پیشنهاد دوستانه و خیر خواهانه به مزقون چی های اشرفی – ۱
زمانی مردم را با صدای گلوله می ترساندید حال با صدای اهنگ و موسیقی به انان آرامش و شادی بدهید. باور کنید که شانس بیشتری برای حضور و تاثیر در جامعه ایران و عراق دارید با رژیم حاکم بر ایران هم در مبارزه کامل خواهید بود. از لیست تروریستی هم در خواهید امد و با فروش آلبومهایتان درآمد مشروع تر ی هم خواهید داشت. چند روزی تا عید نمانده تور نوروزی خود رااز همین حالاآغاز کنید.
منتظران کسب آزادی
سوال از رهبران مچاهدین این است: حالا گیریم که به فرقه شما اجازه دادند که این نفرات را ده سال دیگر هم در آن قلعه نگهداری کنید، یا این که این نفرات را هم در مسیر جاه طلبیتان به ۱۲۰ هزار کشته اضافه کنید و یا تمامی سنی ها و بعثی ها و طرفداران صدام حسین هم در عراق از شما حمایت کنند، از لیست تروریستی هم خارجتان بنمایند. آیا چه مسئله ای از شما حل خواهد شد؟ از مردم ایران چه مسئله ای حل خواهید کرد؟
حقیقت درام، یا درام حقیقی – رابطه ارسطویی سازمان مجاهدین با حقیقت
مادر بتول می گوید شانزده سال است دو فرزندش را ندیده است. و مجاهدین حاضر نیستند به این سوال ساده و ابتدایی پاسخ بدهند، در منطق کدم انقلاب، آرمان، دین و ایدئولوژی می توان به بهانه و عده سرخرمن مدینه فاضله، مادری را 16 سال از حق مادری و کمترین ارتباط با فرزندانش محروم کرد؟! – مادر بتول می گوید، مجاهدین از دادن کمترین اطلاعات درباره مکان فرزندانش امتناع می کنند. و مجاهدین به این سوال ساده پاسخ نمی گویند، که فرزندان بتول حق او هستند یا حق مجاهدین؟!
معرفی یکی از چماقداران سازمان مجاهدین خلق به نام لیلا جزائری
لیلا جزائری به ارگان های انگلیسی از قبیل وزارت خارجه و پارلمان تحت عناوین جعلی نظیر انجمن زنان ایرانی و یا انجمن ایران و انگلیس مراجعه میکند و با آنها که مایل نیستند با سازمان مجاهدین خلق یا شورای ملی مقاومت دیدار داشته باشند ملاقات میکند. او همچنین مصاحبه ای با برمینگهام پست که ترتیب آن توسط لرد کوربت حامی سازمان مجاهدین خلق داده شده بود داشت که در آن اتهامات دروغی در خصوص جداشدگان از فرقه رجوی مطرح نمود.
ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان
بدون در نظر گرفتن این شرط هرنوع مداخله ای در پرونده و کار این ایرانیان ؛تلاشی برای به قید و بند کشیدن مجدد آنها یا در اسارت نگه داشتن آنهاست، تلاش مخفی سازمان برای خروج بعضی از این افراد شک را به یقین بدل میکند که توطئه ای در کار است،نباید تصور کرد که مقرهای سازمان در اروپا و یا خانه های تیمی آنها در اروپا و بخصوص اورسورواز جدای از کمپ اشرف است و احیانا این تصور غلط را داشت که این مقرها در جهان آزاد قرار دارند،
ریزش از بدنه به راس مجاهدین سرایت کرده
می توان زندگی فرقه ای ده ها امثال نادره افشاری ها، معصومه یگانه ها، مرضیه قرصی ها، شالچی ها، ملک ها و… را مرور کرد و به این سوال بنیادی رسید برای کدام هدف، به چه قیمتی، از کیسه چه کسانی و تا کی؟ چهره شکسته و غمزده بتول سلطانی و چشمان مضطرب و بهت زده اش و درددلهای متاثرکننده اش بیش از هر چیز یک دادخواهی تاریخی را فریاد می کند. سخن گفتن از بحران داخلی مجاهدین و ریزش قریب الوقوع بهمن وار آن به هر حال اتفاق خواهد افتاد. که اگر نیفتد باید به علیت و عقلانیت و خیلی چیزها تردید و شک کرد. اگر قرار بود رجوی و مجاهدین به بهای چنینی هزینه های سنگینی دوام و بقا بیابند به گمانم دوران فراعنه و برده داری و… کماکان ادامه می یافت. بتول سلطانی دقیقا خود را از موقعیتی جدا کرده است که ظاهرا بر اساس تحلیل های رجوی منطقا به دلیل تشخص و شخصیت کاذبی که به امثال او داده جای هر گونه تردید و شک و جدایی را مسدود می کرده،
بجای پول دادن به وکیل مفت خور، این پول را خرج مردم ایران بکنید
اگر سمیه 18 ساله بوده است پس آن ورقه رضایت نامه به امضای پدرمان چیست که به دادگاه عراق ارائه کرده اید؟ از یکطرف در تلویزیون دستگاه قضائی عراق را مسخر ه می کنند از طرف دیگر چند تا وکیل استخدام می کنند تا حکم سه تا ضد بشر را بر گردانند. البته دراین مورد به روی خودشان و به اطلاع هوادارنشان هم نمی آورند. زیرا ادعاهای آنان را باطل می کند.
روابط منحط و زنستیزانهی درون اردوگاه اشرف
امروز مریم رجوی بیاعتنا به وضعیت فلاکتبار هزار زن ِ دربند این فرقه در عراق، در میان چند زن اروپایی با لباسهای فاخر ظاهر میشود و در حالی که از زندگی سلطنتی و اشرافی لذت میبرد سخن از ایستادگی و مقاومت آنها میگوید! اما واقعیت این است که این حرفها فقط و فقط تعدادی از زنان اروپایی که از وضعیت رقتانگیز این هزار زن بیاطلاع هستند را میفریبد.
دزد پر رو یقه صاحب خانه را می گیرد
رهبران فرقه و تحلیل گران آنان که موشکافانه در رسانه های غربی به دنبال مسائل حقوق بشری و هسته ای و سیاسی ایران و عراق و…. می باشند تا مبادا حقی به حساب ملت ایران و کشورهای منطقه رود، این بار چشم خود را به روی جنایت های اسرائیل در غزه بسته است که تا کنون حتی یکبار در اخبار و موضعگیریهایشان هنوز نامی از مردم مظلوم فلسطین به میان نیاورده وجالبتر اینکه مقاومت مردمی آنان و رهبران شان را از اقدامات تروریستی می داند حتی دوستان خارجه نشین آنها هم چشم خود را به روی این جنایت اسرائیل بستند.
سرنوشت مبهم فرقه مجاهدین در عراق
اما نه گذشت زمان و نه اتفاقاتی که دراطراف این فرقه در حال وقوع است آنها را به فکر چاره نمی اندازد هرچند که هیچ چاره ای بجز از بین رفتن تور اختناق و بساط برده داری نوین وجود ندارد و مطمئنا فرقه مجاهدین تا آخر خط در مسیر خیانت پیش خواهد رفت و در پیام مسعود رجوی از مخفیگاه در مورد جاسوسی بی شرمانه حتی ذکر شده است که: بجای انتظاراز سپاسگزای بین المللی مجاهدین بهتراست به آزاد سازی نیروهایی بپردازند که سالهاست آنها را به بیگاری کشیده ودر سراب سرنگونی و سوار بر تانک ها! برای بردن مهر تابان! به میدان آزادی!…. در بیابانهای عراق سرگردان کرده است.
خائنین به وطن و دشمنان شکست خورده ملت ایران
آری حالا که کمی گذشته را برایتان تشریح کردم بخود بیائید و بلند شوید و خود را بتکانید و به عاقبت خود بیندیشید. شما و دیگر همپیاله هایتان که از این قعطنامه ها استقبال میکنید در میان ملت ایران و در خاک ایران زمین هیچ جایی ندارید و ول معطلید و روزی خواهد رسید که دست از پا درازتر با خفت و خاری در برابر ملت ایران به خاک بیفتید و مردم شما را نفرین خواهند کرد حال هرچه میخواهید به استقبال این قبیل قعطنامه های شوم و خانمان برانداز بروید.
تدبیر در سیاست
بنی صدر به همراه رهبر سازمان تروریستی مجاهدین به فرانسه فرار کرد. رهبری که پس از بروز اختلاف نظر بین سازمانش و حکومت وقت دست به اسلحه برد. پایتخت ایران را تبدیل به تگزاس و فیلم های وسترن کرد. او فکر کرد که هر کسی زودتر هفت تیر بکشد پیروز است. تدبیرش در اسلحه اش خلاصه شده بود. سیاستش سیاست روز نبود. به حمایت مردمی معتقد نبود. هوادارانش احساسی و بدور ازمنطق عمل میکردند. نتیجه اش این شد که خودش مخفی شد. نهایتا هواداران و میلیشیا را به حال خود رها و به دیار فرانسه فرار کرد. مسعود رجوی هنوز هم فراری است. اکنون نه تنها از دید مردم فراری است بلکه از نظر هوادارانش هم غایب است. اما یک سنت را از خود باقی گذاشته است. سنت خشونت