ماجرای پول تو جیبی های مجاهدین
اصلا مقوله پول در فرقه رجوی داستانهایی دارد بدبختانه از آنجایی که افراد مدتهای طولانی پول ندیده اند و در جریان اقتصاد روزمره و داد و ستد و بده بستان پولی جامعه قرار ندارند مانند انسانهای غار نشین و اصحاب کهف ارزش پول را نمی دانند تا بفهمند چه مبلغی زیاد یا کم است و اصلا پولی که توی جیب آنها می گذارند چه مسئله ای از آنها حل می کند. آنها فکر می کرده اند لابد با 200دلار می توانند در اروپا شاهانه زندگی
گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت دوازدهم
هر کسی در درون خودش یک پیشوا و رهبر خودبخودی درست کرده است. این را رجوی به قبر تعبیر می کند و می گوید برای رستگاری و هدایت باید این سنگ قبر برداشته بشود تا افراد بتوانند خودشان را به آن رهبر واقعی بیرونی وصل کنند. به قول خودش دوشاخه شان را به پریز رهبری وصل کنند و از او انرژی بگیرند. این صورت مسئله ای است که رجوی از وضعیت خودش و ملاء اش ارائه می دهد. اما به دنبال همین صورت مسئله رجوی یک راه حل را مطرح می کند به این معنا که اگر قرار باشد از این قبر بیرون بیاییم و از نور آن رهبری منتفع بشویم، قبلش باید یک کسی آن سنگ قبر را از روی قبر ما بردارد. اگر چنین کسی نباشد بخودی خود ما نخواهیم توانست از این قبر بیرون بیاییم. کسی که این سنگ قبر را بر می دارد، همین مریم است. کسی که ما را به آن نقطه آرمانی و پریز رهبری وصل می کند همین مریم است. شاید یک جمله ای از قول مهدی ابریشم چی که خوشبختانه همراهم دارم بتواند کلیت این مفهوم را بیان کند.
مسعود رجوی یک بار با خاموش کردن چراغ داشت اسرای جنگی را میکشت اینبار چه خبر است؟
ابلاغیه چراغ خاموش این بار مسعود رجوی که خودش تعادل روانی اش را از دست داده است حکایت از آن دارد که مسعود رجوی در تمامی زمینه های سیاسی و نظامی و ایدئولوژیکی شکست سختی خورده است و سر به جنون زده است و فرمان کشتار جداشدگان و منتقدین و مخالفین را داده است و در دنیای مدرن امروز اگر کسی دیگران را به کشتن تهدید بکند جنون دارد و می بایست در تیمارستان معالجه شوند.
زندگی در اردوگاه لیبرتی
خبرهای رسیده از درون اردوگاه لیبرتی، محل استقرار نیروهای فرقه رجوی در عراق، حکایت از هرچه سخت تر شدن ضوابط داخلی و محدودیت ها دارد. لازم به ذکر است که این اردوگاه در مقایسه با پادگان اشرف بسیار کوچکتر است اما با این حال در داخل آن و بین یکان های مختلف تقسیم بندی و حصار کشی شده و هر کس بخواهد از یک یکان به یکان دیگر برود باید حین عبور فرم ویزا با امضای بالاترین مسئول یکان مربوطه را در دست داشته باشد.
دستور العمل تشکیلاتی رجوی: برادر لمیده و بیمار افتاده در آسایشگاه نداریم
خوب یادم هست که ماه های متمادی چهارشنبه ها کار ما این بود که از صبح تا غروب جعبه های حاوی مهمات توپ 130 و 122 و تانک تی 55 را که فوق العاده سنگین بودند از زاغه هایی که برای یگان ما مشخص کرده بودند خارج کرده، تنظیف نموده و دوباره به داخل آن بر میگرداندیم.
فلسفه تبدیل”شورای رهبری” به”شورای مرکزی” به دستور مریم رجوی
آنچه امروز باید بر آن متمرکز شد، بازی جدیدی است که مریم قجرعضدانلو با همفکری مسعود رجوی بدان متوسل شده تا خود را از فاجعه ای فروپاشنده حفظ نمایند. مسلماً طرح مسئله انتخاب”شورای مرکزی” در فرقه، برای چندین ماه افراد معترض و متناقض را سرگرم می کند تا به مسائل سیاسی-منطقه ای فکر نکنند (همانگونه که در سال ۱۳۸۰، مسعود رجوی با برگزاری نشست های سرکوب موسوم به”طعمه” موفق شد افکار معترض و متناقض اعضای فرقه را از مسائل سیاسی-منطقه ای، به سمت دعواهای درونی منحرف نماید). اما آنچه که برای مریم در چشم اندازی دورتر ترسیم شده، خطر بزرگی است که تمامیت تشکیلات مافیایی وی را تهدید می کند.
مرگ های مشکوک در فرقه رجوی ادامه دارد
مسعود رجوی با این رویه اولا یک فرد معترض و مسئله دار که به قول خودش دارای ویروس مسری سرپیچی است را حذف و خنثی می کند و ثانیا با استفاده از جنازه او به مظلوم نمائی پرداخته و از خون وی برای ادامه حیات خفیف و خائنانه خود ارتزاق می نماید.
سکته قلبی در فرانسه، قلعه اورسوراواز چرا؟
خانم مریم رجوی آیا فراموش کردید که چگونه باعث شدید که خانواده میر یعقوب ترابی از هم پاشیده شود؟ به دروغ وی را وادار کردید که که از طریق آن پیرزن کانادائی که به یعقوب کمک می کرد چند وام کلان بگیرد. از خانم خودش وام بگیرد وقتی موقع پرداخت وام ها شد. مسئول وقت سازمان در کانادا گفت این پول ها وارد حساب انقلاب مردم ایران شده و فعلا نداریم بدهیم. بعد از پیروزی انقلاب می پردازیم. به خاطر آن وام ها مجبور شد از کانادا به عراق برود.
خانم رجوی! شعار های توخالی دادن دردی را از شما درمان نمی کند
از آنجاییکه خانم مریم رجوی بسیار به عدد هزار علاقه مند هستند. لذا این دفعه تصمیم گرفتند که بی خیال هزار همردیف و صفی تا تهران شورای رهبری شوند و به خانم زهره اخیانی مسول اول فرمالیستی سازمان دستور دهند که سریعا انتخابات برگزار کند و هزار زن را برای شورای مرکزی سازمان برگزیند و ایشان هم در عرض سه سوت دستور رئیس جمهور مادام العمر را اجرا کرده و در یک انتخابات کاملا آزاد و دمکراتیک از میان زنان سازمان که کل آنها در زمان صدام حسین نهصد نفر بودند و تازه ششصد تن از آنان در شورای دست ساز رجوی هستند
فریده ونایى، قربانى دسیسه هاى شیطانى
شکى ندارم که فریده از همان ابتداى سرنگونى صدام و حزب بعث، بارها مرگ خودش را از خدا خواسته است تا از دست رجوى خلاص شود. قبل از سرنگونى صدام دیکتاتور عراق، من فریده را خوب میشناختم و فرمانده محورمان بود و زیاد در رابطه با مشکلات و تصادم با من صحبت داشته، آنزمان واقعاً خیلى فعال و سرحال بود و انگیزه داشت، اما بعد از سقوط دولت قبلى عراق و عدم چشم انداز براى سازمان مجاهدین، روحیه او خیلى پائین آمده بود.
مرگ میر یعقوب ترابی، ننگ دیگری برای مریم قجرعضدانلو و سرکوب های درون فرقه ای
شب قبل از فرار ما از اشرف وی را مطلع کرده بودیم و از این مسئله آگاه بود اما آنگونه که خودش می گفت هنوز منتظر بود تا از طریق سازمان ملل به خارج منتقل شود چرا که شهروند کانادا محسوب می شد لذا جدایی را برای روزی که بتواند از این طریق از عراق خارج شود موکول کرده بود. زندگی در اسارت آمریکایی ها در این سن و سال برای او راحت نبود اما چنین روزی که انتظارش را می کشید بسیار طولانی شد. روزی که متاسفانه در واپسین روزهای مرگ فرارسید.
رجوی ها همان یزید دورانند
شمایی که ادعای پیروی از راه حسین را می نمائید و تا بحال بارها و بارها حرکت جنایت کارانه و تروریستی خود را حرکت عاشورا گونه نامیده اید و مدعی پیشرو این حرکت بوده اید چرا نیروهای خود را در حساس ترین زمان رها کرده و به کاخ یزیدیان زمان پناه برده اید؟