفت و او را برای همیشه بر زمین خواهد کوبید.

کردکشی و شاهدانی که از تصفیه سازمان مجاهدین در امان ماندند

چرا کردستان عراق از مجاهدین خلق متنفر است؟

… ** عملیات مروارید مجاهدین علیه کردها
مسعود رجوی به خواست مستقیم ارتش عراق، برای حفظ حکومت صدام و با بهانه حمله نیروهای جمهوری اسلامی ایران به پایگاه‌ های مجاهدین خلق، نیروهای خود را به سمت مناطق کردنشین فرستاد و اقدام به سرکوب اکراد عراقی کرد تا نیروهای ارتش بعث عراق که تمام آن ‌ها به جنوب رفته بودند، به شمال عراق بیایند.
رجوی مدعی شد که تیپ ‌های رزمی سپاه پاسداران شهر خانقین را به تصرف نظامی خود درآورده و فرمان سریع جابجایی و اعزام توپ، تانک و نیروی پیاده به این شهر را شبانه صادر کرد. شهر خانقین یک هفته روی خوش به خود ندید و بسیاری از نیروهای کرد مخالف رژیم صدام کشته شدند و بسیاری از خانه ‌های مردم خانقین در این عملیات به طور کامل ویران شد.
ارتش صدام پیش از حمله به کویت، شهرک‌ ها و روستاهای منطقه‌ ای به نام «نوژول» واقع در شمال عراق را از حضور مردم کُرد تخلیه کرده بود. تعدادی از مردم آن منطقه را کشته و بسیاری را روانه‌ ی ایران و ترکیه کرده بود.
پس از عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) که منجر به شکست مجاهدین از ایران شد، صدام حفاظت و نگهبانی از «نوژول» را به سازمان مجاهدین خلق سپرد که با شروع جنگ اول خلیج فارس، نیروهای رجوی از پادگان اشرف به آن منطقه رفتند….

سازمان بین ‌المللی کار، ازدواج اجباری را در گروه مجاهدین بررسی کند

انجمن دفاع از قربانیان تروریسم و خانه کارگر ایران در پی گزارش اخیر سازمان بین ‌المللی کار

… انجمن دفاع از قربانیان تروریسم و خانه کارگر ایران در این نامه با اظهار تأسف و تأثر از «رشد روزافزون برده‌ داری مدرن و ازدواج اجباری، هم ‌صدا با سازمان بین ‌المللی کار در خصوص وقوع این گونه جرایم در تشکیلات به نام سازمان تروریسم هشدار داد» و تأکید کردند: اینگونه تخلفات قرون وسطایی سالیان متمادی است که در گروه‌ هایی همچون مجاهدین، القاعده و داعش به صورت آشکار علیه جامعه بشری اعمال می‌شود و همچون زخمی عمیق بر پیکره جامعه کارگری بر جای مانده و همگان به ویژه سازمان بین ‌المللی کار را به چاره‌ جویی فرا می خواند.
این نامه گزارش به جامعه جهانی و هشدار نسبت به عواقب آن از سوی سازمان بین ‌المللی کار در جهت بهبود شرایط، بسیار ارزشمند و قابل توجه دانسته است، اما آن را کاری ناتمام عنوان کرده و اضافه می ‌کند: باید با تحقیق در خصوص علل و عوامل بروز مشکلات و یافتن آگاهی و شناخت برای حل آن ها، راه حل مناسب اتخاذ و سپس ظرفیت ‌های ملی و بین ‌المللی را در جهت رفع این گونه معضلات اسفبار بسیج کنیم تا تعهدمان به جامعه را در فرایندی هدفمند به نتیجه برسانیم تا بشریت از ثمره تلاش ‌های آن سازمان به صورت ملموس بهره‌مند شود….

شرح شکنجه و بازجویی افراد در مجاهدین خلق از زبان آرش طائی

جابر یا آرش طائی سمیرمی در سال 1376 در حالی که 19 سال بیشتر نداشت به سازمان مجاهدین خلق در عراق پیوست. او از افراد بسیار معدودی بود که در آن دوران با هدف مبارزه با حکومت ایران و طور خودخواسته وارد تشکیلات رجوی شد در حالی که خود نیز معتقد است که اکثریت قاطع افرادی که هم زمان با او به عضویت سازمان درآمدند با فریب و وعده‌ های شغل، درآمد، زن و مهاجرت به اروپا به تشکیلات کشانده شدند. با این حال او از بدو ورود یعنی زمانی که هنوز در بخش پذیرش تشکیلات بود به بهانه‌ های مختلف از سوی سران تشکیلات مورد شکنجه و بازجویی قرار گرفت.
… او حتی پس از 6 ساعت شکنجه روانی اجازه دستشویی رفتن نمی ‌یابد مگر آنکه سندی که مهوش سپهری در مقابل او گذاشته است را امضا کند. سندی که بر اساس آن او باید بپذیرد که جاسوس است. سیامک نادری تأکید می‌ کند که سران تشکیلات رجوی مطمئن بودند که آرش و امثال او جاسوس نیستند وگرنه برای چه منظوری آن‌ ها را در این سال‌ ها در تشکیلات نگه داشتند. به عقیده هر دو، مصاحبه کننده و مصاحبه شونده، امضای این سند به مثابه یوغی بود که به گردن بسیاری از افراد رده پایین تشکیلات می‌ افتاد که تشکیلات همواره چماقی بر سر آن ها نگه دارد و برای سرکوب و انهدام انسانیت آن ‌ها به کارگیرد.

مردم مریم رجوی را در فضای مجازی با خاک یکسان کردند

پریدن مریم رجوی بر خر مراد اعتراضات مردمی در پی مرگ دلخراش دختر جوان کردستانی، بار دیگر به زیان او تمام شد. سوءاستفاده همیشگی او از فضای اعتراضات مدنی و دعوت مردم به خشونت، بار دیگر منجر به ابراز خشم و انزجار گسترده کاربران فضای مجازی علیه او شد. این بار توییتر بستر مرگ مجازی رییس جمهور خودخوانده شورای ملی مقاومت شد، چندان که تشکیلات رجوی مجبور شد بخش نظرات توییت اخیر رجوی را ببندد.
… نکته با اهمیت در وضعیت کامنت‌ های این پست کذایی است که حدود هشت برابر لایک‌ ها ست. همه می ‌دانیم که در استاندارد واکنش‌ ها به یک محتوا در شبکه‌ های اجتماعی تعداد نظرات معمولاً چیزی معادل ده درصد لایک‌ ها باید باشد. نگاهی به نظرات ذیل پست رجوی، برای خواننده روشن می ‌کند که سیل ابراز خشم و تنفر که در هر ثانیه پس از انتشار این پست روانه آن شده است، غیر قابل انکار است….

حمید محمد آتابای: با جدایی از تشکیلات مجاهدین خلق، دوباره متولد شدم

… حمید محمد آق آتابای ، جزو جدیدترین افرادی است که اخیراً توانست بندهای فرقه را از جسم و جان و روحش باز کند و بعد از 35 سال طعم زندگی در دنیای آزاد را بچشد. او هم همچون دیگر افراد جداشده از مجاهدین خلق، یک دنیا حرف و ناگفته دارد. حمید محمد که اکنون ساکن آلبانی است و در کنار دیگر دوستان انجمن آسیلا زندگی شیرینی تجربه می کند با ارسال ویدئویی کوتاه، احساس خود از تجربه زندگی در خارج از تشکیلات مجاهدین خلق را این گونه بیان می کند: 1 شهریور 1401 دوباره متولد شدم…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا