جمعه, ۱۵ خرداد , ۱۴۰۵
نگرانی و شک و تردید را ازخودت دورکن و تصمیم به جدایی بگیر 04 شهریور 1399

نگرانی و شک و تردید را ازخودت دورکن و تصمیم به جدایی بگیر

سلام به خوشگل ترین داداشی دنیا خوبی علی جان .. خوشگلم …نازم …منم کفایت خواهرت هستم. عزیزم ..قربونت برم الهی.. امیدورام همیشه وهرکجا که هستی تندرست وسلامت باشی که نهایت آرزوی ماست . علی جان همه اعضای خانواده درجه یک یعنی خواهرها وبرادرها برایت نامه نوشتند و درد دل کردند وعکسهایی هم برات فرستادند که […]

علی جان با دیدن عکست جانی دوباره گرفتیم. ممنون بابت ارسال عکس 29 مرداد 1399

علی جان با دیدن عکست جانی دوباره گرفتیم. ممنون بابت ارسال عکس

درمحفل خانوادگی عکست را در سایز بزرگ قاب گرفتیم و به جشن و شادمانی پرداختیم عزیزم شاید نماند فرصت دیدار دیگری … سلام علی جان منم حسین برادرکوچکت . چطوری برادر؟ خوبی خوشی ؟ اگر از احوالات پدر و دیگر اعضای خانواده و من حقیر خواسته باشی خداروشکر همه خوبیم و جز نگرانی و دوری […]

پیام فاطمه قلیزاده به برادر علی قلیزاده اسیر فرقه مجاهدین 23 تیر 1399

پیام فاطمه قلیزاده به برادر علی قلیزاده اسیر فرقه مجاهدین

سلام داداشی امیدوارم هرکجا هستی تنت سلامت باشد. پدرو دیگر برادران و خواهرانت همه خوبند و تنها نگرانی و دلواپسی ما توهستی. ماهمه سروسامان گرفتیم، ازدواج کردیم بچه دار شدیم و خونه و زندگی داریم . اما توعلی جان تمام عمر و جوانی و آرزوهایت را اون رجوی های جنایتکار ازت گرفتند . بخدا برادرم […]

برادر جان این روزهای بی خبری سخت دلتنگمان کرده 18 تیر 1399

برادر جان این روزهای بی خبری سخت دلتنگمان کرده

برادر خوبم علی جان سلام امیدوارم حالت خوب خوب باشه و تنت سلامت . ماهم الحمدالله خوبیم . علی جان تمام اعضای خانواده به یادت هستیم و دلتنگ تو. نازنینم هیچ کس نمیتونه ما را ازهم جدا کنه حتی زمان . عشق وعلاقه و دوست داشتن معجزه می کند و فاصله و زمان ناتوانتر از […]

یادداشت از زهرا قلیزاده به علی قلیزاده از اعضای اسیر رجوی در آلبانی 10 خرداد 1399

یادداشت از زهرا قلیزاده به علی قلیزاده از اعضای اسیر رجوی در آلبانی

سلام به برادرعزیزم امیدوارم حال دل مهربونت خوب خوب باشه . ماهمه خوبیم و دلتنگ نازنین برادر که سالهای سال است که تقدیر و سرنوشت بین ما جدایی انداخته است. علی جان زمان را دریاب و تا دیرنشده راهت روپیداکن البته توعاقلتر از آن هستی که خواهر کوچکت نصیحتت کند فقط محض یادآوری و دلتنگی […]

تبریک عید سعید فطر به علی قلیزاده 03 خرداد 1399

تبریک عید سعید فطر به علی قلیزاده

سلام به داداشی نازنینم، یک ماه روزه داری، یک ماه تقرب و بندگی ات قبول حق. امیدوارم روح و جانمان که از اطاعت و محبت خدا سرشار گشته نگاه و افکارمان نیز به دنیای پیرامونمان دچار تحول و دگرگونی گردد. حیف و صدحیف که امسال هم مثل سالهای گذشته در بزرگترین وعزیزترین عید در کنارمان […]

هشدار به علی قلیزاده از اعضای اسیر مجاهدین در آلبانی 15 اردیبهشت 1399

هشدار به علی قلیزاده از اعضای اسیر مجاهدین در آلبانی

علی جان از این فرصت طلایی استفاده کن و از رجوی جدایی خودت را به نماینده کمیساریا اعلام کن سلام عزیزم علی جان منم زهرا خوبی برادر مجددا سال نو وماه مبارک رمضان رو بهت تبریک می گوییم. انشالله سال نو سال سلامتی و خوشی برای همه مردم دنیا باشه وهمه ازاین بحرانی که تمام […]

نامه دلسوزانه خانم زهرا قلیزاده به برادر اسیرش در فرقه رجوی 13 بهمن 1398

نامه دلسوزانه خانم زهرا قلیزاده به برادر اسیرش در فرقه رجوی

سلام به برادر عزیزتر از جانم امیدوارم سلامت بوده باشی ماهمه خوبیم جز دوری شما بردارخوبم که سالهاست زندگی را برما تلخ کرده است . باورکن تو این سی و چندسال که ازما دورهستی از هیچ چیز زندگی لذت نبرده ایم . در سفرها، عروسیها و جشن تولدها و دیگرمراسمات دیگر، همیشه و همه جا، […]

درخواست یاری خانم قلیزاده از جداشده های آلبانی 19 خرداد 1398

درخواست یاری خانم قلیزاده از جداشده های آلبانی

پیام خانم زهرا قلیزاده، خواهری دردمند و چشم انتظار سلام و درود به تمام برادران وخواهران جداشده از چنگال فرقه رجوی از جمله گیلانی های عزیز آقایان مجید رجبی شهرستانی، اسماعیل میرزایی، احمد و امین تلاوتی. اینجانب زهرا قلیزاده خواهر علی قلیزاده به نمایندگی از طرف خانواده به مناسبت شجاعتی که در مقابل ظلم از […]

پیام خانواده قلیزاده به فرزند اسیرشان در اشرف 14 دی 1389

پیام خانواده قلیزاده به فرزند اسیرشان در اشرف

برادرم علی جان آمدنت چرا اینقدر طول کشیده؟ تا کی انتظار و دوری. چرا به دل خودت رجوع نمی کنی دل همه برادر و خواهرانت و فک و فامیلها برایت تنگ شده. آخه دلت را به چه کسانی خوش کرده ای. اینان همه مهره های سوخته اند که پشت شما خودشان را مخفی کرده اند. امید به آنها داشتن دراین سالها چه سودی برایت داشته جز دوری و غربت

دوری تو بسیار آزارمان می دهد 06 تیر 1387

دوری تو بسیار آزارمان می دهد

علی جان به خودت فکر کن که چه سال های خوب جوانی در کجا و با چه افکاری گذشت. چه قدر من و مادرت چشم انتظار تو باشیم. لااقل به من و مادرت فکر کن که برای یک بار هم که شده در اواخر عمرمان تو را در اغوش بگیریم. پسرم به تو قول می دهم هر کاری که از دست ما بر می آید کوتاهی نمی کنیم و برای آزادی و برگداندن تو به وطن عزیز از هیچ کاری دریغ نمی کنیم…

آمدنت یعنی دوباره متولد شدن 15 شهریور 1386

آمدنت یعنی دوباره متولد شدن

سلام علی جان، منم زهرا، خواهر کوچک تو که حالا بزرگ شده، علی جان در این چندین و چند سال که تو از ما دور بودی یک لحظه از یادت غافل نبودیم لحظه به لحظه و در هرجا که بودیم و هستیم به یاد تو لحظه ها را سر می کردیم دلمان برای نگاه و صدایت خیلی دلتنگ است. غم نبود تو، انتظار دوری تو، خیلی سنگین است.

blank
blank
blank