انتخاب اوباما مهر شکست بر آرزوهای مجاهدین
در ایام قبل از انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا زمانی که مکین کاندیدای خشونت طلب و جمهوری خواه آمریکایی از وقوع جنگ و خشونت در ایران سخن می گفت به آسانی میشد لبخند رضایت و شادمانی را در چهره خونخوار و ضد ایرانی رهبران مجاهدین مشاهده کرد. سازمان مجاهدین این بار حمایت از مکین دشمن قسم خورده ملت ایران چهره واقعی و خشونت طلبانه خود را نشان داد ولی با شکست این کاندیدای افراطی و انتخاب شدن اوباما و روی کار آمدن جناح دمکراتها در امریکا و توطئه دیرینه رهبران سازمان که همان جنگ و خونریزی و آوارگری برای مردم ایران بود بازهم نقش بر آب شد.
راه حل چهارم برای فرقه تروریستی رجوی
اثری از موضوع و مسئله عراق در استراتژی اول رئیس جمهور جدید امریکا دیده نمیشود، در نتیجه وقتی عراق در اولویت نیست به طبع آن مجاهدین هم که خیلی روی این موضوع حساب باز کرده بودند و چه بسا به آن بعنوان یک نجات دهنده نگاه میکردند. این امیدشان نیز به این ترتیب نا امید شد و درست در آستانه اضمحلال کامل ضربه سنگین و نا امید کننده دیگری نصیب استراتژی شکست خورده اش گردید. لذا می بینیم که راه حل سوم نیز راه به جایی نبرد و تنها می ماند راه حل چهارم برای این فرقه یعنی اعلام رسمی اضمحلال کامل و بسته شدن ابدی پرونده آن و البته آزادی اسرای ذهنی این فرقه
تعهد دوساله مجاهدین، پایان یک سراب
مسعود رجوی از اعضای سازمان خود تعهد گرفت که تا انتهای ریاست جمهوری جورج بوش با او همراه باشند و هیچگونه سوال و کنکاشی در مسایل سیاسی ننموده و در صورتی که تا این تاریخ هیچ اتفاقی نیافتاد سازمان مجاهدین در تمامیت خود منحل خواهد شد و اعضای آن مختار به سرنوشت خود خواهند بود.تعهد دوساله و پایان آن یکبار دیگر نشان داد که فرقه رجوی در گردابی هولناک و بی سرانجام دست و پا می زند که از تحلیل های نادرست رجوی و وابستگی شرم آور به دول بیگانه نشات می گیرد، جای بسی تاسف است که یک جریان به اصطلاح سیاسی اهداف خود را در گروی اقداماتی علیه کشور متبوع خود می بیند.
نفس های آخر تعهد دو ساله
تعهد دو ساله رجوی نیز مانند بسیاری از سیاست هایی که او با تمام توان از پیروزی آنها یاد می کرد با شکست مواجه شده است. رجوی خوب می داند که آمریکا به ایران حمله نخواهد کرد و او مجبور است بازی جدید تری رابا نیروهایش آغاز کند، آن هم نیروهایی که هر چند از اوضاع دنیا بسیار عقب مانده هستند اما به هر حال انسان هستند و از طرف مقابلشان – رجوی – بسیار فریب خورده اند…
خشونت یا مسالمت از منظر فرقه رجوی
بایستی این سئوال را از فرقه رجوی نمود که در اروپا و آمریکا و بعد در منطقه شما این تناقض را چگونه می پوشانید. بالاخره تغییر دموکراتیک را می پسندید یا تغییر خشونت آمیز؟ بدلیل اینکه الزمات و ابزار آن دو با هم متفاوت است. برای تغییر دموکراتیک نیاز به هرچه وجود داشته باشد یقیناً نیاز به اسلحه و بمب ندارد چه رسد به ارتش و به طریق اولا قرارگاه نظامی، بلکه یک حزب با اساسنامه مشخص و استراتژی مشخص و کادرهای اعلام شده می خواهد و تعدادی دفتر و سایت و حرکات مسالمت آمیز و حمایت های خاص خود.
تعهد دوساله وکمک اسرائیل به فرقه رجوی
تعهد دوساله سرکرده فراری فرقه رجوی درسال 2006 پس ازتحمل این همه شکست وذلت وخواری با توجه به سرعت گرفتن فروپاشی نیروهایش درعراق و اروپا وامریکا تصمیم گرفت سرانجام این فرقه را به تهاجم احتمالی امریکا واسرائیل به ایران پیوند زند زیرا او معتقد بود که این کشورها تا قبل از پایان مدت ریاست جمهوری بوش به ایران حمله نظامی خواهند نمود…
مجاهدین در اوج حقارت و خودباختگی
اگر نگاهی به وضعیت کنونی فرقه تروریستی مجاهدین خلق بیندازیم به راحتی خواهیم فهمید که این فرقه در اوج تزلزل، از هم پاشیده گی فکری و استراتژیکی و در منتها الیه خط خودباخته گی و خود فروشی دست و پای بی فایده میزند.
از فاجعه سوم می توان اجتناب کرد
سازمان مجاهدین را منزوی ترین نیرو در میان تمام سازمان سیاسی ایرانی است. دولت امریکا و اتحادیه اروپا این سازمان را”تروریستی” می شناسند. رفتار مجاهدین با مخالفین سیاسی بوی خون می دهد. ساختار درونی آنان تا حد خطرناک ساختاری نزدیک به مدل”خدایگان و بندگان” است.
راه حل سوم مجاهدین، جنگ جهانی سوم
فرقه تروریستی رجوی سعی می کند به این وسیله طرف های نظامی غربی را مجاب کند که منتظر نشوید که این بمب خیالی تکمیل شود و مسلما برای توقف بایستی آن را بمباران کنید. این همان استراتژی است که سران این فرقه دنبال می کنند و از هیچ گونه جاسوسی و وطن فروشی در مقابل مردم ایران و به نفع متجاوزین صهیونیست و حامیان و اجدادشان در غرب فروگذار نمی کنند.
فرقه رجوی از جنگجویان مقدس تا جاسوسان غیرقابل مصرف
شاید دریک نگاه سطحی بین دیدگاه های مسعودرجوی و عثامه بن لادن و ملامحمد عمر تفاوت به چشم بخورد ولی این تفاوت عقیده نیست بلکه این افراد درتاکتیک های رسیدن به جهان آرمانی خود باهم کمی اختلاف سلیقه دارند. تفاوت سلیقه آنها اینست که افراد پریشان فکروتوهم گرایی چون رهبرفرقه رجوی برای رسیدن به قدرتی که درذهنیت آشفته وبیمارخود ساخته وپرداخته است ازمراجع فکری بیشتری برای رسیدن به هدف خود استفاده می نماید.
جرقه و جنگ هدف خائنانه فرقه مجاهدین
اما چرا فرقه مجاهدین به جنگ علاقمند بوده و در آرزوی سرنوشتی مثل مردم عراق برای هموطنان خود لحظه شماری می نماید؟ این کاملا مشخص است که وطن دوستی و میهن پرستی بعد از سالیان دراز در خدمت صدام حسین بودن دیگر برای فرقه مجاهدین کاملا بیگانه می باشد.
سازمان مجاهدین از دیدگاه ثریا معزی – قسمت اول
اصولاً سازمان در برخورد با هرگونه سازمان یا ارگان سیاسی یا غیر سیاسی و حقوق بشری و یا هر شخصیتی که در مقابل خود و سیاست های خود ببیند و یا حتی همراه با خود نبیند، شیوه کار یکسانی اتخاذ می کند و آن تخریب چهره سیاسی ـ اجتماعی ارگان و شخصیت مربوطـــه می باشد.