بیوگرافی خانواده رجوی
مسعود رجوی به پدر و مادر خودش هم رحم نکرد و آنها را بازیچه اهداف قدرت طلبانه خود نمود و در حالی که پدر و مادرش در خانه خود زندگی بدون دردسری داشتند و کسی هم به آنها کاری نداشت به دروغ به آنها گفته بود حکومت ایران قصد دستگیری شما را دارد و برنامه ای مشکوک ترتیب دادند که آنها از خانه فراری شوند و بعد هم شرایطی پیش آوردند که آنها دستگیر شوند تا مسعود به این وسیله به نفع خودش تبلیغ کند که رژیم به پدر و مادر پیر رهبر مجاهدین هم رحم نکرد و آنها را دستگیر نمود.
چگونه فرقه ها میتوانند از اعضاء خود٬ انسانهایی برای عملیاتهای تروریستی بسازنند؟! – قسمت دوم
بطور خلاصه تمامی فرقه ها و بطور خاص فرقه مجاهدین٬ تمامی استراتژی نیرویی خودرا برپایه جهل نیروها استوار کرده بود! داستانهای حماسی از رهبری سازمان را صبح تا شب در گوش آنها تکرار میکردند تا نیروها در ذهنشان٬ فاصله ای پر نشدنی باو حس کنند وهمین امر باعث میشد که فرامینش را تمام و کمال گوش واجرا کنند!
به یاد کشته شدگان ۱۸ فروردین ۹۲
خانم مریم رجوی اگربه وفا وایمان پایبند بودید چرا آن موقع بطورصادقانه اعلام نکردید که من از کنار شما می روم به فرانسه تا زنده بمانم وبرای مرگ شما درآن کشور اشک تمساح جاری کنم. بی خبر به فرانسه رفته وموقع دستگیری آن هم دو روز بعد ازاینکه همه خبرگزاری ها اعلام کرده بودند، ناچار شدند به نفرات بگویند که دولت وقت فرانسه با رژیم مماشات کرده وما باید برای رهایی (خواهر مریم) در جلو دیدگان خودسوزی کنیم و ما باید ازسر ترس یک تعهد خود سوزی را می نوشتیم آیا این بود درس وفا وایمان شما؟!
به یاد حرف های گزاف مسعود
به هرحال بازی با کلمات عادت همیشگی آقای رجوی است. بعنوان مثال درسال 1370 و در زمان رژه چندباره زرهی های سازمان درقرارگاه اشرف، به خبرنگاران اعلام نمود:” آنچه که شما منتظراتفاق افتادن آن هستید، زودتر ازآن که فکر میکنید، دست یافتنی خواهد شد و ما حکومت ایران را بزودی سرنگون خواهیم کرد.! آقای رجوی اززمان خروج ازایران تا لحظه رسیدن به کاخ های عراق مدام به رویاهای خیالی خودفکر میکرد و با دادن پیام آتش به نیروهای فریب خورده، فقط هیزم آتشی برای پرپر شدن آنان فراهم نمود.
انگیزه پنهان شده در درخواست رهبری سازمان مجاهدین برای تسلیح مجدد
پر واضح است که هدف اصلی سران سازمان مجاهدین و رجوی ها اینست که پای هیچ کدام از این نیروهای گرفتار در کمپ لیبرتی به کشورهای امن و آزاد نرسد و همگی در عراق کشته شوند؛ تا خانم مریم رجوی در خارج کشور و در سفرهای آنچنانی اش برای خودش خوراک تبلیغاتی درست کند و به مظلوم نمایی بپردازد. چون که ایشان برای جان افراد سازمان ذرهای ارزش قائل نیستند و افراد سازمان را به چشم ملک شخصی خود می نگرند و همانطور که رجوی همواره در نشست های تشکیلاتی می گفت خون افراد مال خودش و نفس آنها باید در اختیار مریم عضدانلو باشد تا هر طور که خواستند از این خونها و جانها استفاده کنند.
فرقه تروریستی و جبهه ضد بنیادگرایی!؟
ایشان همچنین در ادامه سخنان تکراری اش به مسئله حجاب و پوشش زنان اشاره کرده اند و گفته که مخالف پوشش و حجاب اجباری زنان هست ؛ در اینجا می خواستم از ایشان بپرسم ؛ اگر واقعا راست می گویید ؛ پس چرا اگر در مناسبات قرون وسطایی خود اگر یک تار موی زنی بیرون باشد او را در نشست مغز شویی تحت عنوان نشست غسل به باد انتقاد و کتک می گیرید؟
از وقاحت و بی شرمی مسعود و مریم متعجب می شوم
دور تا دور کمپ را دیوار بلندی کشیده اند و چندین لایه نگهبان گمارده اند. در آسایشگاهها موقع خواب بپا گذاشته اند تحت عنوان هوشیار – پست های نگهبانی ضلع قرارگاهها 4 نفره هستند تا حتی نگهبانان خودشان هم فرار نکنند. این ناجیان خلق ایران اکنون خود آزادی شان سلب شده و ورق برگشته خلق قهرمان به درب قرارگاه اشرف رفتند و تلاش کردند تا کسانی که مدعی رهایی خلق هستند را برهانند وامروز هم همان خلق قهرمان بیانیه ودرخواست آزادی شیر مردان وشیر زن میدهند.
دمکراسی و… دروغ های مریم رجوی – قسمت چهارم
هم پای نشست های توجیهی که توسط مهوش سپهری (بالاترین زن شورای رهبری) برای زنان برگزار می گردید، نشست هایی هم توسط شخص مریم و مسعود رجوی برگزار می شد که محتوای آن بیشتر گپ زدن و ایجاد رابطه عاطفی بین زنان و رهبری بود تا به اصطلاح خلأ عاطفی آنان با مسعود رجوی پر شود (زنان فرمانده خلأ عاطفی خود را فقط بایستی با مسعود رجوی پر می کردند تا هنگام فرماندهی و کار با مردان تشکیلات از محکمی و صلابت برخوردار باشند).
خود بزرگ بینی رجوی او را کر و کور کرده است
در یک مورد دیگر بدلیل سنگ کلیه از درد شدید به خودم می پیچیدم وقتی مرا به بیمارستان اشرف بردند دکتر اکبر از دکترهای سرسپرده فرقه رجوی به جای آمپول ضد درد به من آب مقطر تزریق کرد چرا که بیچاره فکر می کرد من دارم تمارض می کنم وقتی دید هنوز دردم کم نشده باز بجای آمپول ضد دردهای شدید آمپول دیازپام تزریق کرد
عاشورا در فرهنگ رجوی به معنی فرار از جنگ
رجوی فقط در مقطع بعد از سی خرداد سال 60 نبود که صحنه جنگ را ترک و راه فرار در پیش گرفت بلکه او طی این سالیان نیز همیشه همین کار را کرده است. برای مثال در نشست های تشکیلاتی و در نشست های طعمه و مراسم روز عاشورا در قرارگاه باقر زاده در سال 1380 باد به غبغب انداخته و برای همه کری می خواند که در عملیات فروغ جاویدان همراه همسرش در کنار رزمنده گان خواهند بود و دستور حمله را صادر می کنند. ولی افسوس که این رهبر خیالی و خیانت کار همیشه در موقع حساس صحنه را ترک می کند
گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت پانزدهم
حقیقت این است که من بنا به دلایل خیلی خاص و البته مستند از موضوع این ازدواج و آن پیشینه ای که از رابطه مریم و مسعود بیاد می آورم و در ادامه فاصله زمانی بین ازدواج مسعود با فیروزه، آمدن مریم در دم و دستگاه مسعود، نزدیکی مریم به فیروزه و مسعود و فاکتورهای دیگر تحت هیچ شرایطی نمی توانم انگیزه این ازدواج را جز از زاویه یک رابطه شخصی دو طرفه میان مریم و مسعود ارزیابی کنم. یعنی اول می خواهم بر روی انگیزه های واقعی این ازدواج انگشت بگذارم در مقابل آن انگیزه ها و دلایل واهی و ساختگی که به این ازدواج سنجاق شده است.
گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت دوازدهم
هر کسی در درون خودش یک پیشوا و رهبر خودبخودی درست کرده است. این را رجوی به قبر تعبیر می کند و می گوید برای رستگاری و هدایت باید این سنگ قبر برداشته بشود تا افراد بتوانند خودشان را به آن رهبر واقعی بیرونی وصل کنند. به قول خودش دوشاخه شان را به پریز رهبری وصل کنند و از او انرژی بگیرند. این صورت مسئله ای است که رجوی از وضعیت خودش و ملاء اش ارائه می دهد. اما به دنبال همین صورت مسئله رجوی یک راه حل را مطرح می کند به این معنا که اگر قرار باشد از این قبر بیرون بیاییم و از نور آن رهبری منتفع بشویم، قبلش باید یک کسی آن سنگ قبر را از روی قبر ما بردارد. اگر چنین کسی نباشد بخودی خود ما نخواهیم توانست از این قبر بیرون بیاییم. کسی که این سنگ قبر را بر می دارد، همین مریم است. کسی که ما را به آن نقطه آرمانی و پریز رهبری وصل می کند همین مریم است. شاید یک جمله ای از قول مهدی ابریشم چی که خوشبختانه همراهم دارم بتواند کلیت این مفهوم را بیان کند.