خیانت مجاهدین
مناسبات تیره و تار مجاهدین که آقای قادر رحمانی در خاطرات خویش به آن اشاره صریح و بی پرده دارد حاوی نکات تامل انگیزی از چگونگی مرگ اندیشه سیاسی و ایدئولوژیکی ست که مجاهدین به آن تاکنون پایبند بودند. تفکر مجاهدین در حیطه های سیاسی، اعتقادی و انسانی به باور آقای قادر رحمانی یکی از اعضای با سابقه مجاهدین و ارتش آزادیبخش که سالها برای دارودسته رجوی و تا سرحد مرگ و جنون فداکاری کرده است، تفکری غیر دموکراتیک، غیر انسانی و فاشیستی ست
یادداشت محمد باقرکشاورز حول مرگ نرگس لطیفی درتشکیلات فرفه رجوی
بمن گفته شده بود که فوت نرگس را هنوزکه هنوزه بدلیل بیماری پدرومادرش به آنها گفته نشده واحتمال سکته آنها هم میرود وازمن خواسته شد که این موضوع را به آنها نگویم. فی الواقع خیلی سخت است آخربا چه وجدانی بتوانم آنرا مخفی کنم وچگونه روزها درکنارپدرومادرپیری که سالیان درانتظاردخترش نشسته به آنها بگویم انشاء الله می آید!! درحالیکه بقیه خانواده اودرجریان هستند که نرگس لطیفی بدلیل بیماری سرطان درپادگان اشرف فوت کرده واین درحالی بود که حقیقتا من که پسردایی وی بودم وسالیان باهمدیگردریک قرارگاه بودیم بندرت اورا میدیدم
اعلام جدایی آقای مهدی سجودی از فرقه رجوی
اینجانب مهدی سجودی عضو سابق سازمان مجاهدین خلق در همبستگی و حمایت از خانواده های متحصن در مقابل درب قلعه اشرف، جدایی خود را از فرقه رجوی رسما اعلام می کنم. من در ابتدای جوانی به دام این سازمان افتادم و خوشحالم که توانستم قبل از اینکه موهایم سپید شوند، به ماهیت این فرقه پی ببرم و آزادی خود را بیابم. قصد دارم واقعیت هایی که در مدت چند سال گذشته در فعالیت با سازمان مجاهدین خلق داشته ام را به اطلاع افکار عمومی برسانم.
فراخوان همکاری و هم اندیشی برای آزادی اسیران اشرف
، باید روانشناسان زبده و کارکشته بنشینند، تشکیلات فرقه را تحلیل و واشکافی کرده و برای آن راه حل ارائه دهند. تشکیلات فرقه رجوی بر جاهل نگه داشتن اعضا استوار است،مسلما محدوده ذهنی هزاران نفر را کنترل کردن کار ساده ای نیست، اما این امری بوده که رجوی ها تا به حال تا حدودی از پس آن برآمده اند.بنابراین برای نجات زنده گی هزاران قربانی این تشکیلات پلید، باید تلاش و همت نمود
جنگ طلبی، دست مایه اصلی فرقه رجوی – قسمت اول
از خلال مناسبات فرقه و موضع گیری های اصلی که توسط خود مسعود رجوی مرتب اعلام شده و یا می شود، به این واقعیت صد بار اثبات شده رسید که فرقه یک لحظه هم عملیات تروریستی را کنار نگذاشته و یک لحظه هم از تفکر جنگ طلبی خود را فارغ نکرده و یک لحظه هم از خشونت طلبی دست برنداشته است و صرفاً اگر کاری کرده تاکتیکی بوده و مقتضای شرایط ایجاب می کرده و لذا همیشه منتظر فرصت است تا به لباس اصلی خودش در بیاید یعنی خشونت و تروریسم.
افکار شیطانی و کینه حیوانی رجوی از خانواده ها
او دجالگرانه با استفاده از مثال حضرت نوح (ع) و فرزند کافرش، خود را جای خدا نشانده و انجام عملیات جاری، این اقدام کثیف خلاف عقل و شرع را در درون تشکیلات پوسیده فرقه ای اش را که تنها برای زنجیر کردن افراد در فرقه کاربرد دارد را با وقاحت و بی شرمی تمام معادل استغفار نوح پیامبر (ع) به پیشگاه خداوند تعالی قرار میدهد. براستی تاکنون چه کسانی غیر از نمرود و فرعون و… خود را در جایگاه خدا قرار داده اند؟
قرارگاه اشرف؛ محل فریب خوردگان
اکثر افرادی که در قرارگاه اشرف در حال حاضر زندگی و یا قبلا زندگی می کردند با فریب و حیله گری های رجوی و سرانش به قرارگاه اشرف منتقل شده اند. در دوران جنگ تحمیلی سران سازمان به دستور شخص رجوی به اردوگاه های عراق مراجعه می کردند و با ترفند های فریب کارانه و وعده های دروغین اسیران جنگی را به قرارگاه اشرف منتقل می کردند. به مرور زمان که برخی از اسیران با مناسبات خشک و بی روح سازمان مواجه شده و اعلام جدایی می کردند
مجاهدین از بی هویتی در بین خانواده های اعضا و مردم ایران رنج می برند
تجربه سرکوب در درون مجاهدین نشان داده است پیگیری خانواده های اعضای ناراضی مجاهدین باعث تقویت روحیه آنها در برابر فشارهای مجاهدین می شود و سرانجام اعضای ناراضی به دنیای آزاد خواهند رسید و مجاهدین بار دیگر مانند همیشه رسواتر خواهند شد.
نامه سرگشاده آقای علی جهانی به سازمان دیده بان حقوق بشر
تعدادی از خانواده های قربانیان در قلعه اشرف جلوی درب این قلعه جمع شده اند ولی اجازه دیدار با فرزندان خود را ندارند، چرا که رهبری این فرقه تماس و ملاقات با خانواده ها را حرام اعلام کرده است و یک لیست تشریفاتی با زور از بعضی از اعضای سازمان در این ارتباط گرفته و از آنان نقل می کند که ما نمی خواهیم با خانواده های خودمان ملاقات کنیم که طبعا هر عقل سلیمی چنین چیزی را باور نمی کند و تنها به عمق روش های استالینیستی فرقه مجاهدین پی می برد.
واژه خانواده در فرهنگ فرقه رجوی
از این نقطه دیگر خانواده هم برای فرقه فرق می کند. اگر این خانواده راضی به همکاری برای فرقه بشوند و کارهای این فرقه وماموریت های محوله را در ایران و یا سایر نقاط انجام بدهند لقب خانواده مجاهدین می گیرند و اگر همین خانواده ها یعنی پدر یا مادر و یا خواهر و برادر اگر حاضر به همکاری به فرقه رجوی نشوند و صرفاً بخواهند که با فرزندان و یا بستگانشان در کمپ اشرف دیداری داشته باشند اجازه این کار را ندارند و عوامل وزارت اطلاعات لقب می گیرند
کسی حاضر نیست این درب را باز کند، این فریادها پاسخی ندارد
گزارش بی.بی.سی با نمایی که بر روی قفل بزرگی بر روی در ورودی اشرف تاکید دارد و با این جمله گفتار متن شروع می شود:”کسی حاضر نیست این درب را باز کند، این فریادها پاسخی ندارد.” این گزارش بار دیگر بر این حقیقت تاکید گذاشت که علیرغم فرافکنی مجاهدین مبنی بر دعوت از رسانه های آزاد به حضور در قرارگاه اشرف، سازمان نه تنها از این اقدام استقبال نمی کند که به زعم گزارشگر بی.بی.سی حتی حاضر به رودرویی با خبرنگاران نیست.
نامه سرگشاده کانون ایران قلم به دفتر سازمان ملل متحد در بغداد
نزدیک به سه ماه است که پدران و مادران سالخورده ای با چشمانی گریان و قلب هایی شکسته درانتظار ملاقات با فرزندانشان در مقابل در قرارگاه اشرف متحصن شده اند تا رهبران مجاهدین خلق بگذارند این خانواده ها به فرزندانشان که در داخل کمپ هستند دسترسی یافته و با آنها صحبت کنند. اما مخالفت رهبری مجاهدین خلق برای ملاقات خانواده ها با فرزندانشان در حالیکه که راه زیادی را از ایران به عراق آمده اند نقض واضح حقوق بین الملل و حقوق انسانی در سراسر جهان است.