گذشت زمان و کنار رفتن نقاب ضد امپریالیستی مجاهدین
به دلیل جنایات بی شمار رجوی جلاد و افشاگری های گسترده افرادی که از فرقه گریخته و از آن جدا شده اند، چهره او آنقدر سیاه شده که حتی آمریکا هم برای پرهیز از بدنام شدن حاضر نیست بطور مستقیم از او حمایت کند. آنها که دیگر آفتاب دیکتاتوری شان به غروبش نزدیک می شود با چنگ زدن به هر خس و خاشاکی می خواهند چند صباحی به عمر ننگین فرقه ای خود ادامه دهند
علت لجن پراکنی فرقه مجاهدین علیه مقامات قضایی عراقی ناشی از چیست؟
ثالثا این شگرد همیشگی سران فرقه هست که چون توان پاسخگوئی در مقابل جنایاتی که مرتکب شده اند را ندارند لذا سعی می کنند با لجن پراکنی وهیاهو از پاسخگوئی طفره بروند کما اینکه در مقابل نیروهای ناراضی هم همین شگرد را بکار می برند ویا در مورد خانواده ها که اکنون بیش از ده ماه هست که جلوی درب اسارتگاه عزیزان خود برای دیدار با آنان در تحصن بسر میبرند هم همین شگرد را بکار میبرد
نقدی بر کتاب” خانواده مجاهدین یا مزدوران ارتجاع” – قسمت دوم
سخنانی که رجوی در این بخش از کتاب بکار برده برای شناخت این فرقه و نحوه برخورد شدید و خشن با مخالفین بسیار پر اهمیت می باشد و شایسته تحلیل و بررسی جداگانه از ماهیت این فرقه می باشد. در سراسر کتاب هیچگونه اثری از پاسخگوئی به هزاران سئوالی که خانواده های محروم بر اساس اولیه ترین نیازهای انسانی کرده اند داده نشده است. تمامی کتاب مملو از شعارها و مثالهائی است که باید قید خانواده در صورتی که در خدمت منافع سازمانی قرار نگیرد زده شود.
هذیانهای اخیر مزدور رجوی بی جهت نیست
پس بی دلیل نیست که رجوی در روز روشن به هذیان گویی، فحاشی و خط و نشان کشیدن افتاده است. یک روز خانواده ها را سگ و زنجیری و اطلاعاتی می نامد و روز دیگر به عجز و لابه افتاده و بفرمایید تو ملاقات کنید سر می دهد. یک روز کتاب تهدید آمیز چاپ میکند و روز دیگر برای اشرفی ها نوار دلداری پر میکند.یک روز نفس کش می طلبد و روز دیگر بزرگی کرده و از سر کرم می بخشاید.اما رجوی فراموش کرده است که با این حرف ها برای خانم و بچه ها نمی شود تنبانی دوخت!
سنگ بزرگ فرقه رجوی علامت نزدن است
از اول آذر ماه فرقه درگل مانده رجوی خائن که سرانش فراری اند و بدنه اش در عراق زمین گیر شدند، با صدور اطلاعیه و سر و صدای زیاد در تلویزیون خود، اعلام فراخوان برای 16 آذر کرد و خواهان یک هفته اعتراض در ایران شد!!! اما باز هم همچون فراخوان های دیگر که جز مایه ننگ و شکست برای این فرقه نبود، این بار هم مشخص شد این فرقه هیچ پایگاهی در بین مردم ایران ندارد.
سرفصلی تعیین کننده جهت آزادی اسیران درقلعه اشرف
رجوی چون جن و بسم الله از روزنامه ها و تلویزیونها و افکار عمومی هراس دارد و حضور دهها خبرنگار و صدها فعال مدنی در مقابل درب قلعه اشرف بی تردید ضربه جانانه ای است که رجوی را بیشتر به محاق فرو برده و بایست علاوه براین تمهیدات سرکوبگرانه جدیدتری را برای کنترل باز هم بیشتر اعضای خود بکار بندد چرا که وقتی موضوع به جامعه و افکار عمومی کشیده میشود آنجاست که رجوی از درون چون تنور میسوزد و راه گریزی هم ندارد.
سرکردگان گروه جندالله از سرانجام فرقه تروریستی رجوی پند بگیرند
به نتیجه سی سال تلاش بی سرانجام این گروه تروریستی نگاه کنید. آنچه اکنون از تلاش سی ساله تروریستی این فرقه بجامانده چیست؟ یک گروه منزوی ومتلاشی که سرکردگانشان تحت تعقیب پلیس بین المللی قراردارند. این گروه مورد تنفر عموم ایرانیان هستند. تعدادشان درمجموع حدود 5000 نفرند. سه هزارنفر از آنها باسابقه تروریستی مسن وبیمارند که بعد از خلع سلاح شدن دریک اسارتگاه محصورشده ودرحال جمع شدن درکشورعراق روزهای تیره وتار خود را می گذرانند
آغاز خوش برای اسیران ؛ پایان بد برای رجوی
به هر روی انچه در روز شنبه 20 اذر در جلو درب اسارتگاه رجوی اتفاق افتاد نوید ازادی اسیران فرقه رجوی بود و اینکه سران فرقه باید بدانند تا ابد نمی توانند انسانها را برای ادامه خوش گذرانی های خودشان قربانی کنند و اگر سران فرقه دل به یک عده جنگ طلب و سرویسهای جاسوسی و اسرائیل بسته اند و پشت گرمی؛ باید بگویم که بد جوری اشتباه کردید از اینها برای شما ابی گرم نخواهد شد
چرا سران فرقه مجاهدین در اوج درماندگی بسر می برند؟
حضور چشمگیر و تحصن 10 ماهه خانواده های محترم اسیران در قلعه رجوی در جلوی درب این اسارتگاه تنها دلیل می باشد. همانطور که می دانید در این مدت 6 تن از اسیران موفق به فرار از اسارتگاه شده اند و سران فرقه در اوج عصبانیت ابتدا سعی کردند قربانیان را وادار به توهین به خانواده هایشان کنند اما این عمل بی شرمانه جواب نداد.
نگاهی به تحصن ده ماهه خانواده ها و تهدید های توخالی سرکرده فرقه رجوی
از یاوه گویی ها وچرند بافی ها وادعای پیامبری این مزدور اجاره ای صدام و روضه خوانی های رذیلانه وداستان سرایی های مسخره وتهوع آور وبی نتیجه این موجود پست فطرت که بگذریم _ چنین پیامی تنها یک نکته مهم درخود دارد وآن چیزی نیست چون تهدید خانواده های متحصن و جداشدگان وافشاگران ومنتقدان این فرقه مذهبی تروریستی
از دیپلماسی انقلابی تا دیپلماسی سرکاری – قسمت دوم
برای نمایندگان احزاب چپ اروپائی در همان 30 ژوئن امسال مشخص شد که آنها نمی توانند در کنار جنگ طلبان آمریکائی مانند جان بولتن و دیگران قرار بگیرند. تعداد نمایندگان اروپائی که در 30 ژوئن امسال از مجاهدین حمایت کردند چند برابر بیشتراز تعداد نمایندگانی بود که در 10 آذر حضور پیدا کرده بودند. عدم حضور این تعداد در نمایش 10 آذر بسیار چشمگیر بود و نشان می دهد که مجاهدین برای پیدا کردن چهار تا آدم صاحب نام دچار چالش سیاسی شده اند.
فرقه رجوی و نخست وزیری مالکی
هر روز بین عناصر باقی مانده بعث و فرقه پیوندهای جدیدی بوجود می آمد. این پیوندها عمدتاً در اروپا و آمریکا برنامه ریزی می شد و شکل میگرفت و در عراق بصورت بحران های بیشتر بروز میکرد و تنش های بیشتری در این کشور بی ثبات بوجود می آورد. و برای فرقه مشخص بود باید مالکی را یک فرد غیر عراقی و وصله ناجور با شرایط عراق معرفی کند که دستش مدام به جانب ایران دراز است و در تمام مسایل داخلی و خارجی عراق از ایران دستور میگیرد و از خودش هیچ اراده ای ندارد.