مصاحبه با آقای برات کیخایی جداشده ی از فرقه رجوی
حدود سال 70 بود که بحث طلاق های اجباری عمومی شد و دیگر کسی در اشرف نباید متاهل می شد و حتی متاهل ها هم باید همسر خود را طلاق می دادند و این حکمی بود که تنها خود مسعود رجوی را شامل نمی شد، در این زمان تشکیل خانواده حرام و خانواده کانون فساد معرفی گردید، و جالب اینکه من مجرد بودم و برای جلوگیری از ازدواج امثال من می گفتند اتفاقاً طلاق برای شما حیاتی تر و لزومش اجباری تر هست چرا که شما باید فکر اینکه بخواهید ازدواج کنید را ترک و طلاق بدهید، من مخالفت کردم و به همین دلیل مدتی دور از سایرین در قرنطینه بودم
نامه به زنان عرب شرکت کننده در شوی مریم رجوی در ویلپن پاریس
همۀ افراد این سازمان از هر گونه تماس و ارتباط با افراد خانواده هایشان محروم و ممنوع هستند بطوریکه رهبران سازمان به من اجازه نمی دادند با دختر بزرگم زینب که اکنون در کمپ لیبرتی متعلق به این سازمان در بغداد می باشد دیدار کنم در حالیکه هر دوی ما داخل سازمان و در کمپ اشرف در عراق بودیم و به آن دخترم اجازه ندادند حتی با خواهر کوچکترش مونا که از ایران برای دیدار اولین بار بعد از سی سال با من یعنی پدرش و با خواهرش در داخل سازمان به عراق آمده بود دیدار کند.
نامه یک جداشده به خانم ناوی پیلای کمیسر عالی حقوق بشر
من به عنوان فردی که سالیان سال از عمرم را در این تشکیلات مخوف و فرقه ای گذراندم از شما به عنوان یک مسئول که جان انسانها برایتان ارزش دارد می خواهم به کمک افراد در لیبرتی بیائید و نگذارید دیگر افراد قربانی جاه طلبی شخص رجوی شوند و برای انتقال آنها به کشور ثالث مجموعه اقدامات لازم را انجام دهید و نگذارید بیش از این دوستانمان در لیبرتی قربانی خودخواهی ها و خودکامگی مسعود رجوی شوند و با ترتیب دادن مصاحبه خصوصی با افراد سازمان و ملاقات افراد با خانواده هایشان که سالیان طولانی است در دوری و جدایی از عزیزانشان چشم براه هستند آنها را یاری دهید.
دفاع از حقوق بشر یا سیاست گرفتن جان افراد
در سالروز کشته شدن 52 نفر اسیر در اشرف شروع به صحبت های تکراری نموده و آن را حماسه سرخ فام اشرف معرفی نموده بی آنکه از خودش بپرسد چرا حاضر نشد این افراد را به لیبرتی انتقال دهد با وجود اینکه بارها دولت عراق به او فرصت داد که افراد را از اشرف خارج کند.اما حاضر نشد تن به جابجایی آنها بدهد و کشته شدن این افراد به خاطر جنایتهایی بود که مسعود در زمان حاکمیت صدام برعلیه مردم عراق روا نموده بود.
رجوی می خواهد فاجعه دهم شهریورماه ۱۳۹۲ تکرار شود
حال نگرانیم اینست که امثال برادرم بسا برای رجوی بی اهمیت هستند ودرشرایطی که رجوی احساس نیازبکند حتما به بهانه هایی آنان را قربانی خودش خواهد کرد وبه کشتن خواهد داد. شخصا سرموضعگیری مریم رجوی خیلی حساس شدم واحساس میکنم که برخلاف قبل که داعش را عشایرانقلابی قلمداد میکرد الان دارد علیه آنان شدیدا موضعگیری میکند تا آنان را تحریک وجری کند که به لیبرتی حمله کنند واعضای لیبرتی را کشتارکند وبعد همین مریم رجوی خوش گذران با به نمایش گذاشتن عکسهایشان درانظارجهانی مظلوم نمایی کند و بدنبال کسب وکار و تجارت خودش باشد
فرصت زندگی که توسط سازمان مجاهدین گرفته شد
آقای نظری با چشمان اشکبار سرکرده فرقه رجوی و سران آن را نفرین کرده و می گوید سران سازمان مجاهدین بودند که لحظات خوش زندگی خانواده ام را به یاس و ناامیدی تبدیل کرده و آنها بودند که همسرم را از من گرفتند و بچه هایم را یتیم کردند و خداوند از آنها نگذرد که من اینچنین بهترین دوران زندگیم را از دست دادم و آنها بودند که فرصت زندگی را از من و امثال من ربودند.
جانباختگان سال گذشته دراشرف، قربانی جاه طلبی رجوی شدند!
معلوم نیست که چرا این نماینده ی پارلمان اروپا تصور میکند که این جان باختگان برای پایان خشونت درکمپ اشرف بوده اند؟مگر او نمیداند که اشرف مکان شومی بود برای تدارک وسازماندهی تحرکات تروریستی درایران، لانه ی ماری بود که افراد خود را در اسارت و زنجیر نگه میداشت و از اعمال شکنجه، زندان و کشتن آنها دریغ نمیکرد و بنابراین خود نمونه ی بارز ناقل خشونت بوده است؟؟
گفتگو با خانم بهشتی، فرقه رجوی با خانواده شما چه کرد؟
در طول این سالیان بزرگترین غمهای دنیا را تجربه کردم. روزها برایم سخت و سخت تر می شد. در این چند سال انتظاری چه دردهایی را که تحمل نکردم، چقدر نذر و نیاز که نکردم. هر سال ماه اسفند به امید اینکه برادرانم به خانه برمی گردند خانه تکانی می کردم، هفت سین آماده می کردم، اما جز عکس آنها چیزی نبود. دلم خیلی می گرفت، دلتنگشان می شدم، اما جز عکس آنها چیزی نبود.
نگذارید مریم رجوی از اعتبار و آبروی شما سوء استفاده بکند
مریم رجوی همان شخصی است که به دستور او و شوهرش تمامی اعضای سازمان مجاهدین خلق از زن و شوهران خود جدا شدند و مریم رجوی همۀ زنها را طی جلساتی که با زنان داشت محرم مسعود رجوی کرد و آنها را زنان مسعود خواند. ایشان اعتقاد دارند که زن باید صاحب داشته باشد و صاحب همۀ زنها مسعود رجوی است. حال خانم رجوی نزد شما از استقلال و مسئولیت پذیری زنان در فرقه اش صحبت می کند!!!
ترجمه نامه سرگشاده احسان روشن ضمیر به خوزه لویس رودریگز زاپاترو
رجوی به همه اعضاء خود اینرا القاء کرده و میآموزد که آنها ازهمه انسانهای روی کره زمین بالاترند. اگر چه در حال حاضر این امر را میتوانند در درون سازمان (فرقه) خود به اجرا بگذارند. رجوی خودش را یک پیغامبر معرفی میکند که توسط خدا فرستاده شده و نماینده خداست در زمین. عالیجناب بعنوان نمونه میتوان به این امر اشاره کنم که رجوی با همین بینش دستور داده همه اعضاء فرقه رجوی از همسرانشان جدا شوند و ادعا کرد که زنان متعلق به او هستند و نه به شوهرانشان. بعد از جدا کردن زنان از همسرانشان با آنها ازدواج نمود و به آنها قول پاک شدن از نا خالصی ها را در اثر این ازدواج داد.
چگونه به مادرم بگویم که دیگر فرزند اسیرش را نخواهد دید
متاسفانه خبردارشدیم،بنا به گفته سازمان اسیرکش رجوی برادرم دراردیبهشت 92 براثر بیماری درکمپ لیبرتی فوت شده! این خبربرای خانواده بسیار دردآورد بود،اما بعد ازگذشت یکسال هنوز جرات نکردم این موضوع را به مادرم بگویم!! ولی این روزها مادرم هرشب خواب می بیند ومی گوید حس می کنم برای پسرم اتفاقی افتاده،حتما بلایی سرش آمد،؟! از ما می خواهد که برایش خبری ازفرزندش بگیریم! متاسفانه تعبیر خواب مادرم درست است اما نمی دانم چگونه به او بگویم که دیگر فرزندش را نخواهد دید!!
بیاد آنهایی که هنوز دراسارت فرقه رجوی هستند
سرکردگان فرقه از جمله مهدی ابریشمچی پست فطرت بطور مستمر وارد اردوگاههای اسرای جنگی شدند و با ریا کاری به آنها وعده های فریبنده زیستن درشرایط بهتراز اردوگاه عراق و بازگرداندن زودتر ازموعود به ایران را دادند. ومتاسفانه با همین ترفندها توانستند تعداد قابل توجهی از اسرا را به قرارگاه فرقه بکشانند! مسئولان کمپ بدنام سابق اشرف هم نیروهای باقی مانده که خبری از نیت رجوی نداشتند را در روز ورود اسیران فریبفته شده جلوی درب کمپ اشرف جمع کردند تا شاید آنها با مشاهده ورود کاروان اتوبوس های حامل نیروهای به اصطلاح جدید کمی روحیه بگیرند!!