مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای – قسمت ششم
همانطور که بارها اشاره کرده ام رجوی حس و هوشیاری ضد انقلابی بسیار بالایی داشت. او برای اینکه امپراطوری خود ساخته خود را در راس سازمان بقول خودش آبندی کند دست به چنین کاری زد و اینچنین فیلی را هوا کرد. با روی کار آوردن زنان به راس امور، تمامی مسئولین قدیمی سازمان که همگی از مردان بودند و در نقاط کلیدی و تصمیم گیرنده قرار داشتند را کنار زد تا دیگر این افرادی که در سازمان جایگاهی دارند و حرفشان برش دارد در قدرت نباشند.
چرا نماینده پارلمان انگلیس تصور می کند که بهتر از مردم ایران می داند
آقای بینلی در مطلب خود می نویسد که سازمان مجاهدین خلق برای رسیدن به ایرانی آزاد و دموکراتیک تلاش می کند. اما وی این موضوع را مدنظر قرار نمی دهد که این گروه خود ضد دموکراسی است. باید ایرانیان و آمریکاییان از این موضوع مطلع باشند که کاری که آقای بینلی و عده ای دیگر از سیاستمداران در این خصوص انجام می دهند وضعیت بسیار خطرناکی را پیش روی جامعه جهانی قرار خواهد داد.
وزارت خارجه امریکا: مجاهدین خلق هیچ گونه پایگاه اجتماعی در میان ایرانیان ندارد
وزارت خارجه امریکا در ماه می 2011 گزارشی را منتشر نمود که در آن بر عدم وجود حمایت مردمی از سازمان مجاهدین خلق در داخل و خارج از کشور تاکید گردیده است. در این گزارش قید گردیده که”باید گفت که ایرانیان در صورت لزوم احتمالا بجای حمایت از این سازمان، به مقابله با آن قیام کنند” و می افزاید که”هر گونه حمایت امریکا از مجاهدین خلق بشدت به سابقه امریکا در بین ایرانیان لطمه زده و احساسات ضد امریکایی ایرانیان را بر خواهد انگیخت”.
مهدی افتخاری سند جنایت دیگری از رجوی پلید
کینه رجوی از مهدی خدایی صفت به موضوع انقلاب باصطلاح درونی سازمان بر می گردد. جایی که مهدی بعنوان عضو هیئت اجرایی آن زمانِ سازمان و عضو ستاد فرماندهی ارتش باصطلاح آزادیبخش در مقابل تئوری رجوی ایستاد. در آن زمان رجوی هر کس را که مخالف بود تحت نام خائن از سازمان اخراج می کرد ولی مهدی حاضر به پذیرش این عنوان نشد و در عین حال که باصطلاح انقلاب رجوی پلید را بودن در تشکیلات بعنوان یک فرد انقلاب نکرده به زبان بی زبان رجوی را بعنوان خائن معرفی می کرد.
از شنیدن مرگ مهدی افتخاری دلم به درد آمد
درمدت کوتاهی بعد درسرفصل به اصطلاح انقلاب ایدئولوژیک وبا شروع نشستهای مغزشویی والقائات فکری درخصوص ضرورت شکل گیری ازدواج تشکیلاتی مسعود ومریم درسال 64 ناصررا درموضع مسئول نشست به اتفاق جمعی دیگرازفرماندهان دیدم که قراربود سایرین را درفهم تصمیم ایدئولوژیکی مسعودخان بانقلاباند یعنی که مغزشویی کند. ولیکن قیافه اش وسکناتش دیگرآن ناصرسابق نبود وبتدریج روبه خمیدگی میرفت
اتحاد مجاهدین با مارکسیستها برای مقابله با جریان اسلام اصیل
اعضا و هواداران سازمان به رهبری رجوی در اوین، محمود عطایی در زندان قصر و مهدی ابریشمچی در زندان مشهد که این گروه تلاش فوقالعادهای برای جلوگیری از تضعیف و بی اعتباری سازمان کرد و در این راه از هیچگونه اقدامی مضایقه نکرد. از این زمان مارکها و برچسبهای جدیدی برای مخالفین سازمان تحت عناوین”راست فرصت طلب”،”راست ارتجاعی”،”قشریون راست” و… ساخته و برخوردها بسیار عصبی و خشن شد و حداکثر سعی و تلاش را برای جذب و حفظ پیروان و اعضا صورت دادند.
هشدار خانم سلطانی به هم وطنان مقیم خارج از کشور و پناهندگان
اخیرا شاهد هستیم که این سازمان اقدام به گرد آوری انسانها از سراسر اروپا و آمریکا یعنی نفرات استخدامی و در دام خودش از یک طرف و از طرف دیگر چونکه می داند به میزان زیادی افراد مقیم شاید این گروه را بشناسند ولی در یک اقدام مذبوحانه سراغ کمپ های پناهندگی رفته اند و با مظلوم نمائی ونشان دادن پیکر کشته شدگانی چون صبا هفت برادران و یا دیگر کشته های اخیر در اردوگاه اشرف که بدست تحریکهای این گروه دم تیغ نظامیان عراقی دادند و مخفی کردن چهره شیطانی خود و از طرف دیگر با دادن وعده وعید هائی به افراد تازه وارد به اروپا در باغ سبز نشان داده و این نفرات را فریب داده
نامه خانواده وادیان به وزیر دادگستری عراق
عملیات سنگ پرانی که منجر به مجروح شدن خواهرم گردید مستقیمأ توسط خانم وجیه کربلایی ازاعضای شورای رهبری بالاترین ارگان رهبری کننده این سازمان فرماندهی وتوسط عوامل حفاظتی وامنیتی آقایان ایرج طالشی وعلی موسوی اجرا گردید.ازکلیه صحنه های سنگ پرانی فیلم برداری گردیده است.ما ضمن اعلام جرم برعلیه این فرقه ضد دموکراتیک که این چنین با خانواده هایی که با تحمل رنج و مشقت برای دیدن عزیزانشان فرسنگها طی کرده اند برخورد می کند خواهان حضورخانم وجیه کربلایی ودیگرعوامل دست اندرکار دردادگاه می باشیم
درد دل نوجوانی ۱۶ ساله در غم دوری از عزیز اسیرش در فرقه رجوی
من به همراه پدر و مادرم در روز سه شنبه 19/11/89 به عراق رفتیم و در شهرآزادی که محل اردوگاه خانواده ها میباشد مستقر شدیم وهر روز صبح با اشتیاق می رفتیم که شاید عمویم و دیگرخانواده ها فرزندانشان را ببینند. اما آن چیزی که ما فکرمیکردیم مانند یک رویا و خواب بود که حقیقت نداشت وحقیقت چیز تلخی برایمان بود که اصلا فکر آنرا نیز نمی کردیم. چرا که هر روزصبح و بعدازظهر با امید میرفتیم و نا امید باز می گشتیم وهر روز با بلندگو صدایشان میکردیم و جز فحش و توهین چیز دیگری از سران آنها نمی دیدیم
سخنی با مریم رجوی رئیس جمهور شورای ملی مقاومت
به نظر بنده که 25 سال از عمرم را در تشکیلات شما سپری کرده ام اینگونه مارک زدن وضرب و شتم منتقدین از طرف هر کس و هر شخصیتی باشد نشاندهنده پاسخگو نبودن و فرار از رویا رویی با واقعیتهاست بخصوص اگر این انتقادات و ایرادات به شخص رهبراین سازمان باشد. همانطور که خودتان کاملا به آن آگاه هستید در درون سازمان شما اساسا انتقاد و بیان اشکالات فقط مربوط به بدنه و اعضای ساده بوده و هست یعنی دردرون سازمان شما هیچکس مجاز نبود و نیست که به لایه رهبری یعنی شورای رهبری و راهبران عقیدتی سازمان یعنی شما و آقای مسعود رجوی هیچگونه انتقادی بکند
مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای؟ – قسمت پنجم
اساسا در تمامی گروههای فرقه ای رهبر مایل است که قدرت مطلق باشد.او هرگز نمیپذیرد که کسی باصطلاح موی دماغش باشد یا بخواهد حتی در کنارش بنشیند. در سازمان مجاهدین هم اینچنین بود. بارها از مریم شنیده بودم که میگفت: مسعود فقط بخدا پاسخگوست! و ادامه میداد که او به نقطه ای از کمال و نزدیکی بخدا رسیده که میتوان او را جانشین خدا بروی زمین بدانیم. او بمانند ائمه، معصوم و پاک است و هرکس شکی باو بکند پنداری به حقانیت خدا شک کرده است!
چرا سران مجاهدین اعضا را رها نمی کنند؟
با گذشت بیش از هشت سال از سرنگونی دیکتاتور عراق، صدام حسین، سران سازمان مجاهدین خلق کماکان اصرار بر حضور در اشرف دارند و اعضا را با زور و فشار در این قرارگاه نگه می دارند. آن ها با ساکنان قرارگاه اشرف همچون گروگانانی برخورد می کنند که اجازه ندارند با خانواده های متحصن خود در مقابل درب اشرف هرگونه تماس و دیداری داشته باشند چه رسد به خانواده هایی که در آن سوی مرز عراق در ایران چشم انتظار فرزندانشان هستند.