مجاهدین ـ ناکامی جنگ مسلحانه، بن بست یک استراتژی
رهبران مجاهدین در بیش از سه دهه با پشت و پا زدن به الزامات زیست در دنیای مدرن و بی اهمیتی به گزاره های اخلاقی و عدم پایبندی به ضرورت ها و ایده های انسانی در قلمرو سیاست، دست به خشونت همه جانبه و افسار گسیخته زدند. آنان همچنین با بکارگیری تاکتیک های ویرانگر متاسفانه مبدل به پادوها و متحدان استراتژیک حکومت های خودکامه، بدنام و تبهکاری چون رژیم صدام حسین شدند.
نامه سرگشاده بنیاد خانواده سحر به دبیر کل ملل متحد
خبرهای رسیده از داخل اردوگاه لیبرتی حاکی از آنست که مناسبات و استانداردهای فرقه ای کماکان با شدت و حدت هرچه تمامتر به اجرا در می آید. مسئولین سازمان به اعضا گفته اند که ما در عراق می مانیم و هیچ کس حق ندارد به جای دیگری برود. اعضا نسبت به اینکه خواهان خروج از سازمان یا حتی دیدار با خانواده هایشان شوند به شدت ترسانده شده اند و فوبیای بازگشت به ایران و شکنجه و اعدام به صورت سیستماتیک در ذهن و ضمیر افراد کاشته میشود.
تحلیل موسسه مطالعات سیاسی آمریکا از فرقه رجوی
مقامات ایالات متحده نیز به این وجههٔ ناخوشایند اذعان کردهاند، به طوری که یکی از مقامات ایالات متحده پس از آنکه تصمیم خروج مجاهدین از فهرست سازمانهای تروریستی اعلام شد به سیانان گفت: «خودشان را گروهی دموکرات، قانونی و شایستهٔ حمایت جلوه میدهند اما باور فراگیر در دولت آمریکا این است که این سازمان حالت فرقهای دارد. هر چند خارج کردن از فهرست، حمایت یا فراموش کردن کارهایشان از سوی ما تلقی میشود
سخنی کوتاه با وزیر امورخارجه آمریکا
دولت ایالات متحده آمریکا و وزارتخانه تحت کنترل شما جهت فشار بر رژیم جمهوری اسلامی،دگر بار از موضع ابرقدرت مآبانه و زورگویانه عمل نمود،شما مدعی شدهاید که مجاهدین خلق دیگر عملکرد تروریستی ندارند! آیا نقش منفی و تروریستی فرقه خشونت طلب و خرابکار مجاهدین خلق در ناآرامی های کشور سوریه را نمیبینید؟!
از التقاط تا نفاق و فرقه گرایی
رهبریت سازمان از همان ابتدا این بیانات رهبری را جور دیگری ترویج داد و چنین شبهه افکنی نمود که ایشان نسبت به عقاید دیگران محدودیت ایجاد می نمایند در صورتیکه هدف بیان التقاطی فکر نمودن رهبران سازمان , در یک کلام بود.شاید بتوان بنیانگذار سازمان , محمد حنیف نژاد را یک انسان دارای افکار التقاطی یاد کرد , ولی به مرور زمان رهبری مضمحل شده ی بعد از او کارش به نفاق کشید. بعضی ها می گویند رجوی از اول منافق بوده و حتی در زندان شاه با ساواک همکاری داشته است.
نامه همایون کهزادی به اقای مارتین کوبلر
من چون خودم زمانی در چنگ این فرقه بودم به خوبی میدانم که اسیران شب و روز به دنبال روزنه هایی برای خلاص شدن از این وضعیت سخت و طاقت فرسا هستند. شما تا این نقطه تلاش و زحمات زیادی انجام داده اید اولاً باید این همه زحمات و کار شبانه روزی شما جای بسا تشکر دارد. امیدوارم که تلاشهای خود را از این اسیران دربند دریغ نکرده و آنها را از چنگالهای تروریستهای رجوی آزاد کنید.
نامه سرگشاده یکی از هزاران قربانی به آقای استرون استیونسون نماینده پارلمان اروپا
اگرشاخص ومنطق شما برای حقانیت و تاثیرگذاربودن یک گروه،به هردلیلی تنها روی میزبودن اوست خوب می دانید که القاعده به دلیل طراحی و اجرای طرح های تروریستی بزرگ و بی شمار مطرح ترازفرقه مورد نظر شماست ولی سئوال اینجاست با چه انگیزه ای دراین شرایط که اسراییل و بخشی از جمهوری خواهان برطبل جنگ با ایران میکوبند، این گروه با داشتن پیشینه ای بسیار تاریک مجددا از قبر بیرون کشیده شده است؟
آیا مریم رجوی نماد حرفهای خود است یا تناقض آن؟
مگر شما نبودید که در زمان شاه و بعداز انقلاب مبارزه مسلحانه می کردید؟چطور در حکومت شما کسی حق مبارزه مسلحانه ندارد اما شما دارید خب اینکه می شوید رژیم سرکوبگر! راستی مشروعیت شما چگونه است این انقلاب مگر توسط میلیونها ایرانی به بار ننشست و پیروز نشد شما چگونه آنرا نامشروع نامیدید؟ حالا چطور شما را مشروع بدانند حتما شکنجه مخالفان سیاسی هم انجام نمی دهید
ما گروگان رجوی ها بودیم – قسمت دوم
همه اعضای سازمان بهتر می دانستند که همواره منظور از ضوابط تشکیلات یعنی تن دادن به خواسته های آن ها و منظور از اصول انقلاب ایدئولوژیک نیز یعنی تن دادن به ارزش های ضدانسانی انقلاب درونی این فرقه، لذا رهبری سازمان در پیام به نفراتی که خودکشی می کردند آنان را افرادی با وابستگی به رگ و تارو پودهای زندگی عادی و لیبرالیستی قلمداد نموده و برایش از اراده برای پیوستن به فرهنگ فرقه مجاهدین سخن می راندند.
مصاحبه با آقای حسن حمادی برادر مرحوم محمد حمادی – قسمت سوم
هرکس چند روزی را دراین فرقه سپری کرده باشد متوجه می شود که رجوی چه موجود شیاد و پلیدی است و چگونه اسیران را طی سالیان مغزشویی کرده. بنابراین با توجه به شناختی که از ماهیت ضد انسانی و جنایتکارانه رجوی ها در مدتی که در کمپ اشرف حضور داشتم پیدا کردم و متاسفانه نگذاشتند در لحظات آخر برادرم را ببینم…
این روزها بوی معامله ای دیگر می آید
به جای استاتوی اسیر جنگی به مجاهدین استاتوی شهروند حافظت شده داده شود این به این معنی بود که اعضای مجاهدین بطور مستقیم با نیروهای آمریکایی در تماس نباشد و نیروهای آمریکایی فقط با سران مجاهدین در ارتباط قرار بگیرند. این کاملا به ضرر اعضای اسیر در اشرف و کاملا به سود مسعود رجوی بود چون می توانست همچنان اهرم سیاه تشکیلات را در اسارتگاه اشرف حفظ بکند.
تقاص مرگ برادرم را از رجوی خواهم گرفت – قسمت دوم
زمانی که من در فرقه بودم محمد از اذیت و آزارهای فرقه روی خودش درمدت حضورش دراشرف برایم می گفت. وی حالت خسته ای داشت ولی چنین مشکلی درآن زمان نداشت. بعد ازجداشدن من ازفرقه که حتی نگذاشتند وی را روزهای آخر ببینم ظاهرا بقول نفراتی که بعدا جدا شدند می گفتند محمد را درنشست های موسوم به عملیات جاری خیلی اذیت و تحت فشار گذاشته بودند. طوری که بعد از آن مرتب سر درد داشته.