نامه ای به خانم ثریا عبداللهی؛ مادری چشم انتظار
مادر گرامی میبینید که آینده تاریک نیست. باید خدا را شکرگزار باشید پسرتان سالم هست و دعا کنید خدا صبرتان را هر چه بیشتر کند. دعا کنید از یک طرف زمینه ازادی انها فراهم گردد و از طرف دیگر صبر پسرتان را در روابط و مناسبات فرقهای هر چه بیشتر کند و بتواند در برابر سختیها، در نشستها، زیر بار توهینها و فشار نشستهای عملیات جاری و غسل هفتگی پابرجا بماند و خرد نشود
سازمان ملل: رجوی لیبرتی را برای اعضای خود به زندان بدل کرده است
همانطور که در گزارش ذکر شده، سران فرقه محدودیت های سختی بر ساکنان اعمال می کنند، بنابراین نمایندگان یونامی و کمیساریای عالی پناهندگی بایستی مماشات با رهبران فرقه را متوقف کنند. آنان باید تک به تک اعضا را بصورت منفرد و مستقل طرف حساب خود قرار داده و دیگر هیچ یک از فرماندهان دست نشانده رجوی را به عنوان «نماینده ساکنان لیبرتی» نپذیرند. اولین اقدام برای رها کردن اعضای اسیر، عدم به رسمیت شناختن این تشکیلات فرقه ای و ضد حقوق بشری از سوی سازمان ملل است.
عیش و نوش مریم رجوی، بیگاری و بردگی ساکنان لیبرتی
این رهبر خونریز و جنگ افروز که جز به سلامت خود نمی اندیشد، ذره ای ارزش برای نیروهای خودش هم قائل نیست و بدون در نظر گرفتن سن و سال افراد آنان را وادار می کند بلوکهای عظیم سیمانی و امثال آنرا از زمین بلند کرده و جابجا کنند تا به این طریق سرگرم شده و مسائل سیاسی و حقوقی خود را به فراموشی بسپارند و شبها هم بدون اینکه بتوانند کلمه ای با هم صحبت کنند، بیهوش در بستر دراز بکشند تا فردایی دوباره سر رسد و این بازیهای شیطانی تکرار گردد.
مستند تکاندهنده از روابط خانوادگی در مجاهدین
مرتضی پایهشناس کارگردان مستند «فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه» درباره موضوع فیلمش که در بخش مستند سی و دومین جشنواره فیلم فجر پذیرفته شده است به خبرنگار مهر گفت: سوژه این فیلم مستند درباره پدری است که سالها هوادار گروه مجاهدین که خود را مجاهدین خلق مینامند، بوده است. وی در سالهای اول انقلاب به کانادا می رود از اعضای فعال و تاثیرگذار این سازمان به شمار می رود و خانواده همسرش هم از اعضای این گروه بودند.
راهحل رجوی در مقابل افزایش فشار خارجی: افزایش انقباض داخلی
اگر در زمینه ولخرجیهایی که رجوی میکند باز هم انعطاف زیادی میبینیم. ولی در زمینه روابط و مناسبات درونی این انعطافها نه تنها کم نشده بلکه بیشتر هم شده است. و اینها همه در شرایط تنگناهایی است که لیبرتی گرفتارش آمده از حملات موشکی و خمپارهای گرفته تا مسائل حفاظتی و درمانی و لجستیک و… انگار قضیه، همان قانون سیالات است که هر چه حجم سیال بیشتر شود فشار بر جسم بیشتر شده
تلاش بیش از ۷۰ عنصر گروه مجاهدین برای فرار از لیبرتی ناکام ماند
دکتر ر– م پزشک یکی از بیمارستان های بغداد طی نامه ای به مسؤلان وزارت حقوق بشر عراق نوشت: در مدت اعتصاب غذای عناصر گروه مجاهدین، بیش از صد تن از آنها برای معالجه به بیمارستان انتقال داده شدند.این پزشک عراقی افزود: هنگامی که از عناصر این گروه علت اعتصاب غذا را می پرسیدیم از مجبور بودن خود به این اقدام می گفتند و نتیجه سرپیچی از این دستور را مرگ خود اعلام کردند.
یاسر عزتی: وصیتنامه دروغین از مادرم جعل کردند تا دست به اسلحه ببرم
در سال ۷۶ وصیت نامه دروغینی از مادرم که در عملیات مرصاد جان خود را از دست داده بود به من دادند که در آن نوشته شده بود «تو باید اسلحه بدست بگیری و راه من را ادامه بدهی» من هم تحت تأثیر آن قرار گرفتم. پس از آن ما را به فرانسه و محل اقامت مریم رجوی فرستادند که در آنجا بحث های مفصلی در جهت اهداف سازمان آغاز شد. عمده افراد حاضر در آنجا هم از کادرهای قدیمی سازمان مجاهدین بودند.
درنگی بر گزارش سازمان ملل در خصوص مجاهدین
یونامی تصریح می کند که فرقه مجاهدین خلق دارای تشکیلات و ساختار دیکتاتوری است. بر اساس این گزارش مجاهدین خلق به دلیل ساختار دیکتاتوری که دارد محدودیت های زیادی بر اعضاء آن که در کمپ لیبرتی ساکن هستند اعمال می کند. این البته موضوع جدیدی نیست اما بیان و تکرار آن از سوی هیئت نمایندگی سازمان ملل اهمیت دارد. پیش از این دیدبان حقوق بشر بر ساختار دیکتاتوری و مناسبات فرقه ای حکم بر تشکیلات مجاهدین خلق گزارش داده بود.
افشای شیوههای کثیف مجاهدین برای جذب نیرو
مادر فریدون ندایی افزود: گویا پسرم مدتی را نیز در اختیار نیروهای عراقی بوده و در این مدت به شدت شکنجه شده که همین موضوع سبب افسردگی شدید وی شده است. وی سپس به اشرف بازگردانده میشود و من پس از این هیچ خبری از فریدون ندارم. تنها اخبار من مربوط به جداشدگان از سازمان است که اطلاعاتی از زنده بودن وی به من دادهاند.
گفتگو با آقای علی خاتمی عضو جداشده مجاهدین ـ قسمت پنجم
حسابرسی هم به این شکل بود در حین کار که نفر خسته می شد فرمانده به سراغش میامد و نفر را صدا میزد انگار به نوکرش دستور می دهد و بهانه های بنی اسرائیلی می گرفت که چرا اینجا را خوب تمیز نکردی/چرا با فلانی در وسط کار صحبت کردی /چرا محفل زدی/ چرا وقتی توالت رفتی نیم ساعت طول کشید/ چرا کارت کند است، چرا اینقدر شلخته ای/ خلاصه آنقدر می گفت تا فرد عصبی میشد و با فرمانده اش عصبی برخورد می کرد همین موضوع را فرد باید در نشست عملیات جاری هم می خواند تا۲۰نفر هم در نشست به او فحش و دشنام بدهند.
در اسارت تابوهای فرقه ای – قسمت اول
در مناسبات فرقه چنین جا انداخته بود که هرکسی که بخواهد جدابشود بخاطر مسائل جنسی است و فرد را بدین ترتیب در اسارت نگه میداشتند و فرد بخاط ترس از این اتهام، قدرت رهائی از او گرفته میشد. خروج نیرو از مناسبات فرقه نیز مانند پیوستن آنها به رژیم معنی میشد و برای فرد بصورت تابوئی غیرقابل حل در می آمد. ترس از اینکه اگر جداشوم بمن می گویند که به رژیم پیوسته ام و مرا جاسوس جمهوری اسلامی خطاب کنند، بعنوان تابوئی مرا از حرکت بازمیداشت.
انقلاب درونی مجاهدین درچند جمله – قسمت پنجم
رجوی میخواست که در شرایطی که اوضاع بهم ریخته میشود و خودش نمیتواند مانند چنین روزهای ارتباط مستقیم با بدنه سازمان داشته افرادی را داشته باشد که مو به مو دستوراتش را اجرا کنند و این کار فقط توسط زنان که از خودشان ایده ای ندارند و کلا فقط مجری هستند بر می آمد! و بعدش باین کار هرچه بیشتر جلوی انشعاب در سازمان را گرفت.