گفتگو با آقای سیروس غضنفری در باره سازمان مجاهدین – قسمت چهاردهم
بند”ب” یعنی دیدن عنصر زن در حریم رهبری، عکس این هم به مردها صدق می کرد. در این مرحله هر کس، هر شخصی را چه ایرانی، چه خارجی، باید در حریم رهبری می دید و این اوج زیاده طلبی یا همان مسند نشینی مسعود را می رساند که می خواست از این طریق نقطه ضعفهای هر فرد را پیدا کند و سپس روی آن کار کند تا بتواند بر نیروهایش مسلط شود و تحت سیطره خود در آورد و اینجا با دادن و گرفتن رده تشکیلاتی تعادل فکری نفرات را از بین ببرد و از این طریق بتواند اهداف خودش را به نفرات تحمیل کند
گفتگو در باره طلاق های اجباری و سرکوب امیال جنسی در مناسبات مجاهدین ـ قسمت اول
ابتدا می خواستم از دید علمی صرف به بررسی آنچه که به عنوان رفع تضاد جنسی و تحت واژه انقلاب ایدئولوژیک رهبران مجاهدین راه انداخته اند، بپردازم اما دیدم فاجعه ای که در جریان است و آنچه بر سر انسانهایی که تحت هر عنوانی در این تشکل و گروه هستند بوجود آمده است چنان احساسات انسانی مرا برانگیخته است که نمی توانم فقط در قالب یک بحث و تحلیل علمی بدان بپردازم و سخن بگویم. ابتدا باید از عمیق ترین حس خود فریاد بزنم واعتراف کنم آنچه که رهبر مجاهدین آقای رجوی بر سر هموطنان من آورده است آنقدر بیرحمانه و فجیع بوده که اطلاق نام هموطن را بر وی ممنوع می کند
پدران و مادران در حسرت نگاهی
همه خانواده ها فقط آرزو داشتند از دور عزیز خود را ببینند اما” رجوی” از این هم دریغ می کرد و فقط خانواده ها را سنگسار می کردند! ای وای بر سنگین دلان، وای بر سیه دلان! پدران و مادران زیادی در حسرت دیدار عزیزان خود با چشمان باز و منتظر از دنیا رفتند، عده ای هم حسرت بدل، داغدار شدند و خبر کشته شدن عزیز خود را شنیدند،” آقای رجوی” لااقل اجازه بده کسانی که زنده ماندند و خود را با هزاران سختی به کنار اشرف رساندند، فقط گل خود را بو کنند، گل زیبای خود را از دور نگاه کنند
آغاز و پایان توتالیتاریسم مجاهدین
انتقال افراد از اشرف به کمپ موقت ترانزیت و از بین رفتن حصارهای تشکیلاتی که عناصر مجاهدین بیش از سه دهه تحت شستشوی مغزی سیستماتیک قرار داشتند چه تاثیر و پیامدهایی خواهد داشت؟ تجربه ی تاریخی حاکی از این است که توتالیتاریسم در رویارویی با عقلانیت انتقادی و دنیای دموکراتیک محو و کمرنگ خواهد شد پس بزودی شاهد جدایی تعداد زیادی از عناصر و کادرهای تشکیلاتی مجاهدین و بازگشت آنان به دنیای آزاد خواهیم بود.
احتمال فروش سازمان تروریستی مجاهدین
الان تقریبا ده سال است که مسعود ناپدید شده است. ده سال زمان کمی نیست. به هر حال مسعود یا مرده است یا رفته به یک جایی و مریم هم بعدا می رود پیش او. اینها خیلی هم پنهان کارند. یک امکان دیگر هم این است سازمان را فروخته باشند و بعید نیست مشتریانی هم داشته باشد چون به هر حال ابزاری است که هر کس بخرد می توان از از آن استفاده کند. من نمی دانم چه کسی خریده است. باید دید این سازمان به کار چه کسی می آید.
نگرش و تاملی بر انتقال دومین گروه از عناصر مجاهدین به کمپ ترانزیت
رهبر عقیدتی مجاهدین علیرغم تلقین ها، القائات و آگراندیسمان نادرستی که از خویش در ذهنیت عناصر مجاهدین در محدوده بسته و تنگ اشرف از خود به تصویر کشیده بود فردی ضعیف النفس، ترسو و بزدل و حال کاملا به لحاظ روانی در وضعیت تدافعی قرار دارد پس بزودی شاهد و نظاره گر فروپاشی دنیای تاریک و سیاه مجاهدین خواهیم بود. در زمانه ای که بسر می بریم”عصر انفجار اطلاعات و عقلانیت انتقادی” بر همگان و اندیشمندان دنیای مدرن به اثبات رسیده است مدینه ی فاضله ی مجاهدین توهمی بیش نبود و اتوپیای خیالی رهبر عقیدتی مجاهدین صرفا چیزی جز نمایش دردناک یک ذهن بیمار نیست.
همسر علی ابراهیمی از احساساتش می گوید
آقای رجوی سوال همسر علی این بود که چرا علی به ملاقات نیامد و چه چیز او را اینطور بی احساس کرده که عشقش و دوستش را ملاقات نکرد ولی آقای رجوی سوال من این است آیا ایدئولوژی شما اینطور انسانی به بار می آورد و همه را بی احساس می کند یا جبر و ترسی که شما در تشکیلات به وجود آورده اید؟ باید که جوابی برای همسر علی و علی های دیگر داشته باشید و جواب او را بدهید و او را از این رنجش آزاد کنید.
تعبیر خواب مریم رجوی از کمپ موقت ترانزیت (لیبرتی)
این همان تعبیر خوابی است که مریم رجوی از رفتن به کمپ موقت ترانزیت (لیبرتی) میکند چرا که حساب میکند اگر سری های بعد ساکنان اشرف به کمپ موقت ترانزیت (لیبرتی) بروند دیگر امکان اینکه بتوان نفرات توجیه شده و تحت فرمان کامل خودش را بفرستد نیست و اینکه در گروههای بعدی خیلی ها دنبال یک فرصت هستند که از این وضعیت خلاصی پیدا بکنند که البته اینطور خواهد شد و دیگر نشستهای طولانی مسعود رجوی و نشستهای تحقیر کننده مسولین در اشرف نمیتواند جلوی این واقعیت را بگیرد.
گفتگو با ابراهیم خدابنده
اردوگاه اشرف ظرفی بود که رجوی توانست نیروهایش را در آن جمع کند. فرقهها کلا به دنبال جایی هستند که ایزوله از محیط خارج باشد، چراکه نمیخواهند اعضایشان با محیط پیرامون ارتباطی داشته باشند. برای همین ساکنین اردوگاه اشرف ارتباط تلفنی با بیرون نداشتند، اینترنت نداشته و ندارند. فقط اینترانت یا شبکه داخلی و تلویزیون مداربسته دارند. آنجا کسی موبایل ندارد و تنها مسوولان ارشد حق استفاده از موبایل آن هم تحت ضوابط خاص را دارند.
اعزام نیروهای مجاهدین به مقر موقت ترانزیت باید مدیریت شود
نفراتی که بصورت گروهی به کمپ موقت اعزام میشوند نبایستی زیر سیطره مسئولین سازمان باشند و آنان اعزام ترکیبی را معین کنند! لیست اعزامی بایستی توسط دولت عراق به مجاهدین اعلام شود و آنها بایستی براساس لیست معین شده نفرات را آماده اعزام به مکان ترانزیت کنند. براساس شناختی که از این فرقه دارم٬ آنها در مکان جدید هم سازماندهی خود را خواهند داشت و تا جایی که امکان دارد اجازه نخواهند داد که نیروها بحال خود رها شوند تا مبادا امکان گرفتن تصمیم مستقل را پیدا کنند.
مریم رجوی میخواهد فرقه تروریستی در مرز اردن مستقر بشه!!!
خانم رجوی برای سوءاستفاده رذیلانه ازاین وضعیّت پیش آمده هرروز دنبال بهانه تراشی بودکه زمان بیشتری بخرد ولی بعدازصحبت های اخیرخانم هیلاری کلینتون ظاهراًبه این نتیجه رسیده اند که دیگربهانه های واهی ومسخره ازقبیل وجود مار افعی در کمپ موقت ترانزیت (لیبرتی) وخرابی سیستم فاضلاب وغیره دیگرکارسازنیست به فکرحیله و نیرنگ دیگری افتاده اند که با مطرح کردن استقرار در مرز اردن همه را بیشتر به بازی بگیرند و زمان بیشتری بخرند تا اینکه به اهداف پلیدشان برسند.
نامه سرگشاده بنیاد خانواده سحر به وزیر امور خارجه آمریکا
سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی یک فرقه مخرب کنترل ذهن است که اعضای خود را با استفاده از تکنیک های روانی مانیپوله کرده و در اسارت ذهنی نگاه داشته است. خانواده های اعضای این فرقه بیش از دو سال است که در برابر دروازه های پادگان اشرف تحصن نموده و تنها خواسته آنان دیدار با عزیزانشان است که رجوی هرگز چنین اجازه ای را نداده است چرا که میترسد تسلط روانی و ذهنی خود بر نیروهایش را از دست بدهد. زمانی میتوان گفت که رجوی همکاری خود را نشان داده که به این خانواده ها اجازه دهد بدون واسطه و بطور مستقیم با عزیزان خود دیدار داشته باشند.