وضعیت فرقه مجاهدین

سیاستهای رهبری مجاهدین در عراق

اگر خط وسیر خبری وکوشش های مجاهدین در عراق را برای سرپا نگه داشته شدن نیروهای خود در عراق دنبال کنید علاوه بر پیامهای بسیار روشن رهبری مجاهدین بویژه پیام روشن مسعود رجوی در هفتم آبانماه به یک خط سیر هماهنگ بین سیاستهای جدید دولت آمریکا در عراق همراه با بعثی ها و قبیله های سنی خریداری شده توسط آمریکا میتوان شد.

در اینروزها در پیش جنگ خاموشی که مابین رژیم ایران و آمریکا در جریان است حیطه عراق نیز باعث هرچه پلاریزه شدن نیروها ودگرگونی درآن شده است. از یک طرف دولت دست نشانده مالکی که تادیروز متحد آمریکا بوده است امروز به صورت یک شر برای سیاستهای آمریکا درآمده است که هرچه زوتر میخواهد از شر آن راحت شود. از طرف دیگر درمنطقه یک سیاست جدید را آمریکا دنبال میکند که در واقع برای ضعیف کردن زنجیر های وابسته به رژیم ایران است که یک طرف حزب الله در لبنان بود وطرف دیگرش نیز حماس در فلسطین میباشد که مورد هجوم نیروهای اسرائیلی ازیکطرف وسیاستهای امپریالیستی از طرف دیگر است. تغیر سیاست آمریکا در واقع ایجاد دوجبهه سنی –عربی از یک طرف وشیعه – ایران –سوریه ومتحدینش در منطقه از طرف دیگر است واین سیاست نیز برای به ضعف کشاندن شیعه ها در عراق بکار گرفته شده است. بنا به گزارش روزنامه یونگه ولت دولت آمریکا از سنی هایی که تا دیروز بخشا علیه او دست به شورش زده بودند پنجاه هزار نیروی مزدور مسلح ایجاد کرده است واز طرف دیگر در جهت وکوشش میباشد که بتواند مساله اسرائیل وفلسطین به صورتی سروسامان موقت دهد تا بتواند جبهه جنگ خود بر علیه ایران را تقویت کند. در روز سیزدهم نوامبر نیز بهمین روی شیمون پرز و محمود عباس رئیس دولت خود گردان فلسطین در ترکیه با یکدیگر ملاقات کرده اند و بنا به گزارشات بیاستی که یک کنفرانسی در اواخر ماه نوامبر بر سر مسله فلسطین تشکیل شود. در همین راستا میباشد که فشار بر دولت مالکی روزبروز افزایش یافته است تا بتوانند او را ساقط کنند.اکنون یک نوع اتحادهای خاموش بین این نیروهای ارتجاعی در عراق ایجاد شده است از یک طرف طیفهای مختلف شیعه واز طرف دیگر نیروهای سنی –بعثی که با تغییر موضع وبا خریده شدن در خدمت آمریکا در آمده اند. که در این میان نیز مجاهدین در واقع با هماهنگی با خط سنی –بعثی یاران قدیم خود را یافته است و کوشش میکند که با کمک کردن به تغییر دولت عراق درخط آمریکا بویژه که در خط سیاستهای ومنافع خودمجاهدین نیز میباشد همیاری وهمکاری کند. دراین راستا میباشد که رهبری مجاهدین تمامی توانش را بکار میگیرد که کسانی مانند علاوی را به عنوان رئیس دولت مطرح کند و باید گفت که سیر حوادث گونه ای است که علی رغم آرامش نسبی امروزی در عراق به یک فاجعه ای بسا قویتر وبدتر ازاکنون به پیش میتواندبرود چرا که اگر آمریکا که اکنون در عراق تغییر موضع داده است ونیروهای سنی –بعثی را برای مقابله با شیعیان عراقی به کار گرفته است درخط جنگ باا یران ادامه دهد میتواند روند امروزی در عراق را درهم منفجر تر کند وجنگ واقعی داخلی رایکسره با آتشی فروزانتر مشتعل کند چرا که دیگررژیم ایران با چهره پوششی وسیاستهای نرم به مسائل برخورد نخواهد کرد وشیعه ها ی رانده شده از حکومت مطمئنا بیشتر وبیشتر جایگاه خود را در نزد رژیم ایران در خواهندیافت. البته حسابهای مجاهدین که برای خودمیباشد بهر قیمتی چون بقولی چون« سگ شکاری» به خدمت کردن آمریکا مشغول میباشند ولی بهره زیادی از این خدمات نصیبشان نخواهد شد که بتواند برای آنها دندان گیر باشد چرا که حتی اگر جنگی درگیر شود سناریوی جنگ گسترده برای آمریکا میسر نخواهد بود ودولت بعدی عراق نیز مطمئنا هرکس که باشد نمیتواند در یک سناریوی جنگ محدود نسبت به وجود آنها بی نظر باشد واز اتفاق پروسه تعیین تکلیف شدن مجاهدین در یک جنگ محدود سریع تر خواهد بود چرا که هردولتی در عراق در ابتدا احتیاج ونیاز به همکاری با همسایگانش دارد چرا که امروز با زمان صدام متفاوت است.البته مجاهدین در شرایطی قرار دارند که در حال غرق میباشند وبرای همین نیز دیگر نقاب بر افکنده اند وچهره نمایان کرده اند که نه گفتن به جنگ را رد میکنند وخواستار جنگ میباشندو برای همین نیز در عراق نیز فکر میکنند با تغییر دولت عراق میتواند سیاست دولت عراق بطور کلی گونه ای دیگر شود.البته تا چه حد بطور واقعی در عراق بشود در یک روابط صلح آمیز شیعیان را کنار زد را نمیتوان دریک حالت عادی پیش بینی کرد. اما برای یک بازنده مثل رجوی که در اتحاد استراتزیک با صدام بسر میبردو در پس حکومت او وبرادری با او زندگی در امنیت را داشت دیگر چنین روزهایی برنخواهد گشت وبرای مجاهدین باید گفت ورق به هرگونه ای که چرخش خورد به نفع آنها بطور کیفی نخواهد بود واین سیاست های مجاهدین در واقع مانند سیاستهای امریکا در منطقه وبویژه در عراق است که از هر طرف که بچرخد به بن بست برخورد میکند. ولی رهبری مجاهدین در شرایط بسیار ضعیفی قرار دارد وبرای او تنها یک اصل مهم میباشد نجات از بن بست فعلی وبرای همین نیز رهبری مجاهدین در گفتگوهای درونی بیان کرده اند که برای آنها هر «شرایطی مطلوب تر» از شرایط فعلی برای آنها میباشد که البته یکی از این شرایط جنگ میباشد. رجوی هم در پیام هفده آبانماه خود دقیقا بی پرده «جنگ برای صلح » را بی شرمانه اعلام کرد.

ولی به رجوی باید گفت که بازهم از این نمد برای اوکلاهی درست نخواهد شد وهمچنان در آتش حکومت ری خواهد سوخت.

 

 

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا