نفس های آخر تعهد دو ساله
تعهد دو ساله رجوی نیز مانند بسیاری از سیاست هایی که او با تمام توان از پیروزی آنها یاد می کرد با شکست مواجه شده است. رجوی خوب می داند که آمریکا به ایران حمله نخواهد کرد و او مجبور است بازی جدید تری رابا نیروهایش آغاز کند، آن هم نیروهایی که هر چند از اوضاع دنیا بسیار عقب مانده هستند اما به هر حال انسان هستند و از طرف مقابلشان – رجوی – بسیار فریب خورده اند…
خشونت یا مسالمت از منظر فرقه رجوی
بایستی این سئوال را از فرقه رجوی نمود که در اروپا و آمریکا و بعد در منطقه شما این تناقض را چگونه می پوشانید. بالاخره تغییر دموکراتیک را می پسندید یا تغییر خشونت آمیز؟ بدلیل اینکه الزمات و ابزار آن دو با هم متفاوت است. برای تغییر دموکراتیک نیاز به هرچه وجود داشته باشد یقیناً نیاز به اسلحه و بمب ندارد چه رسد به ارتش و به طریق اولا قرارگاه نظامی، بلکه یک حزب با اساسنامه مشخص و استراتژی مشخص و کادرهای اعلام شده می خواهد و تعدادی دفتر و سایت و حرکات مسالمت آمیز و حمایت های خاص خود.
تعهد دوساله وکمک اسرائیل به فرقه رجوی
تعهد دوساله سرکرده فراری فرقه رجوی درسال 2006 پس ازتحمل این همه شکست وذلت وخواری با توجه به سرعت گرفتن فروپاشی نیروهایش درعراق و اروپا وامریکا تصمیم گرفت سرانجام این فرقه را به تهاجم احتمالی امریکا واسرائیل به ایران پیوند زند زیرا او معتقد بود که این کشورها تا قبل از پایان مدت ریاست جمهوری بوش به ایران حمله نظامی خواهند نمود…
مجاهدین در اوج حقارت و خودباختگی
اگر نگاهی به وضعیت کنونی فرقه تروریستی مجاهدین خلق بیندازیم به راحتی خواهیم فهمید که این فرقه در اوج تزلزل، از هم پاشیده گی فکری و استراتژیکی و در منتها الیه خط خودباخته گی و خود فروشی دست و پای بی فایده میزند.
از فاجعه سوم می توان اجتناب کرد
سازمان مجاهدین را منزوی ترین نیرو در میان تمام سازمان سیاسی ایرانی است. دولت امریکا و اتحادیه اروپا این سازمان را”تروریستی” می شناسند. رفتار مجاهدین با مخالفین سیاسی بوی خون می دهد. ساختار درونی آنان تا حد خطرناک ساختاری نزدیک به مدل”خدایگان و بندگان” است.
راه حل سوم مجاهدین، جنگ جهانی سوم
فرقه تروریستی رجوی سعی می کند به این وسیله طرف های نظامی غربی را مجاب کند که منتظر نشوید که این بمب خیالی تکمیل شود و مسلما برای توقف بایستی آن را بمباران کنید. این همان استراتژی است که سران این فرقه دنبال می کنند و از هیچ گونه جاسوسی و وطن فروشی در مقابل مردم ایران و به نفع متجاوزین صهیونیست و حامیان و اجدادشان در غرب فروگذار نمی کنند.
فرقه رجوی از جنگجویان مقدس تا جاسوسان غیرقابل مصرف
شاید دریک نگاه سطحی بین دیدگاه های مسعودرجوی و عثامه بن لادن و ملامحمد عمر تفاوت به چشم بخورد ولی این تفاوت عقیده نیست بلکه این افراد درتاکتیک های رسیدن به جهان آرمانی خود باهم کمی اختلاف سلیقه دارند. تفاوت سلیقه آنها اینست که افراد پریشان فکروتوهم گرایی چون رهبرفرقه رجوی برای رسیدن به قدرتی که درذهنیت آشفته وبیمارخود ساخته وپرداخته است ازمراجع فکری بیشتری برای رسیدن به هدف خود استفاده می نماید.
جرقه و جنگ هدف خائنانه فرقه مجاهدین
اما چرا فرقه مجاهدین به جنگ علاقمند بوده و در آرزوی سرنوشتی مثل مردم عراق برای هموطنان خود لحظه شماری می نماید؟ این کاملا مشخص است که وطن دوستی و میهن پرستی بعد از سالیان دراز در خدمت صدام حسین بودن دیگر برای فرقه مجاهدین کاملا بیگانه می باشد.
سازمان مجاهدین از دیدگاه ثریا معزی – قسمت اول
اصولاً سازمان در برخورد با هرگونه سازمان یا ارگان سیاسی یا غیر سیاسی و حقوق بشری و یا هر شخصیتی که در مقابل خود و سیاست های خود ببیند و یا حتی همراه با خود نبیند، شیوه کار یکسانی اتخاذ می کند و آن تخریب چهره سیاسی ـ اجتماعی ارگان و شخصیت مربوطـــه می باشد.
نگاهی به شعار” نه مماشات نه جنگ” مجاهدین
سایت اصلی اینترنتی مجاهدین بنام”همبستگی ملی” از مدتها پیش خبرهای مورد علاقه مجاهدین را از روزنامه ها و رسانه های غربی دست چین کرده و به این ترتیب علائق قلبی خود را نسبت به شعار” نه مماشات نه جنگ” نشان داده است.
مصاحبه با هادی شبانی – قسمت هفتم
علی رغم ادعاهای مجاهدین بیشتر امورات اداری سازمان در این کشورها با رشوه دادن به مامورین و عوامل اطلاعاتی و امنیتی آنان انجام می گرفت آنان با دادن پولهای کلان به قاچاقچی ها حتی بعضا پاسپورت و مدارک شناسایی و…. جعل می کردند.آنان در غالب فرودگاهها مامورین امنیتی را خریده و مشکلات خود را حل میکردند غالب پیک های آنان از قاچاقچی های ترک و کرد و بلوچ پاکستان بودند…
گروگانگیری جدید
این گروه تروریستی که ازسالیان پیش در پی ناکامی های پی درپی که در زمینه «استراتژی جنگ مسلحانه» متحمل شد برای جلوگیری از فرار نیروها به سرعت دست به کار شد و این سازمان سیاسی را به یک فرقه مخوف تبدیل کرد و در سایه آن تمامی اعضاء خود را در حصاری تنگ به نام «کمپ اشرف» به گروگان گرفت.