از التقاط تا نفاق و فرقه گرایی

پس از خیانت و جنایت هایی که رهبری سازمان در این چند سال مرتکب شد, دیگر برای همه آزاد اندیشان روشن گردید که چرا رهبریت انقلاب اسلامی ایران حتی از قبل انقلاب حاضر به تایید این سازمان نبود وبعد از سقوط نظام شاهنشاهی , در جواب در خواست آنها مبنی بر تایید شان به آنها فرموده بود که شما باید یک بیانیه بنویسید و ایدئولوژی مارکسیستی را نفی نمایید.
بگذریم که رهبریت سازمان از همان ابتدا این بیانات رهبری را جور دیگری ترویج داد و چنین شبهه افکنی نمود که ایشان نسبت به عقاید دیگران محدودیت ایجاد می نمایند در صورتیکه هدف بیان التقاطی فکر نمودن رهبران سازمان , در یک کلام بود.
شاید بتوان بنیانگذار سازمان , محمد حنیف نژاد را یک انسان دارای افکار التقاطی یاد کرد , ولی به مرور زمان رهبری مضمحل شده ی بعد از او کارش به نفاق کشید. بعضی ها می گویند رجوی از اول منافق بوده و حتی در زندان شاه با ساواک همکاری داشته است.
در هر صورت ما می خواهیم بدانیم که آیا التقاطی فکر کردن عاقبت به نفاق می انجامد؟
شهید مطهری در کتاب خود دیدگاه ماتریالیسم دیالکتیک و نقطه ی مقابل آن یعنی بینش انسانی و فطری را توضیح می دهند که از نظر ماتریالیسم, پایه و اساس شخصیت , با عوامل اجتماعی , مخصوصا عوامل اقتصادی پی ریزی می شود , از اینرو هر نوع و هر شکل شخصیتی به او داده شود از نظر او که ماده ی خام وظرف خیالی بیش نیست , بی تفاوت است.
شبیه یک نوار خالی است که هر چه در او ضبط شود از نظر ذات نوار بی تفاوت است.
ولی از نظر بینش اسلامی و فطری هر انسانی نه مانند ماده ی خام و یا ظرف و نوار خالی است که تنها خاصیتش پذیرندگی از بیرون است , بلکه مانند یک نهال است , استعداد ویژه ای برای برگ و بار ویژه ای در او نهفته.
نیاز انسان به عوامل بیرون , نظیر نیاز ماده ی خام به عامل شکل دهنده نیست بلکه نظیر نیاز یک نهال به خاک وآب و نور و حرارت است که به کمک آن مقصد و راه و ثمره ای را که در او نهفته است به فعلیت برساند.
علت فرقه شدن سازمان که ناشی از التقاطی فکر کردن آن بود. رهبری التقاطی سازمان با اعتقاد به اینکه انسان نهایتا موجودی است اسیر منافع مادی , و مانند طوطی که در پس آیینه ی شرایط محیط بوده و بر خلاف اجازه ی محیط طبیعی و اجتماعی , کوچکترین جنبش از او بر نمی آید, سعی نمود افرادش را در محیط بسته و با آموزشهای مثلا اجتماعی خاص خود و بدور از لمس حد اقل آزادیها و مواهب اجتماعی , حتی لذت بردن از داشتن زن و فرزند قرار دهد تا مبادا فیلشان یاد هندوستان کند غافل از اینکه انسان یک نوار خالی نیست که هر چه دو دیدگاه سرمایه داری و کمونیسم خواستند در آن بریزند.
پایه و اساس شخصیت انسان صرفا با عوامل اجتماعی و اقتصادی پی ریزی نمی شود.
بدون شک انسان از محیط و شرائط خود تاثیر می پذیرد ولی این تاثیر یک جانبه نیست و بصورت یک عکس العمل جبری و غیر قابل تخلف نیست.
او به حکم اینکه موجودی است آگاه, آزاد ,انتخابگر , با اراده و مجهز به سرشتهای متعالی , احیانا عکس العملهایی انجام می دهد بر خلاف آنچه یک حیوان ناآگاه و محکوم محیط انجام می دهد.
دیدیم که چطور از آن اجتماع فرقه ای و مصنوعی سازمان , افرادی کنده شدند و نه تنها فقط به دنبال زندگی خود که حق آنها است نرفتند , بلکه شب و روزشان را وقف فعالیت برای آزادی دوستان و همنوعان خود از آن اجتماع فرقه ای و مصنوعی(اسارت) می نمایند.
بنا بر این هیچ نیرویی نمی تواند این اراده ی انسانی را تا ابد از یک انسان دارای سرشت متعالی سلب نماید و رهبران سازمان که کارشان عاقبت به نفاق کشید , نخواهند توانست با محصور نگاه داشتن افراد خود , آنها را نیز مانند خود نمایند.
به امید هر چه زود تر رها شدن بقیه خواهران وبرادرانم.
وکیل زند

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.