چهارشنبه, ۱۰ دی , ۱۴۰۴
خانواده علی مدد صادقی: مشتاقانه برای دیدار تو لحظه شماری می کنیم 11 دی 1400

خانواده علی مدد صادقی: مشتاقانه برای دیدار تو لحظه شماری می کنیم

خانواده علی مدد صادقی ضمن ملاقات با اعضای انجمن نجات استان زنجان اعلام کردند که بی صبرانه برای دیدار علی مدد لحظه شماری می کنند و آرزو دارند تا به زودی شرایطی مهیا شود تا بتوانند ملاقاتی با وی داشته باشند. علی مدد صادقی بیش از سه دهه است که در مناسبات فرقه مجاهدین گرفتار […]

نامه ای از طاهره حسن کاویار به برادرش محسن در آلبانی 08 دی 1400

نامه ای از طاهره حسن کاویار به برادرش محسن در آلبانی

سلام به برادر عزیزم برادرم محسن، پدر در آن سال هایی که به دیدارت آمد قطعأ برایت گفته که درآن حوادث پیش آمده چه کسانی رفتند و خود پدر هم قریب به 5 سال است که ما را تنها گذاشته است. بعد از فوت پدر برادر بزرگمان حسن نیز از دنیا رفت. فقط مانده من […]

امیر اصلان جانم، سی و نهمین بهار زندگیت را بی تو جشن گرفتیم 02 دی 1400

امیر اصلان جانم، سی و نهمین بهار زندگیت را بی تو جشن گرفتیم

مادر تنها کسی است که در این دنیا با وجود مشاهده تمام حالت‌های فرزند، روح، جسم و بند بند وجودش را تقدیم او کرده و عاشقانه بوسه‌ بارانش می‌کند. ثریا عبداللهی، یکی از این مادران عاشق است که برای وصال با فرزندش به معنای واقعی بند بند وجودش را تقدیم کرده است. شب یلدای امسال […]

نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی 02 دی 1400

نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی

حسن جان سلام، امیدوارم حالت خوب باشد. خیلی وقت است با ما تماسی نداشتی و من و خانواده ات نگران هستیم. وقتی با ما تماس می گرفتی ما خیلی خوشحال می شدیم به خصوص مادرمان. مدتی ست که قطع تماس داشتی و مادر می گوید چرا حسن تماس نمی گیرد. در شب یلدا دور هم […]

تبریک شب یلدا به علی قلیزاده از اعضای اسیر رجوی در آلبانی 30 آذر 1400

تبریک شب یلدا به علی قلیزاده از اعضای اسیر رجوی در آلبانی

برادر عزیزم نبودنت در شب یلدا غم بزرگی است که همیشه دلمان را تا عمق وجود می سوزاند. کاش پیش ما می بودی و کاش با بودنت شب یلدای ما پر از شادی میشد. کاش می بودی تا برای دورهمی که قرار است بگیریم دیگر غم نبودنت اینقدر اذیتمان نمی کرد. امشب ما دور هم […]

نامه خانواده نجفی به محمد جعفر اسیر در کمپ آلبانی مجاهدین 28 آذر 1400

نامه خانواده نجفی به محمد جعفر اسیر در کمپ آلبانی مجاهدین

محمد جعفر سلام امیدواریم حالت خوب باشد. خیلی وقت است از شما خبری نداریم و شما هم تماسی با ما بر قرار نمی کنی که از اوضاع و احوالت با خبر شویم. چرا با خانواده ات تماس نمی گیری. در این کمپی که شما را زندانی کردند چکار می کنی؟ چندین سال چه کاری را […]

نامه مهدی فاطمی به خواهرش اعظم فاطمی در کمپ آلبانی 27 آذر 1400

نامه مهدی فاطمی به خواهرش اعظم فاطمی در کمپ آلبانی

اعظم سلام، این چندمین نامه ای است که برای شما می نویسم و شما تماسی با من نمی گیری. در کجای دنیا زندگی می کنی که امکان تماس با برادرت را نداری؟! فردی که در دورافتاده ترین روستا در ایران زندگی می کند امکان تماس با همه را دارد. کم و بیش خبرها را می […]

حمید رضا، پدر چشم به راهت است 23 آذر 1400

حمید رضا، پدر چشم به راهت است

حمید رضا سلام احوالت چطور است؟ خانواده شما مستمر برای شما نامه ارسال می کنند، بلکه به فکر بیفتی و خودت را نجات دهی. حمید رضا فکری به حال خودت بکن، تمام خانواده منتظر آمدنت هستند. پدرمان خیلی نگران شماست و مدام عکست را نگاه می کند و می گوید حمید رضا کی بر می […]

نامه ذبیح الله کاربخش به برادرش حشمت الله اسیر در کمپ فرقه رجوی 21 آذر 1400

نامه ذبیح الله کاربخش به برادرش حشمت الله اسیر در کمپ فرقه رجوی

حشمت الله برادر عزیزم سلام حشمت جان برادر خوبم امیدوارم که در صحت و سلامت کامل باشی. راستش قبلا چندین بار برایت نامه نوشتم اما نمی دانم بدستت رسیده یا نه! من در آن نامه ها از دلتنگی های خانواده و بخصوص مادرمان برایت نوشته بودم. متاسفانه هیچوقت جوابی از تو بدست ما نرسید. چند […]

نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در آلبانی 17 آذر 1400

نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در آلبانی

سلام دخترم، حالت چطور است؟ نمی دانم در وضعیت کرونایی در محلی که زندگی می کنی خوب هستی یا خیر . چرا تماسی با من و مادرت نمی گیری؟ پدر و مادرت را فراموش کردی یا به شما اجازه نمی دهند . نمی دانم از کجا شروع کنم . چند روز پیش تلویزیون مربوط به […]

نامه محمد رضا فروغی به برادرش مصطفی در آلبانی 17 آذر 1400

نامه محمد رضا فروغی به برادرش مصطفی در آلبانی

مصطفی جان سلام ، امیدوارم که حالت خوب باشد. چندین نامه برای شما نوشته ام ولی هیچ جوابی به من نداده اید و تماسی هم با من نگرفتید. نمی دانم اوضاع جسمی شما در چه وضعیتی است. از یکی از دوستانت که قبلا با شما بود شنیدم که شماره عینکت  بالا رفته و سیگار هم […]

نامه بهمن هاشمی به برادرش فرزین هاشمی در کمپ فرقه رجوی در آلبانی 15 آذر 1400

نامه بهمن هاشمی به برادرش فرزین هاشمی در کمپ فرقه رجوی در آلبانی

فرزین جان سلام ، امیدوارم که حالت خوب باشد. وقتی مادرمان از دنیا رفت من منتظر شما بودم، انتظار داشتم تماسی با من بگیری ولی متاسفانه این کار را انجام ندادی . تا آنجایی که من خبر دارم دست شما به لحاظ دسترسی به فضای مجازی بازتر است تا ما بقی نفراتی که در کمپ […]

blank
blank
blank