برادر عزیزم تمام عیار حمایتت می کنم
اسماعیل جان سلام خوبی عزیزم همین چند روز پیش در دفتر جدید انجمن نجات گیلان با آقای پوراحمد دیدار صمیمانه ای داشتم و به ایشان تبریک گفتم و با هم تجدید پیمان کردیم تا نیل به مقصود یعنی رهایی تمام اسیران از تشکیلات سیاه رجوی گامی واپس ننهیم. اسماعیل جان لابد در جریان فعالیتهای اعضای […]
پیام داود پورعابد به برادرش فرزان پورعابد در کمپ مانز مجاهدین
با سلام خدمت برادر اسیرم آقا فرزان پارسال همین ایام برایت نامه ای نوشته بودم که چون پاسخ ندادی خیلی دلسرد شدم. امروز که نزدیک چهلم در گذشت مامان هست گفتم چند خطی برایت بنویسم شاید که اندکی سبک شوم. بله آقا فرزان مامان هم چشم انتظار از پیش مان رفت و تنهایمان گذاشت. مامان […]
پیام تصویری غریب ناصری کریموند به برادرش یاری جان ناصری کریموند
یاری جان کریموند سالهاست که در اسارت تشکیلات رجوی به سر می برد و مناسبات غیر بشری حاکم بر این تشکیلات مانع ارتباط اعضا با خانواده هایشان می باشد. برادر یاری جان در تمام این سالها، این موضوع غیر انسانی را از طرف مختلف پیگیری کرده و خواستار احقاق حقوق خانواده اش و یاری جان […]
پیام هادی راسخی به برادرش علی راسخی در کمپ آلبانی
علی جان سلام امیدوارم خوب و سلامت باشی. پارسال همین ایام بود که از سر دلتنگی نامه ای برایت نوشتم و درد دل کردم ولی متاسفانه پاسخی از شما دریافت نکردم. بابا و مامان که از سر دلتنگی و چشم انتظاری دق کردند و ما را تنها گذاشتند. حقیقت خودم هم بازنشست شدم و به […]
پیام محمود آسمان پناه برای حسین پورعبدالهی در کمپ آلبانی
با سلام به دوست عزیزم حسین. امیدوارم که در سلامت کامل باشی و این نامه من را در سایت نجات ببینی. حسین جان، وقتی خواهرت را می بینم که در نبود تو چقدر بی تاب است و چقدر احساس دلتنگی می کند و وقتی می بینم که چگونه خودش را به آب و آتش می […]
پیام مرضیه حسینی به خواهرش زهرا حسینی در کمپ آلبانی
زهرا جان سلام امیدوارم حال و احوالت خوب باشد و تنت سلامت. نمی دانم خبر داری یا نه! شهریورماه گذشته بابا و مامان به فاصله یک هفته از هم، چشم انتظار، دار فانی را وداع گفتند و به معنای دقیق کلمه به آرامش رسیدند. بابا و مامان چهار دهه تمام چشم به راه دیدار تو […]
پیام جداشدگان استان کرمانشاه به دوستان قدیمی خود در کمپ اشرف ۳
جداشدگان استان کرمانشاه در پیامی سرشار از تجربه و همدلی خطاب به دوستان قدیمیشان در «اشرف 3» خواستار رهایی، بازگشت به خانواده و پایان مناسبات فرقهای شدند و از سختیها، از دسترفتنها و زخمهای جسمی و روحی آن سالها روایت کردند.
نامه فرامرز پروا به برادرش محمد علی پروا در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
حضور برادر عزیزم جناب محمدعلی (مامگه) سلام عرض می کنم. برادر جان من فرامرز برادر کوچکترت هستم. عرض سلام دارم و تمام اهل خانه و خانواده و اقوام سلام دارند و مشتاق دیدار و حداقل انتظار و آرزو دارند صدایت را بشنوند. برادر جان من از زمانی که از زنده بودنت از طریق دوستان جداشده […]
نامه صبورا شعبانی به برادرش محسن شعبانی
سلام برادر جانم محسن جانم عزیز دل خواهر امیدوارم حالت خوب باشد. چه سخت است که به جای در آغوش کشیدنت و بوسیدن روی ماهت، باید به نوشتن نامه ای که نمیدانم میخوانی یا نه اکتفا کنم. دوری ات زخمی بر قلبمان زده که مرهمش یافت نمیشود. دردانه خواهر، یوسف گمگشته ما کِی این دوری […]
نامه خواهران گل ریزان برای برادرشان عباس گل ریزان در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
عباس جان ما خواهرانت از راه دور به شما سلام می کنیم. ما نگران شما هستیم ای کاش می توانستیم به شما سر بزنیم و بعد از چندین سال با هم دیداری داشته باشیم. هر موقع یاد شما می کنیم اشکمان سرازیر می شود. در گذشته خاطرات خوبی با هم داشتیم و نمی دانستیم سربازی […]
پیام سکران باوی به برادرش سلطان باوی در کمپ مانز مجاهدین
آقای سکران باوی در دیداری که روز یکشنبه 23 شهریور با اعضای انجمن نجات خوزستان داشت، از آنها در مورد آخرین وضعیت برادرش سئوال کرد که اعضای انجمن نجات هم توضیحاتی به ایشان ارائه دادند. در انتهای گفتگوها آقای باوی گفت می خواهم به زبان عربی به سلطان پیامی بدهم و خواهش می کنم هر […]
پیام فتح الله پیرزادی به برادرش حیدر پیرزادی در کمپ آلبانی مجاهدین
آقای فتح الله پیرزادی سالهاست که با انجمن نجات خوزستان به منظور کسب خبر از برادرش حیدر و تلاش برای نجات او در ارتباط است. وی پیامی به صورت تصویری برای برادرش تهیه و آن را جهت پخش در سایت نجات به دفتر انجمن نجات خوزستان فرستاد. آقای پیرزادی به اعضای انجمن نجات گفت امروز […]