خنجر مسعود رجوی را تیز نکنید
گزارش نشست درونی مجاهدین با مسعود رجوی خائن بعد از اولین درگیری در تابستان سال 2009 خوب نشان میدهد که چگونه از یک ماه قبل زمینه چینی ها برای این درگیری و کشته شدن تعدادی را فراهم کرده بودن مثل مانور و ساختن بمبهای دستی موانع فلزی سلاح های سرد و کارگذاری دوربین برای فیلم برداری. در همین نشست درونی بود که مسعود رجوی خائن از فهیمه اروانی بخاطر ادیت کردن فیلم ها و پخش آن به شکلی که فقط ارتش عراق را مقصر بداند تقدیر کرد. و میدانم که الان مسعود رجوی خائن از کشته شدن اسیران اشرف شادی میکند چرا که طرح خائنانه خودش را پیش برده است.
اعضای فرقه رجوی در اشرف؛ گروگان رهبری فرقه و نئوکان ها
رهبری فرقه در شرایط بن بست مطلق به شدت به این خونها نیاز دارد. اما نیاز افرادی که سالیان سال به شکل سیستماتیک شستشوی مغزی شده و در بیخبری کامل به سر می برند؛ اندکی محبت؛ دیدار با خانواده؛ و تضمین نسبت به آینده میباشد. دولت آمریکا هم به عوض اینکه بر مرده های فرقه رجوی بگرید؛ بهتر است دست از حمایت های پشت پرده از رهبری فرقه رجوی بردارد و کمک کند تا راه حل بشر دوستانه و صلح آمیزی برای تخلیه اردوگاه اشرف پیدا شود.
جنایتی دیگر از فرقه رجوی
چقدر گفتیم و نوشتیم کاش میگذاشتند آنها حرفهای ما را بخوانند و خود را اینگونه طعمه های آتش نکنند. واقعا مغز شویی رجوی اینروزها همه را به وادی افسردگی برده تا با خلاص کردن جان خود از دست تشکیلات رهایی یابند. این سازمان و مریم رجوی که الان خوشحال و پیروزمند در فرانسه برای خودش در مکانی خوش آب و هوا نشسته است دارد دستهایش را بهم میمالد که خوراک تبلیغاتی چند روزه آینده خود را تهیه دیده و میتواند چند روزی با پیراهن های رنگارنگش جلوی دوربین ژست لیدری بگیرد
رجوی هیچگاه از افکار تروریستی دست نخواهد کشید
این فرقه و رهبران آن چقدر درمانده هستند که حتی با جعل عنوان خبر می خواهند برای چند روزی هم که شده به افراد از دنیا بی خبر و وارفته و پیر و فرتوت خود در اسارتگاه اشرف روحیه بدهند. اما باید به رهبران جنایتکار و دیکتاتور این فرقه گفت بویی که به مشامتان رسیده بوی داغ کردن خرهای تروریست و دیکتاتور است و بزودی دامان خودتان را هم خواهد گرفت.
چرا رهبر عقیدتی مجاهدین قربانی می خواهد؟
رهبر عقیدتی مجاهدین و سران فرقه برای حفظ بقاء به هر ترتیبی نیاز به قربانی کردن دارند. هر گاه که از مزدوری و جاسوسی آشکار و بیشرمانه برای سرویس های امنیتی غربی و مقامات کشورهای بیگانه نفعی نصیب شان نمی گردد و یا چندان به بازی گرفته نمی شوند سعی دارند برای حفظ موجودیت اعضا و کادرهای تشکیلاتی فرقه را قربانی کنند. افرادی که در حصارهای تنگ و بسته ی فرقه ای گرفتار آمده اند و از دنیای خارج از مناسبات درون تشکیلاتی و اسارتگاه اشرف هیچگونه خبر و یا اطلاعی ندارند.
مظلوم نمایی مریم رجوی بعد از به کشته دادن نیروها به سبک فرقه ای
مریم فرمان آتش را به نیروهای در زنجیر صادر کرده تا جلو ارتش عراق را در وارد شدن به قرارگاه در ضلع شمال و شرق را بگیرند. هنوز ارتش عراق اطراف قبرستان نرسیده بود که مریم به نیروها فرمان حمله با سنگ قلاب وآهن پاره وچماق به نیروهای عراقی را داده و آنها را به نبرد با سلاح سرد در برابر نیروهای عراقی وادار کرده است.
“ارزش های ملی” و فاجعه ای به نام مجاهدین خلق
چهار ویژگی این گروه تنها مروری بر مهمترین خصایص این سازمان و نه همه آن بود و براستی که” ارزش های ملی” گام های بسیار موثری برای بیرونی شدن این ویژگی ها برداشته و نقش تعیین کننده ای درآگاهی مردم ایران از مناسبات درونی این سازمان داشته اند. ویژگی هایی که سالیان مخفی نگاه داشته شده بود واز همین رو من فکر میکنم نسل های آینده ایران زمین ارزش واقعی این” ارزش های ملی” را بهتر وبیشتر خواهند فهمید.
به مناسبت مرگ رضا شیرمحمدی
آقای رضا شیرمحمدی، به عنوان بالاترین افسر ستاد این مرکز و یکی از «برادران مسئول» این قرارگاه، وظیفۀ برخورد با کسانی را داشت که به هر شکلی معترض بوده و یا اختلافاتی با تشکیلات داشته و منتقد برخی از اعمال تحمیلی رجوی بودند. در این دوران نشستهای موسوم به «عملیات جاری» و بخصوص پروژه هایی موسوم به «دو دستگاه» آغاز شده بود که حرکتی کیفی به سوی سرکوب و تحقیر نیروها در مناسبات تشکیلاتی سازمان مجاهدین به حساب می آمد.
بهار آمد اما هنوز در اشرف خبری از بهار نیست
سرما، سردی، خمودی و مردگی رفت و بجای آن گرما، طراوت، تازگی و زندگی آمد. درختان بی برگ به شکوفه های رنگین آذین شدند و دشت های خشکِ یخ زده به گلزار مبدل گشت. همه چیز و همه کس بر اساس آنچه خداوند در او ودیعه گذاشته بود در حد وسع و توان در ظاهر و باطن تغییر کرد و نو شد. اما یک جا هست که هنوز تغییر نکرده! بله تنها در اسارتگاه اشرف است که به یمن مزدوری رجوی های پلید برای آمریکای ها، خبری از بهار و شادی و عشق نیست.
دیکتاتوری رجوی محکوم به نابودی است
رجوی جنایت کار که در کاسه لیسی و همکاری نزدیک با صدام جنایت کار سابقه طولانی دارد بعد از سرنگونی وی او را جنایت کار دانسته و در یک عقب نشینی مفتضحانه به سمت غرب رفته تا شاید بتواند چهره دیکتاتور خودش را خوب نشان دهد.او حتی از کشتن هموطنان خود در داخل ایران کم نگذاشته و برای رسیدن به قدرت حاضر شد تن به هر کار کثیفی بدهد و حتی به کشتار مردم بی گناه ایران دست زد و در اوج خیانت به این کار افتخار می کرد.
همسازی با فرقه مجاهدین خلق
هر گونه لطفی به مجاهدین نه تنها راه های رسیدن به تفاهم با تهران درباره برنامه های هسته ای و هر چیز دیگری را بی جهت پیچیده می کند بلکه دشمنی بسیاری از اعضای جامعه ایرانی را برمی انگیزد. همچنین امریکا را به طور ناخوشایندی به عنوان ریاکاری متلون درباره مسائل ضد تروریسم و حقوق بشر معرفی می کند. هرکسی که به خود اجازه دهد درگیر کمپین مشروع کردن مجاهدین شود، مستحق شرمنده شدن است.
سال ۱۳۹۰، سال پیروزی های بیشتر برای خانواده های قربانیان فرقه رجوی
خانواده های محترم که عموما سالمند هستند با پایداری واستقامت شجاعانه خودشان در این مدت طولانی سرمای استخوان سوز وگرمای طاقت فرسای بیابان کنار درب اسارتگاه جهنمی فرقه را تحمل کرده اند و با این پایداری و مقاومت شگفت انگیز خودشان تحسین بسیاری از ناظران بین المللی را برانگیخته اند و با تاثیر گذاری عاطفی خودشان بر ناراضیان در داخل مناسبات جهنمی فرقه باعث دلگرمی و جرات پیدا کردن آنها شده اند که در سالی که گذشت شاهد فرار تعدادی از افراد از آن حصار جهنمی علی رغم همه فشار ها و موانعی که سران فرقه ایجاد کرده اند بودیم