فرافکنی های سریالی شورای خارجه نشین فرقه رجوی

جواب دندان شکن مردم شریف ایران در 22 بهمن به یاوه گویان و خارج نشین اروپایی باعث شده بود که موتور دبیرخانه تعدادی از این گروه ها خاموش بشود و مدتی در سکوت و گیجی این قیام مردمی باقی بمانند.
اما شورای خارجه نشین فرقه در پی فرصت طلبی دنبال سوژه جدیدی بود تا بیکار نماند تا جیر و مواجب ماهانه اش قطع نشود.
این بار شورای بی کار فرقه در خارجه با دادن اطلاعیه های سریالی در مورد دیدار چند خانواده با عزیزانشان چنان به تب و تاب افتادند که اگر کسی در جریان نباشد فکر می کند که اکنون در اشرف چه جنایتی در حال انجام است.
اعضای شورای به اصطلاح مقاومت!!! به همراه رهبر گم شده شان به طور مستمر جیغ بنفش می کشند که در اشرف جنایت علیه بشریت در حال وقوع است ولی هرگز عنوان نکردند که چه جنایتی و چگونه در حال وقوع است؟
در کجای دنیا و در کدام قانون درخواست خانواده هایی که بعد از 25 سال خواهان ملاقات با عزیزان شان که هیچ گونه ارتباطی با آنان نداشتند جنایت علیه بشریت است؟
اگر اعتراض و سرو صدا و ضربه زدن به درب آهنی قرارگاه اشرف و اعلام درخواست برای ملاقات از طریق بلندگو توسط خانواده ها را جنایت علیه بشریت می نامید، پس له کردن افراد کرد عراقی(با دست بسته و به صورت جمعی) در انتفاضه سال 1991 که در منطقه عمومی کفری و روستاهای اطراف توسط تانکها و نفربرهای مجاهدین به دستور مستقیم مسعود و مریم قجر و به فرماندهی تعدادی از همین آقایان خارج نشین شورایی را چه می نامید!!!؟
اگر این ها واقعا جنایت کارند پس چرا افراد اسیر اشرف از نزد شما فرار کرده و به جمع آنان می پیوندند؟
اگر درخواست خانواده ها از مقامات عراقی و بین المللی برای دیدار عزیزانشان در اشرف جنایت علیه بشریت است پس موشک باران دو قبضه کاتیوشا (80 موشک)به فرماندهی حمید یوسفی و احمد وشاق به سمت چند نفر از اهالی شهر کفری که در حال تردد بودند جنایت علیه بشریت نیست؟(شاهدان این صحنه نیز حی و حاضرند – باشد تا در دادگاه بین المللی گواه شوند).
اگر تجمع و تحصن خانواده ها در جلوی درب قرارگاه اشرف جنایت علیه بشریت است پس فشارهای روحی و روانی در قرارگاه اشرف که در رابطه با انقلاب طلاق رجویها به اعضای خود اعمال می نمودید که بعضا منجر به خودکشی تعدادی از زنان و مردان قرارگاه اشرف شده است را چه می نامید؟
آقایان بشر دوست آیا حاضرید اسامی این افراد را در اطلاعیه تان بیاورید؟
نکند که این افراد در اثر جنایت های همین جنایت کاران اعزامی سال 82 (خانواده اعضا) به اشرف دست به خودکشی زده اند؟
بعد از سرنگونی صدام و فرار رجوی برای همگان روشن شده است که درد واقعی شما و رهبرتان چه می باشد و جمع شدن قرارگاه اشرف به منزله پایان حیات سیاسی رجوی ها است که به طبع حضور شما در اروپا نیز بی معنا می شود و آن وقت هرگز کسی برای شما تره خورد نمی کند و جیره ای را هم که از رجوی می گرفتید برای همیشه قطع می شود به همین دلیل مریم قجر با هر کسی دیدار می کند آه و ناله کرده و سوز گداز سر می دهد که وضعیت در اشرف بحرانی است و ندا می دهد که به دادمان برسید.
رهبران فرقه تا دیروز برای نجات و جلوگیری از سقوط اشرف دست به دامن لردهای انگلیسی شده بودند ولی از آنان آبی گرم نشد اکنون دست گدایی به سوی آقای کوادراس دراز کرده تا از طریق دادگاه قضایی اسپانیا!!! کاری برای آنان انجام دهد و مانع تلاشی و یا جابجایی قرارگاه اشرف شود.
سران فرقه که دستشان از همه کوتاه شده امروز برای اینکه در بن بست مسئله اشرف در خفقان محض نمانند در یک فرار به جلو مسئله آقای کواد راس و دادگاه اسپانیا را پیش می کشند در حالی که برای همگان روشن است که این دادگاه نمی تواند در عراق نقشی را داشته باشد.
جار و جنجال و هیاهو رجوی ها بر سر مسئله اشرف اعم از اعلام همسویی حکومت ایران با دولت عراق که رجوی آنرا کمیته سرکوب اشرف می نامد و هم چنین اعلام حمایت آقای کواد راس و یا چند نویسنده از شاخ آفریقا و انجمن سیاه پوستان آمریکا و… همه و همه ناشی از ترس رجوی از دیدار خانواده ها با افراد به ستوه آمده اشرف است که اگر چنانچه یک بار دیگر آزادانه با خانواده خود ملاقات داشته باشند مطئمنا تعدادی کثیری از آنان آب پاکی را بر روی دست رهبران فرقه ریخته و راه خود را انتخاب می کنند.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.