پیام حسن آهنگر به برادرش عبدالحسین آهنگر
پیام حسن آهنگر به برادرش عبدالحسین آهنگر اسیر در فرقه رجوی
محمد مهدی ثابت رستمی چگونه دوری مادرت را تحمل می کنی؟
من حسین ثابت رستمی هستم که برادرم بیش از سی و هشت سال در چنگال رجوی گرفتار می باشد. رجوی باید بداند که ما خانواده ها حتی یک لحظه آسایش و خواب راحت برای رجوی باقی نخواهیم گذاشت. در ضمن ما به هیچ عنوان دست بردار نیستیم. عامل اصلی ماندگاری و شستشوی مغزی برادرم و […]
پیام خانواده به حمید طاهری خسروشاهی
این پیام را برای آقای حمید طاهری خسروشاهی می فرستم، من احد طاهری خسروشاهی هستم، من از حمید 5 سال بزرگتر هستم، که خاطرات شیرینی با حمید داریم، انشاا.. این پیام من خدمت شریف حمید طاهری می رسد و حمید هم عرایض من را قبول می کند، به دوستانت هم صمیمانه سلام برسان، مخصوصا آقای […]
پیام نوروزی خانم آمنه یوسفی به برادر اسیرش محمد تقی
پیام نوروزی خانم آمنه یوسفی به برادر اسیرش محمد تقی
نامه خانم مهناز دهدشت نیا به برادرش بیژن اسیر در فرقه رجوی
عزیزترینم بیژن جان سلام. تقویم باز یاداور رفتن توست. سالها میگذرد. بارها برایت نامه نوشته ام و بازهم مینویسم، تا روزیکه صدا و چهره قشنگت را بشنوم و ببینم. میدانم که آرزویم برآورده خواهد شد. من کماکان به این امید دارم زندگی می کنم. بیژنم، عزیز دلم، بهترین سالهای جوانیت به نوعی از دست رفت […]
مادر چشم به راه بود و ماند و انتظار کشید
درد دل یک خواهر دلشکسته به برادر اسیرش در زندان رجوی مادر چشم به راه بود و…. ماند…. و انتظار کشید….. و انتظارکشید…. اخر روز هجران به پایان نرسید و به بهشتی که بی صبرانه منتظرش بود شتافت. سلام علی جان.امشب هوای دلم اصلا خوب نیست. حرفهای امشبم بوی دلتنگی میدهد. دلم خیلی گرفته ودلم […]
امسال هم مثل سالهای گذشته، برایت جشن تولد گرفتیم
نامه به علی قلیزاده عضو اسیر رجوی بنام یکتای بی همتا سلام علی جان، امیدوارم خوب و سلامت باشی. حال واحوال خانواده الحمدالله خوب است و ملالی نیست جزغم نبود تو. داداشی گلم سالهاست که از اسارت شما میگذرد. چه زمانی که درزندان صدام بودی وچه حالا درزندان رجوی ملعون هستی. بعضی روزها و شبها […]
خودت می دانی در چه دامی گیر کرده ای؟
نامه آقای بهمن هاشمی به برادرش فرزین هاشمی از اعضای کمیسیون خارجه شورای فرقه رجویبا سلام!خدمت برادر عزیزم فرزین، امیدوارم که حال شما خوب باشد. قبلا تماسی با من می گرفتی مدتی است که تماس شما قطع شده و خبری از شما ندارم. با خودم گفتم نامه ای برای شما ارسال کنم شاید ارتباط ما […]
جایی برو که بتوانی آزادانه با مادرت صحبت کنی…
پیام مادر زجر کشیده ی مرتضی اکبری نسب به پسر دلبندش“سلام مرتضی، با من یکبار دیگر صحبت کن، نمی خواهم بگویم حتما به ایران بیا، ولی برو به یک کشور دیگر، تا بامن بتوانی آزادانه صحبت کنی.” (ترجمه صحبت های مادر مرتضی.) در ادامه ی دیدارهایی که با مادران رنج دیده ی اسیران سازمان مجاهدین […]
ای دنیا به چه جرمی بین ما جدایی انداختی؟
بنام خدایی که آفریننده خوبیهاست سلام داداشی جونم! چند روزی است که بدجور دلم هواتو کرده. وقتی به عکست نگاه می کنم انگار خودت روبروم ایستادی وباهات دارم حرف می زنم، از گذشته، از آینده، از حال، از همین حالایی که توش هستیم. کاش بودی …. آخ آخ که چقدر دلتنگم. کاش بودی داداش. کاش […]
نامه مهربانانه یک خواهر دردمند به برادر اسیرش محمد تقی یوسفی
نامه به داداش گلم محمد تقی یوسفیبه نام خدایی که برادر مهربانی چون تو نصیب من کرده است.در ابتدای نامه عذرخواهی میکنم بابت تاخیر در نوشتن نامه و میدانم که چون قلب بزرگی داری این کوتاهی منو می بخشی.داداش گلم فدات بشم روی ماهت رو می بوسم. ببخشید از اینکه اولین بار هست که دارم […]
نامه مادر و برادر چشم انتظار محمد رضا پورمهدی
سلام محمدرضا اینجانب داود پورمهدی داداش، من سالم، خانواده سالم، از طرف ننه و خودم سلام مخصوص دارم، تلفن همراه، اینترنت، همه چی داریم، لطفا با من تماس داشته باش، تا به مادر، نشان (دهم)، خیالش راحت شود. داود پورمهدی