پارامترهای داخلی و خارجی تاثیرگذار بر سیاست جنگ طلبانه مجاهدین
قابل ذکر است که مقالات به فرموده نوشته شده حقوق بگیران شورایی و اعضای مجاهدین برای اولین بار علیه یک جدا شده شورایی به رقمی بالاتر از 30 فحش نامه رسید که یکی از اصلی ترین دلایل آن شرایط سیاسی حاضر و بخصوص تشکیل”شورای ملی صلح” میباشد که از استقبال گسترده خارجی و داخلی در سطح اپوزیسیون برخوردار گردید.
بای بای”جنگ”، بای بای”رجوی”
“همانطور که یک مقام ارشد دولت با اکراه اذعان کرد، این گزارش مسلما حمایت بین المللی از تحریم های شدیدتر علیه ایران را تضعیف می کند. و بار دیگر سوال هایی درباره درستی و صداقت سازمان های اطلاعاتی آمریکا پیش می آورد، از جمله اینکه آیا آنچه حالا اذعان می شود بیانیه های اغراق آمیز درباره نیات ایران در یک ارزیابی سال 2005 بوده، منعکس کننده ضعف در شیوهای عملیات تجسسی و اطلاعاتی بوده یا فشار سیاسی.”
رسوایی محور شرارت جنگ افروز
این بار ظاهرا در تضادهای درون حاکمیت آمریکا وهمچنین با «درسی » که از تجارب عراق آموخته اند خواسته است که دست رئیس جمهورآمریکا را در پوسته گردو بگذارد.ا لبته ما به یاد داریم که دستگاه حاکمه بوش در زمان پیش از اشغال عراق هم علی رغم اخبار متضادی که منابع اطلاعاتی آمریکا متشر میکردند در یک نمایش مولتی مدیا در سازمان ملل توسط پاول که بقول خودش «ننگی » بردامانش میباشد
استحاله و انحلال، آخرین راه حل رجوی
ورشکستگی در این پهنه را می توان با شکست سنگینی که رجوی در حساب استراتژیکش بر روی جنگ صدام علیه ایران باز کرده بود و پایان جنگ و یا حمایتهای صدام و سرنگونی اش مقایسه کرد،با این تفاوت که این بار ضربه این شکست به مراتب سخت تر از گذشته است، چرا که شیرازه این گروه پس از سقوط صدام از هم پاشیده
مریم رجوی در خط مسعود رجوی بر طبل جنگ میکوبد
پنهان شدن در پشت شعار صلح برای تبلیغ سازش با دیکتاتوری مذهبی, دادن فرصت بیشتر به آن برای سرکوب و اعدام در داخل و صدور تروریسم و فاشیسم دینی به خارج از ایران می باشد که این مسیر نهایتا جنگ جهانی را اجتناب ناپذیر می سازد. بنابراین نفی این رژیم و تغییر در ایران خواست مبرم مردم ایران و در عین حال نیاز جامعه بین المللی و لازمه صلح جهانی است.فارغ از هر حزب و هر گرایش سیاسی.
شکست یا پیروزی
تماس عوامل شناخته شده سازمان مجاهدین با وزارت کشور و بخش اطلاعات داخلی فرانسه در پاریس تحت این عنوان که عوامل رژیم در میدان تروکادرو میخواهند میتینگ برگزار کنند تا در این میتینگ به ایرانیان پناهنده حمله کرده و از ما برای عملی که در سالن فیاپ انجام دادیم انتقام بگیرند.
ذات جنگ طلب مجاهدین
حال سوال اینجاست که چگونه می توان از منظر مواضع رسمی یک گروهک که البته بسیار بوقلمون صفت می باشد چندین و چند نظر متفاوت ابراز داشت؟ چگونه می توان هم از جنگ دم زد و هم از صلح؟ آیااین استدلال، پیرو درخواست عاجزانه ی رجوی نیست که در آخرین پیام خود از آمریکا خواسته بود تا ایران را ضعیف کند
مجاهدین و جنگ
رجوی برای شکستن بن بست مرگبار سازمان خود چون هیچ استراتژی و برنامه معینی ندارد و همه تحلیل ها و تاکتیک هایش برای گرفتن حکومت به سنگ خورده است به هر خس و خاشاکی چنگ می اندازد او فکر می کند که حمله نظامی امریکا به ایران دستآویز محکمی است که می تواند رجوی را از منجلاب فعلی نجات دهد.
جنبش ضد جنگ و خرابکاری بنفع تجاوز به ایران و کشتار مردم
روشن است که این شعار در مقابل شعاری قرار داده می شود که باید بهر وسیله که مقدور است از جنگ جلو گرفت. یکی از این وسایل از نظر حزب ما تقویت جنبش صلح است. جنبشی که میلیونها نفر را در سراسر جهان به خیابان آورد و بر ضد امپریالیستها بسیج کند. حضور صدها هزار ایرانی در خارج از کشور می تواند عامل موثر و بزرگی در هدایت این جنبشها و شرایط کمک مالی و تبلیغاتی به نهضت ضد اشغال در ایران باشد.
مجاهدین، زائده جنگ
واژهای دروغین” خلق قهرمان ــ مردم زحمتکش ــ توده های هوادار ــ دانشجویان و معلمان مبارز و غیره” همگی وقتی رنگ می بازند که فرقه مجاهدین توسط افراد مزدور خود در تمامی رسانه های جنگ طلب آمریکایی خطر ایران را بزرگ کرده و بیشتر در تنور جنگ می دمند.
خطر از کدام سو و در کمین چه کسی است
،برای سازمان مجاهدین تغییر مواضع و تغییر سیاست یکشبه کار چندان سختی نیست، به همین دلیل سازمان ضد امپریالیستی، می تواند به سرعت مدافع منافع امپریالیست و اسرائیل شود،و یا سازمانی که برای صلح کمسیون تأسیس میکرد و سرود میخواند میتواند به شدت جنگ طلب شود،همچنین این سازمان که رهبرش در حمله آمریکا به عراق اعلام میکرد که آمریکا نمیتواند حمله کند و در صورت حمله نابود خواهد شوداینبار به این نتیجه میرسد که آمریکا میتواندوباید که به ایران حمله کند
سیاستهای رهبری مجاهدین در عراق
البته حسابهای مجاهدین که برای خودمیباشد بهر قیمتی چون بقولی چون« سگ شکاری» به خدمت کردن آمریکا مشغول میباشند ولی بهره زیادی از این خدمات نصیبشان نخواهد شد که بتواند برای آنها دندان گیر باشد چرا که حتی اگر جنگی درگیر شود سناریوی جنگ گسترده برای آمریکا میسر نخواهد بود ودولت بعدی عراق نیز مطمئنا هرکس که باشد نمیتواند در یک سناریوی جنگ محدود نسبت به وجود آنها بی نظر باشد