نامه آقای غلامرضا اکبری نسب به برادرش مرتضی اکبری نسب در آلبانی
به نام خداوند بخشنده مهربانسلام برادر خوبم می دانم فاصله من و تو زیاد است، مسافت را نمی گویم که طی مسافت بمراتب راحت از پرکردن فاصله فکری و قلبی است.سالها با اشک و یادآوری خاطره ها این فاصله را تا حدی پر می کنیم، اما مانند بسیاری که به پادزهر خود روئین تن شده […]
خواهری چشم به راهم، نا امیدم مکن
سلام برادر عزیزتر از جان نامه ام را با شعری از سعدی آغاز میکنم تا درهمین ابتدای نامه همه احساس خود را با زبان شعر بیان کرده باشم.شب فراق که داند که تا سحر چند استهنوز دیــده به دیدارت آرزومنـد است نمی دانم این چندمین نامه ام به شما می باشد و نمی دانم آیا […]
نامه ی مادر چشم انتظارعلی جودت
به نام خدا من مادر علی جودت هستم، من خیلی مشتاق دیدار تو هستم، من روزها را می شمارم تا تو را ببینم و خیلی دل تنگ و نگران تو هستم، من جیران عبدالمحمدی مادر علی جودت خیلی نگران و چشم انتظار تو هستم. من از تو خواهشمندم که به هر طریق ممکن با من […]
نامه خواهر چشم انتظار به برادرش خیراله محمد علیان
به نام خدا سلام خیراله عزیزم و برادرم، نمی دانی وقتی این نامه را می نویسم در نبود تو و پدرم و مادرم تنها امیدم به اشکهایم و وعده ای که به خودم می دهم که آیا برادرم را خواهم دید یا بدون تو من هم مثل مادرت با چشم گریان خواهم مرد؟ قسم به […]
همه اعضای خانواده از ته قلب منتظر بازگشتت هستیم
نامه به علی قلیزاده عضو اسیر رجوی درآلبانی بنام خدایی که داداشی مهربانی چون تورا نصیب من کرد. تو این فصل سرد زمستان یه سلام گرم به داداشی عزیزم. درابتدای نامه عذر تقصیر. البته می دانم قلب برادرم آنقدر گشاده و بزرگ هستش که خواهر کوچک خطاکارش را بخاطر کوتاهی وکم کاری وتاخیر درنوشتن نامه […]
نامه ای به پروانه ربیعی عباسی اسیر در فرقه رجوی
سلام!امیدوارم حالت خوب باشد.شاید در جریان باشی تا به حال چندین نامه برای شما ارسال کردم و هیچ جوابی به من ندادی. زمانی که در عراق بودی با تمام مریضی هایی که داشتم چندین بار به عراق سفر کردم. می خواستم شما را ببینم اما یک مشت آدم سنگ دل مانع این کار شدند. من […]
دیدار اعضای انجمن خوزستان با خانواده غلامعلی قائم نیا
درمورخه 13/9/97 اعضای انجمن خوزستان در شهرستان شوش با خانواده غلامعلی قائم نیا از اسیران دربند فرقه رجوی دیدار کردند.آقای عباس قائمی نیا برادرغلامعلی از حضور اعضای انجمن در منزلشان تشکر کرد و گفت اتفاقا بعد ازاینکه شنیدم مسئولین مجاهدین برادرم غلامعلی را به تلویزیون خودشان آوردند تا مثلا درمورد اعتراضات صنفی کارگران هفت تپه […]
نامه خواهر نگران و چشم انتظار به برادرش محمود خسروی در البانی
محمود جان سلام من خواهرت هستم. از فرسنگها راه دور به روی ماهت سلام می کنم و امیدوارم که همیشه خوب و سرحال باشی. اینجا همگی ما خوب هستیم و فقط نگران و چشم انتظار شما هستیم. مادر همیشه فقط حرف تو را می زند و همیشه چشمش اشک و ناله است و در هر […]
خانواده ولیرضا اکبری کهنه سری تمامیت رجوی را به چالش کشیده است
به نام آنکه هستی از اوست برادر عزیز و مهربانم ولی رضا اکبری سلام، امیدوارم که خوب و سلامت شاداب باشی و سلامتی و سربلندی و موفقیت شما درزندگی، آرزوی همه ماست. در این سالهای بی خبری وپر فراز و فرود دوران پر تلاطمی سپری کردی. درک این همه دوری دوران در اذهان نمی گنجد […]
دلتنگی و ۱۷ سال انتظار فرزند در قالب یک دل نوشته
چندی پیش آقای حسین پاکدل از جداشده ها و برادر اسیران فرقه به نام اکبر و مهدی پاکدل با امید به رهایی برادرانش همراه پاکت نامه ای به دفتر انجمن استان مراجعه نمود و باعث شادی و خرسندی ما شد، پاکت نامه حاوی دل نوشته ای دلسوز برای رسیدن بدست پدری گرفتار است که خالی […]
من و پدرت را حسرت به دل گذاشتی
سلام! امیدوارم که حال شما خوب باشد. می دانی چندین سال است تو را ندیدم! این ظلمی که در حق من شده چه کسی بایستی جواب دهد؟ رجوی یا سرانش! تا به حال نه نامه ای برای من ارسال کردی و نه تماس تلفنی با من داشتی. لااقل از اوضاع و احوالت با خبر شوم. […]
نامه مادر حسن رضایی اسیر در فرقه رجوی
سلام! امیدوارم حال شما خوب باشد. چندین سال است شما را ندیدم و خیلی دلم برای شما تنگ شده است. به من حق بده… من یک مادرم و دلم می خواهد فرزندم در کنارم باشد. حال مساعدی ندارم و دلم می خواهد در مابقی عمرم یک بار هم که شده شما را از نزدیک ببینم. […]